سرانه مطالعه در ایران: یک شاخص نامشخص

سرانه مطالعه در ایران همواره متفاوت بوده است. درباره میانگین کتاب خوانی و مطالعه ایرانیان؛ هر نهاد با توجه به استانداردهای خود اعداد مختلف را به‌عنوان سرانه مطالعه اعلام می کنند. تا جایی که دریکی دو دهه اخیر سرانه مطالعه ایرانیان از دو دقیقه تا ۱۲۰ دقیقه در شبانه‌روز اعلام‌شده است

 

یکی از شاخص های توسعه که در ایران و معمولا در آستانه روزکتابخوانی، مورد جستجو قرار می گیرد، سرانه مطالعه و کتابخوانی است. آماری که به سبب نامشخص بودنِ سازوکارِ محاسبه آن، در ایران تعریف دقیقی ندارد.

هرچند در رتبه بندی سرانه مطالعه کتاب از «مرکز بین المللی مطالعات»، ایران در رتبه هفدهم و بعد از بلغارستان قرار گرفته است. در این سرانه، مطالعه ایرانیان ۱٢دقیقه در شبانه روز عنوان شده است. در رتبه بندی سرانه مطالعه نشریات، ایران در جایگاه دوازدهم و بعد از ایتالیا قرار دارد و سرانه مطالعه نشریات برای ایران ۱٣ دقیقه در شبانه روز اعلام شده است. اما آماری که از سوی مسئولان و نهادهای مربوط به حوزه مطالعه و کتاب اعلام شده، گاه با رتبه بندی جهان هم تراز و گاه مسیر دیگری را دنبال می کند.

در مسیر آمار مطالعه

برای اطلاع از تازه ترین آمارِ سرانه مطالعه در ایران با خانه کتاب تماس گرفتیم. اما گویا پاسخ پرسش ما جایی پشت خطِ مکانی به نام نهاد کتابخانه های عمومی کشور است. روابط عمومی نهاد نیز از این مسئله اظهار بی اطلاعی کرده و ما را به کتابخانه ملی ایران ارجاع می دهد.گویا برای دسترسی به آمار، نیاز به مراوداتی است که از زمان و حوصله این گزارش  خارج است. اما در نهایت، متصدی بخشِ خبر اعلام می کند که شاید مسئولان ارشاد بتوانند اطلاعاتی بدهند.مسئولان ارشاد اما چه می گویند؟

مطالعه کتاب در گوشه رینگ

ماه گذشته بود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم افتتاح نمایشگاه کتاب تبریز آماری ناامید کننده از سرانه مطالعه در کشور را اعلام کرد. آماری که نشان می داد مطالعه کتاب در کشور ما در رقابت با اینترنت و تلویزیزی با اختلاف زیاد، عقب مانده و در گوشه رینگ این دو فناوری گرفتار شده است.

طبق اظهارات صالحی، میانگین مطالعه ایرانیان در روز ۱۳ دقیقه است. این در حالی است که طبق آمار ایرانیان روزانه ۷۲ دقیقه از تلویزیون ،و ۱۶۹ دقیقه (یعنی نزدیک به سه ساعت) از اینترنت استفاده می‌کنند. درواقع میانگین سرانه استفاده از اینترنت ایرانی‌ها ۱۳ برابر بیشتر از سرانه مطالعه است.
سرانه مطالعه در ایران همواره متفاوت بوده است. درباره میانگین کتاب خوانی و مطالعه ایرانیان؛ هر نهاد با توجه به استانداردهای خود اعداد مختلف را به‌عنوان سرانه مطالعه اعلام می کنند. تا جایی که دریکی دو دهه اخیر سرانه مطالعه ایرانیان از دو دقیقه تا ۱۲۰ دقیقه در شبانه‌روز اعلام‌شده است!
 
                                          میانگین زمانی که ایرانیان برای اینترنت ، مطالعه و تلویزیون صرف می کنند

 

برای مثال، پیشتر دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز نتایج گزارشی با عنوان «رصد فرهنگ رفتاری خانواده ایرانی در سال ۱۳۹۶» را منتشر کرد که حاصل پژوهش آماری در مناطق شهری و روستایی ایران در میان افراد ۱۵ ساله و بیشتر بوده است.بر اساس این گزارش، تنها ۵۸ درصد مردم ایران مطالعه غیردرسی دارند. میزان مطالعه این بخش از جامعه به‌طور میانگین ۷ ساعت و ۴۱ دقیقه در ماه است که ۳ ساعت و ۷ دقیقه آن صرف خواندن قرآن و ادعیه می‌شود.

هرچند طبق تعاریف، سرانه مطالعه به میزان مطالعه مردم در طول یک سال معین گفته می‌شود و معمولاً به‌صورت میانگین و در یک شبانه‌روز برای هر نفر اعلام می‌شود. اما شورای عالی انقلاب فرهنگی در گزارش خود این آمار را به‌صورت ماهانه و صرفاً بر مبنای درصدی از جمعیت که مطالعه غیردرسی دارند استخراج و منتشر کرد.

به‌طور دقیق‌تر و به فرض صحت آمار و ارقام موجود در این گزارش، سرانه مطالعه غیردرسی (بدون احتساب خواندن قرآن و ادعیه) در میان حدود ۶۰ میلیون نفر که جمعیت بالای ۱۵ سال ایران را تشکیل می‌دهند، حدود ۵ دقیقه در شبانه‌روز در سال ۱۳۹۶است.اگر این رقم درست باشد، در مقایسه با آمار رسمی سال ۸۱ نشان می‌دهد که سرانه مطالعه به نسبت ۱۵سال قبل دو دقیقه در شبانه‌روز نیز کمتر شده است!

                                        اختلاف تفاوت سرانه مطالعه ایرانیان بر اساس مراجع ارایه دهنده آمار
                                  

برای درک ادعای نامشخص بودن آمار و ارقام سرانه مطالعه می توان به سخنان «علی‌اکبر اشعری»، رئیس کتابخانه ملی در دوران احمدی‌نژاد اشاره کردکه سرانه مطالعه ایرانیان را «دو دقیقه» اعلام کرده بود. اما همان زمان «محمد سالاری» مدیرکل «دفتر برنامه‌ریزی و مطالعات فرهنگی و کتاب‌خوانی» گفته بود آمار ۲دقیقه ، یک سیاه نمایی بزرگ است و آمار واقعی ۱۲۰ دقیقه در روز است!
همین ساز و کار و اعدام و ارقام نامشخص و برخورد چندگانه با استاندارهای جهانیِ سنجش شاخصِ مهمی چون سرانه مطالعه ، خود کافی است تا نشان دهنده جایگاه لرزان مطالعه و کتاب در کشورمان باشد!