لیسانس و فوق لیسانس برای باربری / تحصیلکردگانی که گاری سراب آرزوهایشان را میکشند

اینجا ساعت کمی از هفت صبح گذشته و باربران مثل همیشه از راه میرسند. در چشمان محسن، جوان ۳۲ساله، انعکاس گاری تمام قد افتاده است. برای او و پدرش که پیر این کار است شغل دیگری پیدا نشده و پسر میراث پدر را می چرخاند تا چرخ زندگی بچرخد

دریا قدرتی پور

اصفهان به عنوان یکی از محورهای صنعتی کشور سال هاست با مشکل بیکاری روبه رو شده است. آمار بیکاری در اصفهان حالا دیگر دو رقمی شده است. چه مهندس باشی یا دکتر، یا فارغ التحصیل رشته های متنوع دیگر؛ فرقی نمی کند، همه جا می گویند: «کار نیست.»

اینجا ساعت کمی از هفت صبح گذشته و باربران مثل همیشه از راه میرسند. در چشمان محسن، جوان ۳۲ساله، انعکاس گاری تمام قد افتاده است. برای او و پدرش که پیر این کار است شغل دیگری پیدا نشده و پسر میراث پدر را می چرخاند تا چرخ زندگی بچرخد.

روایتی از رویای برباد رفته پسر و امتداد شغل پدر

سختی کار، پدر را مچاله کرده است. پیرمرد آه می کشد و می گوید: «این پسر را می بینی از بیکاری آمده اینجا. لیسانس دارد به خدا. پناه برده به این گاری تا نان حلال داشته باشد بگذارد سر سفره زن و بچه اش. تو را به خدا اینها را بنویس.»

محسن سرش را پایین انداخته. وقتی اولین بار خبر قبولیش را دید از خوشحالی پر درآورد، حالا همه کلک و پرش ریخته، نه بال پرواز دارد و نه روی بیکار شدن. این تنها کاری است که بعد از چند سال درس خواندن به دست آورده. به قول خودش «کاش پایم می شکست اینقدر خرج نمی کردم برای رشته ای که حالا باید گاری بکشم.»
وقتی چرخ های گاری روی سنگفرش قیصریه می لغزد، محسن به آخرین خاطره هایش رجوع می کند، خاطراتی که به دعوا و کتک کاری و جنگ بیشتر شبیه است:«اینجا باربر زیاد است. رقابت هم بیشتر.به امید کار آمدیم شدیم باربر. باید پیه همه چیز را به تنت بمالی. درس خواندن را رها کردم و آمدم اینجا. دانشجوی سال دوم بودم، دانشگاه آزاد رشته فلسفه، خیلی ها گفتند این رشته شغل ندارد. ولش کردم. زیر بار هزینه ها کمرم خم شده بود. نه بابای پولدار داشتم. نه ننه متمول. حالا شدیم باربر. از صبح تا شب کارمان شده حمالی در بازار. بعد از یکی دو سال هم باید پول زحمتکشی را بدهیم بابت دیسک کمر و درد زانو.»
لفظ قلم حرف می زند و این را مدیون نوشتن و خواندن های شبانه اش است.به غیر از او جوان های دیگری هم هستند که بعضی هایشان لهجه کشورهای همسایه را دارد. یا بعضی دیگر که می توانی از لهجه شان بفهمی که زاده اطراف اصفهان هستند.

به غیر از محسن و چند تای دیگر بسیاری از جوان هایی که نمی خواهند نامی از آنها باشد و می ترسند که قانون ساده اینجا برایشان دردسر درست کند.
بین ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان به طور میانگین درآمد روزانه هر کارگر است. درآمدی که نه جهیزیه دخترانشان می شود و نه هزینه دانشگاه و مدرسه بچه ها. هر چه می ماند نان بخور و نمیری است.

با اینهمه موسی، راضی است.پیرمردی که جوانیش را در بازار پیر کرده است. کدخدای بازار به شمار می رود و همه او را می شناسند.پیرمرد سه تا دختر و یک پسر دارد که همه را با همین شغل به خانه بخت فرستاده و پسرش هم دانشجو است. با اینکه کسر شان پسر است که شغل پدر را داشته باشد، اما هر بار کمک حال او هم هست. اینها را بی محابا می گوید و بدون اینکه خم به ابرو بیاورد می گوید:«کار عار نیست.»

تحصیلکردگان بیکار

به گفته «رضا برادران اصفهانی» عضو اتاق بازرگانی اصفهان، وقتی به میانگین آمار بیکاری نگاهی بیاندازید و سپس آمار فارغ التحصیلان دانشگاهی را ببینید، شکافی آشکار بین این دو خواهید دید. او میگوید:« با وجود اینکه اصفهان، استانی صنعتی به شمار می رود، اما آمار بیکاری فارغ التحصیلان این استان بسیار زیاد است، تحصیلکردگانی که به امید یافتن شغل سالیان سال تحصیل می کنند؛ ولی به سراب بیکاری می رسند.»

این عضو اتاق بازرگانی اصفهان ادامه می دهد:«این مساله را همه پذیرفته اند که دانشگاه ها در سال های گذشته نیروهایی را پرورش داده اند که در سطح میانگین از حرفه کمتری برخوردارند و این موضوع دائما از سوی ما که در عرصه تولید و اشتغال فعال هستیم به مسئولان گوشزد می شود.»

حمایت بخش خصوصی از دانشگاه به جای دولت

وی راهکار کلان و اساسی برای برون رفت از این مشکل را اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی دانست و بیان داشت:«دولت باید بودجه هایی که در اختیار دانشگاه های دولتی می گذارد را کم کرده و در قبال آن دانشگاه ها توسط بخش خصوصی حمایت شوند و نیازهای این بخش را تامین کرده و در عین حال با تعامل با دانشگاه ها بر اساس نیاز رشته های دانشگاهی را در دانشگاه ها تغییر دهند و با ایجاد مدارس فنی و حرفه های آموزش های حرفه ای برای تربیت نیروی انسانی فراهم کند تا به این ترتیب نیاز به پروژه های تحقیقاتی و نو زیاد شود.»

دانشگاه آزاد فقط به منافع خودش فکر می کند

عضو اتاق بازرگانی اصفهان با ابراز تاسف از نبود سیاستگذاری ها در بخش های دانشگاهی  برای تعامل با صنعت میگوید: «کادر علمی در بخش دانشگاه آزاد، فقط به منافع خودشان فکر می کنند و به نوعی این دانشگاه ها تبدیل به بنگاه های اقتصادی و تولید مدرک شده اند. این ارگان ها بدون توجه به کیفیت، رشته ها را تعریف و ایجاد توقع می کنند. این در حالی است که ما باید به فکر هدفمند نمودن رشته های تحصیلی باشیم، یعنی از همان بدو ورود دانشجو به دانشگاه ها بازار کار همان رشته را هم برایش تعریف و تبیین کنیم.»