داستان روستاتیش: از آتش روستا تا کارآفرینی اجتماعی

یک زن و شوهر جوان وقتی به روستاها سفر میکردند، کنار آتش ایده ای پیدا کردند. آنها صنایع دستی اهالی روستا را در اینترنت میفروشند، هم اهل روستا سود می کنند و هم آنها. اسمش را گذاشتند: «روستاتیش» که از «روستا» بعلاوه «آتیش» تشکیل شده است. در این نوشته قصه آنها و کارآفرینی اجتماعی را تعریف کردیم.

هلیا برزویی-ده سال مناطق روستایی ایران را با دوچرخه رکاب زدند و لذت بردند. حال تصمیم گرفتهاند این لذت را با روستاتیش به روستا نشینان هدیه دهند.روستاتیش، نامش ترکیبی از روستا و آتش است. در زمستان سال گذشته بوجود آمد تا گرما بخش زندگی روستانشینان باشد، روستاهایی که با صنعتی شدن جوامع به دست فراموشی سپرده شدند و روز به روز محرومتر شدند. این محرومیت تا آنجا پیش رفت که دسترسی به آب آشامیدنی، آموزش، بهداشت، و… تبدیل به چالشی بزرگ برای روستانشینان شد. در هر منطقه ای مجموعه ای از توانمندیها و ظرفیتهای انسانی وجود دارد. روستاتیشیک بستر دیجیتالی را فراهم آورده است و در تلاش است تا از طریق شناسایی و پرورش توانمندیهای هر روستا، پروژه مربوط به آن روستا را به ثمر برساند.

داستان تاسیس روستاتیش

احسان مهتدی و همسرش مینا کامران موسس روستاتیش هستند.  مهتدی درباره اینکه فعالیت روستاتیش چگونه آغاز شد، میگوید: «نزدیک به ده سال تمام مناطق روستایی ایران را به همراه همسرم با دوچرخه رکاب زدیم. سفر به این مناطق در ابتدا برای ما لذت بخش بود اما به مرور به ما یک حس مسئولیت داد. احساس میکردیم آنچه از این مناطق دریافت کردهایم را باید به مرور پس دهیم. به این معنا که دل مان میخواست ما هم این لذت را دوباره به آنها هدیه دهیم. جدا از این حس، روستاها ریشه فرهنگمان هستند. شاید وقتی وارد  شهر میشوید به راحتی نتوانید تنوع زیادی از رنگ، لباس و لهجه بومی را پیدا کنید. اما هنگامی که وارد روستا میشوید گویی پر از رنگ، صدا و تصاویری است که ریشه در گذشته ما دارد و آنها را در روستاها میتوانید پیدا کنید.» حال این زوج فعالیت های اجتماعی خود را در روستاها آغاز کردند تا ریشههای فرهنگی را حفظ کنند و پرورش دهند.

از او درباره معنای اسم روستاتیش میپرسم و پاسخ میدهد: «یعنی ترکیب روستا و آتش. ما میخواهیم با کمک اهالی روستا ریشههای مان را گرم و روشن نگه داریم. اما تا زمانی که همگی دور آتش بنشینیم، آتش روشن نمیماند و به مرور خاموش میشود. تنها کاری که برای روشن ماندنش باید انجام دهیم، این است که گاهی از آتش  دور شویم تا هیزمش را فراهم کنیم. ما میخواهیم با کمک افراد بومی برای آتش هیزم جمع کنیم. این رسالتی است که برای خودمان تعریف کردهایم.»

روستاتیش تا کنون چه کرده است؟

این گروه با توجه به نیازهای اجتماعی و اقتصادی هر روستا پروژه خود را آغاز میکند و در حوزه‌های مختلفی از جمله آموزشی، بهداشتی، ترویجی و … پروژههای خود را تعریف کردهاست.مردم روستا صنایع دستی که مختص آن روستا است را تولید میکنند و روستاتیش آنها را برایفروش آنلاین در اختیار مخاطبان خود میگذارد. از این طریق هم هزینه تکمیل یک پروژهفراهم میشود و هم باعث تقویت اعتماد به نفس و روحیه جمعی اهالی روستا میشود.

از طرفدیگر مخاطبان هم در جریان روند طی شده پروژه قرار میگیرند. با همیاری پویش ایران من، از طریق درآمد سوزن دوزیهای گروه بانوک، برای روستای سیدبار در استان سیستان و بلوچستان یک مدرسه مجهز به کامپیوتر و کتابخانه افتتاح شده است که بنا بر گفته احسان مهتدی این مدرسه صرفا یک مدرسه معمولی که محلی برای آموزش باشد نیست بلکه تبدیل به یک کانون توسعه محلی شده است که زنان و مردان روستا که شاید تعصبات قومی هم داشته باشند، شب ها کنار مدرسه گرد هم میآیند. در واقع مدرسه تبدیل به کانون ارتباطی اهالی روستا با یکدیگر شده است. همچنین در روستای کهنانی کش در سیستان و بلوچستان که به دلیل عدم وجود مدرسه متوسطه دانش‌آموزان مجبور بودند مسافت زیادی را با پای پیاده به روستای دیگری بروند و دختران روستا به دلیل همین مسافت از ادامه تحصیل باز میماندند. اما سرانجام گروه روستاتیش با فراهم کردن بستری برای فروش محصولات اختصاصی خود، توانست هزینه سرویس رفت و آمد هفت دختر پایه ششمی را فراهم کند که از مهر امسال دختران کهنانی کش میتوانند با سرویس به مدرسه رفت و آمد کنند.تعمیر سرویس بهداشتی مدرسه، تامین کلاس زبان،مرمت و احیای قنات، و… از پروژههای دیگر روستاتیش است که در حال فراهم کردن هزینه آنهاست.

اشاره:احسان مهتدی میگوید که بعد از اتمام پروژه یک روستا، ما آنها را فراموش و واگذار نمیکنیم بلکه دسترسی به بازرا فروش خوب را که برای مناطق بومی دشوار است را فراهم و تسهیل میکنیم.

روستاتیش چه هدفی را دنبال میکند؟

از نظر بانک جهانی مهمترین اهداف توسعه روستایی شامل بهبود بازدهی و افزایش اشتغال،بالا بردن درآمد روستاییان و نیز تامین سطح قابل قبول تغذیه، مسکن، آموزش و پرورش و بهداشت است. روستاتیش هم از این اهداف غافل نمانده است. 

مهتدی در باره اهداف روستاتیش اینگونه توضیح میدهد: «فعالیتی که ما انجام میدهیم به عنوان کارآفرینی اجتماعی شناخته میشود. کارآفرینی اجتماعی اولین بار توسط محمد یونس ابداع شد و سالهای زیادی است که در دنیا به اشکال متنوعی در حال پیاده سازی ست. شاخص کارآفرینی اجتماعی خلاقیت است. برخلاف کارآفرینی اقتصادی که مبنایش افزایش سود شخصی و اقتصادی است، مبنای کار آفرینی اجتماعی، سود و منفعت جمعی است.» 

او در ادامه مثالی را مطرح میکند : «اگر یک نفر بتواند کفشی را تولید کند، این کفش سودی را به همراه دارد و نیاز شخصی فرد را بر طرف میکند. اما این سود و منفعت شخصی به شکل دیگری هم میتواند توزیع شود. به این شکل که اگر آن فرد بخشی از سودش را به جایی ببرد که فرضا چرم برای کفش تولید میکنند و بتواند یکی از مسائل بومی آن منطقه را در حوزه بهداشت، آموزش، محیط زیست، و… حل کند، همانند این است که دارد سود به دست آمده را توزیع میکند وسود را به منطقه بومی هم میرساند.»

موسس روستاتیش تاکید میکند که کارآفرینی اجتماعی به دنبال سود اقتصادی نیست و حتی سرمایه گذاری در کارآفرینی اجتماعی مبنای اجتماعی دارد تا اقتصادی و کسانی هم که در این زمینه فعالیت میکنند علاقه زیادی به دیگری به معنای اجتماعی آن دارند.

چالش های روستاتیش

مهتدی در پاسخ به این سوال که آیا تاکنون روستاتیش با چالش هایی مواجه شده است، میگوید: «فعالیت توسعه ای فعالیتی است که در بلند مدت اتفاق میافتد و تدریجی است بنابراین وجود چالش در این راه امری کاملا طبیعی است.

توسعه در معنای واقعی خود یک فرایند است. اما در پاسخ به پرسش شما باید بگویم بله ما دچار چالش هایی میشویم اما این چالش ها جزئی از توسعه است و باید برای پایدار ماندن توسعه به آنها پاسخ دهیم. کار ما در کارآفرینی اجتماعی این است که تسهیلگری اجتماعی را که لازمه ورود به این کار است را انجام دهیم و باید این فرایند را تسهیل کنیم.»

موسس روستاتیش ادامه میدهد: «گاهی ممکن است اهالی یک روستا در برابر اقدامات ما مقاومت یا احساس کنند که چرا باید این فعالیتها را انجام دهیم در صورتی که همین واژه چرا، محل گفت و گو است و از این طریق  وارد گفت و گو میشویم. وقتی آنها چرا میگویند، ما سعی میکنیم با هم جواب چرایشان را پیدا کنیم. ما حتی پاسخ این چرا را هم نمیدهیم به این دلیل که کار تسهیلگری اجتماعی این است که پاسخ ندهد بلکه سعی کند پاسخ را از دل آن جامعه محلی بدست آورد. در ادامه آنها به مرور متوجه میشوند که ما مداخله گر نیستیم، قرار نیست چیزی را تغییر دهیم و آسیبی برسانیم بلکه برای این آمدهایم که با یاری یکدیگر یک فرایند را تسهیل کنیم و باعث تغییر شویم. زمانی که به این نقطه امن میرسیم، دیگرخود روستاییان جزو مدافعین این فعالیت میشوند.»

او برای این چالشها این مصداق را میآورد: «در روستای سید بار مجموعه ای از خانم ها هستند که کار سوزن دوزی را انجام دادند و اکنون عضو گروهی به نام بانوک هستند که سوزن دوزیهایی بر روی محصولاتی مثل کیف، لباس، زیور آلات، و.. را انجام میدهند و نامشان شناخته شده است و محصولاتشان را میفروشند. آنها در مدت سه سال از این طریق توانستند حدود صد میلیون تومان به تجهیز مدرسه روستایشان کمک کنند. یعنی صندوقی که خود روستاییان تشکیل دادند، توان این را پیدا کرده است که به ساخت مدرسه کمک کند و این همان اتفاق خوب است. دقتی کنید که اتفاق خوب فروش و حضور ما نیست بلکه این است که خود مردم به نوعی وارد رودخانهای شدهاند و خودشان یاد گرفتهاند که مسیر را طی کنند.»

سرنوشت یک روستا پس از اتمام پروژه

احسان مهتدی میگوید که بعد از اتمام پروژه یک روستا، ما آنها را فراموش و واگذار نمیکنیم بلکه دسترسی به بازرا فروش خوب را که برای مناطق بومی دشوار است را فراهم و تسهیل میکنیم.

وی ادامه میدهد: «بخشی از فرایند تسهیل مربوط به آماده سازی محصول برای بازار است و بخش دیگر مربوط دسترسی به خریدار است که از طریق سایت روستاتیش سعی کردهایم فرایندش را تسهیل و کمک کنیم که این اتفاق دائمی باشد. ما در این چند ماه محصول  ۱۴_ ۱۵ روستای مختلف را درون سایتمان قرار دادهایم.» مهتدی در پایان تاکید میکند: «ما ارتباط بسیار زیادی هم با خود روستاییان داریم و روابط ما صمیمانه و دوستانه است. خوشبختانه اعتمادی، هم از سوی مخاطب و هم از سوی روستاییان پدید آمده است. ما یک واسطه هستیم که سعی میکنیم همه فرایندها را تسهیل کنیم و زمانی که این اعتماد بوجود بیاید شما نمیتوانید رهایش کنید بلکه آن را باید پایدار نگه دارید.»