عدالت آموزشی در قربانگاه شهریه های نجومی مدارس / وضعیت عجیب و ارقام گران خدمات آموزش در مدارس لاکچری بررسی شد

در حالی که هزاران کودک ایرانی از حداقل امکانات تحصیل برخوردار نیستند ، تعدادی از مدارس غیرانتفاعی کشور تقریبا نه تنها هیچ پایبندی به ارقام مصوب برای شهریه ها در سال تحصیلی ۹۸_۹۹ ندارند بلکه به راحتی تا گاه ۱۰ برابر رقم اعلام شده تنها از بابت شهریه دریافت می کنند و این موضوع جدا از اردوهای داخلی و خارجی است

زن ناگهان و بی هوا جلوی در مدرسه به سمتم می آید و در حال آماده کردن ریکوردر هستم که می پرسد: «مدرسه نیکان بهتره یا صلحا یا علوی؟»
زل زل نگاهش می کنم تا مطمئن شوم با من حرف میزند و بعد می گویم بهتر است با کسانی که دانش آموز در این مدارس داشتند حرف بزنید من خبرنگارم . بی حوصله و بی جواب باز می گردد و عین باد سوار ماشین شاسی بلندش می شود و همان طور پارک کنار خیابان می ایستد و انگار منتظر کسی باشد کمی شیشه را پایین می کشد. این بار من به سمتش می روم و از او سوال می پرسم .
بی حوصله می گوید برای مدرسه فرزندش دنبال جای مناسبی می گردد و اصلا برایش هزینه ها اهمیتی ندارد و این تاکید روی اینکه هزینه ها اهمیتی ندارد را چند باری هم تکرار می کند اما این موضوع احتمالا مهم  در ته ذهنش را که اغلب مدارس خیلی خوب تهران رشه مذهبی دارند را بیش از یکبار تکرار نمی کند.
به نظر می رسد اشاره بیشتر او به دو مدرسه علوی و نیکان باشد. دو مدرسه ای که به ممتاز بودن و متفاوت بودن و البته گران بودن شهره هستند اما بسیاری نمی دانند موسس هر دو این مدارس یک نفر است.

* مدارس رقیب با موسس مشترک
مدرسه علوی در سال ۱۳۳۵ توسط علامه علی اصغر کرباسچیان تاسیس شده و مدرسه نیکان نیز در سال ۱۳۴۶ توسط علامه کرباسچیان تاسیس شده است.
روزگاری معتبرترین مدرسه تهران البرز محسوب می شد . برای دهه ها از افتخارات بسیاری این بود که دبیرستان را در مدرسه البرز به پایان رسانده اند. کالج البرز یا کالج آمریکایی ها در سال ۱۲۵۲ تاسیس شد و به عنوان یکی از افتخارات نظام آموزشی ایران پس از دارالفنون برای سالها شناخته می شد. در سال ۱۳۰۱ این مد رسه به مکان فعلی رسید و همواره از معتبرترین مد ارس آموزشی کشور محسوب می شد و به نظر می رسد تاسیس مدرسه علوی توسط قشر مذهبی تر جامعه در واع واکنشی نیز به وجود مدرسه البرز بوده است . دبیرستان البرز پس از انقلاب با افول و صعود نسبی مواجه بود اما صعود و بازگشت به صدر این مدرسه در دهه ۷۰ بار دیگر رخ داد و اکنون نیز تنها با قبولی در امتحان ورودی این دبیرستان عالی می توان به آن راه یافت. تقریبا لیستی بلند بالا از نام های مشاهیر معاصر ایرانی در میان فارغ التحصیلان این دبیرستان جای دارد.
برای سال ها دو مدرسه علوی و البرز به عنوان رقبای یکدیگر مطرح می شدند اما به نظر می رسد در سال های اخیر و با بالا گرفتن روند لاکچریزیم این مدرسه های نیکان ، شامل دبستان و دبیرستان های آن است که در حال ربودن گوی سبقت از رقبای قدیمی است.
اما تصور نکنید موضوع مدارس لاکچری کشور به همین چند مدرسه ختم می شود. حالا در تهران و شاید تعدادی شهر دیگر مدارس لاکچری با شهریه های گزاف چنان گسترده شده اند که موضوع حتی به صحن علنی مجلس نیز کشیده شد.

* موضوع مدارس لاکچری در مجلس
در جلسه علنی روز ۵ خرداد ۱۳۹۸ در مجلس شورای اسلامی علیرضا سلیمی ، نماینده مجلس در تذکر شفاهی، گفت که: «طی چند روز گذشته اخباری از فعالیت مدارس لاکچری در تهران به گوش رسیده است. گویا در این مدارس ۸۰ میلیون پول از خانواده‌ها دریافت شده است و دانش‌آموزان را به کشورهای سوئد و فرانسه برده اند.»وی در ادامه اظهاراتش، گفت: «در کشور ما چه می گذرد؟ آیا صحیح است در شرایطی که بخشی از جامعه در فشار اقتصادی قرار دارند چنین مدارسی در تهران فعالیت کنند؟»در همان روز علی لاریجانی رئیس مجلس، در پاسخ به تذکر وی، بیان‌ کرد: «کمیسیون آموزش و تحقیقات موضوع فعالیت “مدارس لاکچری” در تهران را پیگیری کند.»
موضوعی که پس از گذشت سه ماه و با آغاز سال تحصیلی ۹۸_۹۹ و وجود مدارس گران قیمت لاکچری همچنان ادامه دارد.
در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۹۸ البته که حمایت میرزاده رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس البته به این سخنان واکنش نشان داد و در گفت و گو با خانه ملت گفت که :« اردوی خارج از کشور مدارس مغایرتی با قوانین ندارد؛ ضمن آنکه تعداد مدارسی که امکان و توان این کار را دارند به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد.»

* کالاسازی از آموزش
اما آیا واقعا آن چه رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت درست است ؟ ‏علوی، مفید، روزبه، نیکان، فرهنگ، مطهری، حنان، هاتف، کمال، رفاه، تزکیه، روشنگر، موتلفه، امام صادق و …. تنها تعدادی از نام های مدارس خاص در فقط شهر تهران هستند. مدارسی که لزوما نمی توان به آنان گفت لاکچری اما نباید از یاد برد که قطعا مدارس نام برده و البته ده ها مدرسه دیگر جایی برای کودکان از خانواده های متوسط اقتصادی ندارند.
مساله وجود این مدارس تنها مساله لاکچری یا سفرهای آن چنانی نیست (که البته موارد جالبی برای کنکاش هستند) بلکه نابودی مطلق نظام یکپارچه آموزشی و عدالت آموزشی و همچنین کالاسازی از آموزش است.
در حالی که هزاران کودک ایرانی از حداقل امکانات تحصیل برخوردار نیستند ، تعدادی از مدارس غیرانتفاعی کشور تقریبا نه تنها هیچ پایبندی به ارقام مصوب برای شهریه ها در سال تحصیلی ۹۸_۹۹ ندارند بلکه به راحتی تا گاه ۱۰ برابر رقم اعلام شده تنها از بابت شهریه دریافت می کنند و این موضوع جدا از اردوهای داخلی و خارجی است. البته که این آزادی و حق انتخاب فردی آدم هاست که مدارس را انتخاب کنند اما این موضوع زمانی می تواند صحیح باشد که حداقل امکانات آموزشی برای همه افراد نیز در دسترس باشد. فرغ التحصیل شدن از این مدارس برای بسیاری معنای راهیابی سریع تر و آسان تر به دانشگاه را دارد چنان که در لیست قبولی های کنکور سال ۹۸ تقریبا از میان ۳۰ نفر اول رشته های  مختلف همه آنان از مدارس غیرانتفاعی فارغ التحصیل شده بودند و این یک زنگ خطر جدی است که احتمالا به زودی با بحرانی بزرگ تر در بی سابقه بودن نابودی عدالت آموزشی مواجه خواهیم شد.

اگر روزگاری دو مدرسه علوی و البرز تنها رقبای هم در موضوع آموزش بودند اکنون به نظر می رسد وضعیت کاملا به سمت فروپاشی حقوق دانش اموزان ایرانی پیش می رود. مساله دیگر آزمون ورودی نیست که هر دانش آموز شایسته ای می توانست تنها با امتحان ورودی (و بدون نسبت با اشخاص خاص یا شرایط مالی خوب ) مثلا وارد دبیرستان البرز شود ، بلکه حالا مساله مهم تر پول و رابطه است برای این که دانش آموزی از خدمات آموزشی بهتر و بیشتر استفاده کند.
در حالی که اکنون چند سالی می‌شود که وزارت آموزش و پرورش برای برقراری عدالت آموزشی و یکسان‌سازی شهریه مدارس غیر دولتی الگوی را طراحی کرده تا مدیران مدارس بر اساس آن از خانواده‌ها شهریه دریافت کنند، اما عملا این الگو در کمتر مدرسه غیر دولتی اجرایی شده است.

مدارس همچنان با تصویب داخلی و بر اساس تصمیمات انجمن اولیا و مربیان که جایگاه قانونی دارد شهریه ها را تا ۱۰ و ۱۵ برابر افزایش می دهند. نگاهی به جدول های اعلام شده ارقام مدارس غیرانتفای و یک جستجوی ساده نشان می دهد که تقریبا به ندرت مدرسه غیرانتفاعی در هیچ مقطع تحصیلی با این ارقام اعلام شده وجود دارد و به صورت جدی به نظر می رسد نه مجلس و نه دولت هیچ قصدی برای رسیدگی به این وضعیت ندارند.

مهر امسال ۱۴‌ میلیون دانش‌آموز راهی مدارس ایران شده‌اند. جالب است بدانید حداقل هزینه تحصیل تمام دانش‌آموزان ایرانی به اندازه شهریه مدرسه بچه‌هایی است که به مدارس غیر دولتی می‌روند. در این بین چیزی حدود ۲۷‌هزار دانش‌آموز در مدارس شبه‌کپری و کانکسی درس می‌خوانند و مطابق با اعلام آموزش‌وپرورش بیشترین ترک‌تحصیل بچه‌ها در استان‌هایی اتفاق می‌افتد که فقیرترند. ۸۸.۵‌ درصد از دانش‌آموزان در مدارس دولتی و ۱۱.۵‌درصد در مدارس غیر انتفاعی تحصیل می‌کنند، به عبارت دیگر چیزی حدود یک‌ میلیون و ۶۱۰‌هزار دانش‌آموز در مدارس غیر انتفاعی درس می‌خوانند.
جالب است بدانیم که هزینه تحصل دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی کشور به اندازه کل سایر دانش آموزان است و از رقمی ۹۰۰۰ میلیارد تومانی در گردش مالی این مدارس سخن می گوییم .

و باید توجه داشت که در این گردش مالی اصلا اردوهای چند ده میلیاردی برخی مدارس محاسبه نشده است و این تنها گرد ش مالی احتمالی ثبت شده بر روی سامانه اعلام شده از سوی آموزش و پرورش است.
خانواده هایی که هزینه های سرسام آور برای خدمات آموزشی به مد ارس غیرانتفاعی پرداخت می کنند در اکثر موارد که صحبت می کنند ، دل های پردردی از شهریه ها دارند اما با همه این نگرانی از شهریه ها از مدارس راضی تر هستند. در مواردی که تجربه مدارس دولتی را داشتند به صراحت می گفتند به هیچ وجه دوباره فرزندانشان را به مدارس دولتی نخواهند فرستاد  به نظر می رسد رضایت نسبی وجود دارد . اما مساله و سوال اصلی همچنان برجای مانده است ، در میان این ارقام و شهریه ها و امکانات آن چنانی آموزشی ، سهم عدالت آموزشی بین دانش آموزان چقدر است؟