فقط یک کارگر ساده: ساعت کار ۸ صبح تا یک شب

به هیچکس بروز نداده اند که این کاره اند، هیچکدام از فامیل هایشان حداقل نمی داند و وقتی می خواهند به خانه ها بروند با کلی تحقیق و پنهان کاری می روند که مبادا در یکی از این خانه ها با آشنایی روبرو شوند.

دانشجو است و کم حرف .خرج دانشگاهش را در می آورد . «فقط یک اشتباه کوچک داشته باشی سریع اخراجت می کنند و دیگر هیچ کدام از این شرکت ها نمی گذارند برای آنها کار کنی»

اصفهان؛ دریا قدرتی پور: اواخر بهمن و اسفندماه برای فهیمه بره کشان است. او تنها ۳۰ سال سن دارد و از وقتی که شوهرش را در تصادف از دست داده، شده یک کارگر ساده برای دفاتر خدماتی . کارش را از همان چهلم همسرش شروع کرده و حالا سه سالی می شود که با دخترش شغلی موقتی را یدک می کشند.

نگاهش که می کنی خطوط عمیق روی پیشانیش سیلی روزگار را نشانت می دهد. فهیمه و دخترش از انجام دادن هر گونه کار سخت ابایی ندارند ، از شستن موزاییک ها تا تمیز کردن کابینت ها و سرویس بهداشتی و کمدها و راه پله ها و … کار کردن معصومه به تنهایی برای تامین هزینه های زندگیشان کافی نبوده به همین خاطر دختر نوجوانش را در این مسیر پر مشقت با خودش همراه کرده است .

میانگین ساعت کاری آنها بالای ۱۲ ساعت در روز است .ازنگاهش خستگی می بارد، صورت پف کرده اش را برمی گرداند تا اشک هایش پنهان بمانند:«در صورتی که از خروسخوان تا بوق سگ دو نفری کار کنیم در بهترین شرایط، روزی ۱۰۰ تا ۱۵۰ تومن درمی آوریم؛ اما مابقی روزهای سال این کار موقتی است، با دستمزد کم، ولی شب عیدها فرق دارد، چون نازمان می چربد، زمان و دستمزد را ما تعیین می کنیم و با صاحبخانه به یک توافقی می رسیم». دختر فهیمه دوست ندارد حرف بزند، ساکت کز می کند در گوشه اتاق و ترجیح می دهند، لکه سمج روی سرامیک ها را با دقت پاک کند.:« قبلا با یک موسسه کار می کردیم، پورسانت برمی داشت، هیچی تهش نمی موند .حالا خونه به خونه می ریم .هر کی آشناس به یکی دیگه معرفیمون می کنه .البته هر جایی نمی تونیم کار کنیم، رفتارها مختلفه ، گاهی خوب، گاهی هم نه، بالاخره دختر جوان دارم» . لبش را می گزد و ترجیح می دهد بیشتر از این در این باره حرف نزند. خانم بنویس «بیمه نیستم. بنویس هیچکس حمایتی نمی کنه . بنویس اگه من خونه نشین بشم این دختر جوون چه به سرش میاد. خانم بنویس خدا را شکر» . دستهایش را قایم می کند، گله به گله پر از زخم است.

شکاف نامرئی تبعیض

«صبح ها یک خانه می رویم و بعدازظهرها یک خانه دیگر». این را اسماء می گوید. زن ۴۵ ساله ای که با شوهرش کار می کند و به قول خودش شوهرش که بیکار شده، جز این کار چاره ای دیگر نداشته اند. دست می کشد به زانوهایش و ادامه می دهد: حدود ۵ سالی هست این شغل را داریم، ولی این شغل بازنشستگیش زودتره .

شوهرش قبلا کارگر ساختمانی بوده، ولی حالا کارهای مردانه ای که اسما نمی تواند از عهده آن بربیاید را انجام می دهد:«حقوق شوهرم بیشتره، تقریبا بین ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان بیشتر از من »، شکاف نامرئی که باعث خوشحالی اسما است .

به هیچکس بروز نداده اند که این کاره اند، هیچکدام از فامیل هایشان حداقل نمی داند و وقتی می خواهند به خانه ها بروند با کلی تحقیق و پنهان کاری می روند که مبادا در یکی از این خانه ها با آشنایی روبرو شوند.

آزارهای پنهان برای کار شرافتمندانه

مریم هم از همین دست است .دانشجو است و کم حرف .خرج دانشگاهش را در می آورد . «فقط یک اشتباه کوچک داشته باشی سریع اخراجت می کنند و دیگر هیچ کدام از این شرکت ها نمی گذارند برای آنها کار کنی». او قبلا در خانه ها کار می کرده و گاهی آزارهای زیادی می دیده و برای اینکه کارش را از دست ندهد دم نمی زده، اما حالا دو سالی می شود که ترجیح می دهد که با درآمد خیلی کمتر در تالارهای عروسی کار کند:« دستمزدمان از صبح تا ساعت ۳ بعدازظهر ۴۰ هزار تومن است و اگر بعدازظهر هم از ۵ تا یک شب بیاییم، می شود ۸۰ هزار تومن در روز ؛ با ۸۰ هزار تومان این روزها چه میتوان خرید؟ شاید یک کیلو گوشت!

بیمه دارید؟

کدام بیمه ؟اصلا اسم ما در هیچ جایی ثبت نشده است. بر اساس آمار در این شرکت که می بینید تنها ۱۰ نفر کار می کنند، در صورتی که حدود ۵۰ تا ۷۰ نفر به طور ثابت اینجا کار می کنیم و نزدیک عید و یا در تابستان این آمار به ۱۴۰ نفر هم می رسد.

«اگر اسم ما ثبت شود باید ما را بیمه کنند. باید هزار تا حق دیگر ما را نیز بدهند. اما کاری از دستمان برنمی آید.»

چرا به اداره کار شکایت نمی کنید؟

خب این مساوی است با اینکه کارت را از دست بدهی . همین . فقط کافی است با یک تلفن مشخصات و آدرس بدهی و از روزهای شلوغ خانه تکانی در امان باشی . با کارگرانی که ناچارند بدون هیچ اعتراض یا شکایتی کار کنند.

در این میان خانواده های زیادی هم هستند که از این گونه خدمات راضی نیستند، حسینی که یک زن خانه دار است از این موضوع راضی نیست، به نظر او این شرکت ها باید آموزش های لازم را به این افراد بدهند تا خانواده ها خیالشان راحت باشد که بابت پولی که می دهند، خدمات دریافت می کنند.

برخلاف او معینی، که تازه ازدواج کرده از خدمات رسانی این شرکت ها راضی است:« به نظر من به این علت که خدمات رسانی این شرکت ها تقسیم شده است و مردان معمولا برای شستن دیوارها و راهرو و پله ها اعزام می شوند و زنان برای کارهای ظریف تر مثل آشپزخانه و اتاق ها گمارده می شوند، کار بسیار درستی است و من هر ساله از شرکتی که خدمات می گیرم راضی هستم».

سکوت در برابر حق بیمه

نادری یکی از مدیران اینگونه شرکت ها است و درباره این موضوع می گوید: اکنون با زمان های قبل تقاوت بسیاری پیدا کرده است، مردم ترجیح می دهند که خانه هایشان را با تمییز کار نظافت کنند و این موضوع سرما را در شب های عید شلوغ تر کرده است.

وی با تاکید بر اینکه ما هیچگونه مسئولیتی در قبال افرادی که از میدان ها یا کنار خیابان برای تمییزکاری به منازل می آیند نداریم ادامه می دهد: اگر مردم می خواهند با اطمینان و اعتماد کامل افراد را به منازلشان بیاورند، باید از شرکت های خدماتی کمک بگیرند، چون این شرکت ها با شرایط مناسب اقدام به استخدام این افراد می کنند.

نادری درباره موضوع آموزش به افرادی که برای تمیز کردن و نظافت منازل اعزم می شوند نیز می گوید: ما برای هر چند نفر کارگر نظافت کار یک سرکارگر داریم که ساختمان های نوساز را کنترات می کنند و آموزش های لازم را به آنها می دهند و هر بار که آنها به ساختمان می روند، یک آموزش خاص را می بینند.او اما از بیمه این افراد حرفی نمی زند و ترجیح می دهد در این رابطه سکوت کند.

نزدیک عید که می شود آمار رقابت بیشتر هم می شود، چون همه می خواهند کار کنند. صاحبخانه ها هم بیشتر به شرکت ها اعتماد دارند تا افراد ساده و بدون پشتوانه؛ این در حالی است که ۵۰ درصد درآمد را صاحب شرکت می گیرد. یعنی اگر برای یک روز کامل کاری از صبح تا شب ، در بهترین حالت  کارگران خدماتی ۱۰۰ هزار تومان بگیرند، تنها ۵۰ هزارتومان به آنها داده می شود.