بلوط های سوخته / موضوع آسیب جدی به جنگل های زاگرس و ارضی ملی بر اثر آتش سوزی های بی رویه و عجیب واکاوی شد

تابستان که می شود، زاگرس کابوس سوختنش را نزدیک تر از هر وقت دیگر سال به چشم خود می بیند و انگار زاگرس قرار است همیشه سرد و برفی باشد تا حسرت سبز بودنش هر سال بر دل همگان بگذارد،اما طبیعت بی جان که دستی در سوختن خود ندارد و این دست هایی که باعث سوختنش می شود همچنان برای مردم استان کردستان ناشناخته است

تابستان که می شود، زاگرس کابوس سوختنش را نزدیک تر از هر وقت دیگر سال به چشم خود می بیند و انگار زاگرس قرار است همیشه سرد و برفی باشد تا حسرت سبز بودنش هر سال بر دل همگان بگذارد،اما طبیعت بی جان که دستی در سوختن خود ندارد و این دست هایی که باعث سوختنش می شود همچنان برای مردم استان کردستان ناشناخته است.

وقتی از سنندج، به فاصله ۱۲۵کیلومتر به سمت غرب  حرکت میکنیم،به مریوان می رسیم  شهری که اکثر مردم از آن به عنوان مبدا شروع روزگار سیاه طبیعت کردستان یاد می کنند و این روزگار سیاه روز به روز گسترده تر می شود، آتش سوزی در استان کردستان بیش از یک دهه است شروع شده است  اما مریوان بیشتر از سایرشهرهای استان با این اتفاق تلخ دست پنجه نرم می کند.

* افزایش تعداد آتش سوزی ها و روند عجیب پیش رو

در حال حاضر هر روزه در مریوان بیش از ۵ آتش سوزی اتفاق می افتد،در سنندج نیز سال قبل  در آن واحد ۴ آتش سوزی شروع شد که هیچ نشانی از یک اتفاق معمولی نیست. «مادح حق دوست» که سالهای زیادی ست فعالیت های حفاظت از محیط زیست استان را انجام می دهد و هم اکنون به عنوان عضو هیت مدیره «شنه نوژین» فعالیت دارد در این باره توضیح می دهد: سال ۹۷ قبل از آنکه استان کردستان دو تن فعالین محیط زیست خود «امیدکهنه‌پوشی» و «شریف باجور»  را از دست داده است. پیشتر مکالمه ای با آن ها داشته ام،یکی از شب های ماه رمضان اطلاع داشتم که این دوستان مشغول خاموش کردن آتش سوزی در مریوان هستند و  با امید تماس گرفتم که اگر نیاز دارید تا به یاریتان بیاییم و جواب داد که آتش سوزی تقریبا تمام شده و نیازی نیست  و همان لحظه ظاهرا صدای داد و فریاد امید به گوش رسید و هنگامی که علت را از  او پرسیدم اینگونه خبرداد که یک نفر که روبه روی ما قرار دارد شروع به آتش زدن آن محدوده کرده است و ما هم تا اقدام به دستگیری فرد کنیم ، فرار کرد و به خاطرهمین اتفاق چندین هتکار دیگر نیز در آتش سوخت.

او در ادامه می گوید:« طبق اظهارات مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کردستان امسال یک هزار و ۴۳۲ هکتار از عرصه های طبیعی کردستان طعمه آتش شده که این میزان در مقایسه با کل آتش سوزی‌های پارسال ۲ برابر شده است. قطعا بر هیچکس پوشیده نیست که  برای جلوگیری از وفوع چنین اتفاقاتی  و همچنین دستگیری باعث و بانی این حوادث، نیاز به همکاری تمام نهاد های دولتی مربوطه است  اما چهره ی مریوان هنوز از نبود این همکاری ها روز به روز دارد غمگین تر می شود.» حق دوست در این باره افزود: «من اعتقاد دارم اگر یک کارآگاه وارد این مسئله شود میتواند به نتایج بهتری دست یافت.حتی ما بحث کارآگاه را به فرمانداری فعلی مریوان «آرتیکاس اقبال» که مسئولیت ستاد بحران را نیز در دست دارد منتقل کردیم و فقط یک باشد تحویل ما دادند و این توضیح را به ما داد که در آتش سوزی آبیدر ۲ نفر دستگیر شدند؛اما پرونده این افراد نفر به کجا رسید؟مطمئنا فرد که اعمال قانون می شود  و بعد از آن می شود.با توجه به اتفافات و آتش سوزی های مکرر در مریوان این شبه برای مردم ایجاد شده است که این آتش سوزی ها می تواند کار چه کسی باشد؟ و این شبهه نیز بی دلیل نیست. “وقتی از خاموش کردن آتش سوزی های برمیگردیم در مسیر برگشت تیر هوایی  برایمان شلیک می شود” و این اتفاقات در آتش سوزی های بانه و مریوان به راحتی قابل مشاهده ست.درخت بلوط در سال ۵ سانت  تا ۲۰ سانت رشد می کند و چندسال طول می کشدکه این درختان قوی تر شوند؟ چند ثانیه طول می کشد که در آتش می سوزند؟ اتفاقات تلخ اخیر باعث شد که سازمان های مردم نهاد استان در حوزه ی محیط زیستی منسجم تر فعالیت خود را ادامه دهند و این انسجام و همکاری را موجب شد شعار “زاگرس در میان آتش تمدن خود را باز می آفریند”ظهور یابد.»

آبیدر فقط به خاطر حساسیتی که مردم نسبت به آن دارند موجب شده است که در هنگام آتش سوزی مردم ،منابع طبیعی، آتش نشانی و نیروی های انتظامی  فورا به آن منطقه اعزام شوند اما این تلاش ها و توجه ها فقط به آبیدر است،در حالی که مناطق بیشتری در اطراف شهر دچار آتش سوزی می شوند و اهمیت کمتری به آن داده می شود،اما این بی اهمیتی ها فقط از سوی مردم نیست بلکه نهاد های مسئول هم در قبال سوختن  مناطق هیچ تلاشی برای خاموش کردن آن نمی کنند.

حق دوست با حسرتی که در نگاهش می شود دید اینگونه بیان می کند: «روستای قار و صلوات آباد که در ۱۵کیلومتری سنندج قرار دارند هنگامی که در آتش می سوزند کمتر کسی به آنها اهمیت می دهد، با منابع طبیعی که تماس میگیریم ،ما را به آتش نشانی ارجاع میدهد و بالعکس و در آخر به اجبار منابع طبیعی را وادار کردیم به محل حادثه نیرو اعزام کند»

پاسکاری مسئولیت در هنگام وقوع چنین حادثه ای می تواند خسارت را چند برابر بیشتر کند و این مسئولیت پذیری ها نباید فقط  برای آبیدر باشد بلکه تمامی نقاط استان باید به آنها توجه داشت.حق دوست در باره آتش سوزی روستای قار می گوید: «با منابع طبیعی تماس گرفتم و اطلاع دادم که مسیر روستای قار دچار آتش سوزی شده و اعلام می کند که روستاهای اطراف را به آتش نشانی سپرده ایم و اما هنگامی با آتش نشانی نیز تماس گرفتم و حادثه را اعلام کردم ما را به منابع طبیعی ارجاع داد. بلوط را می توان طلای سبز غرب  کشور دانست زیرا طبق تحقیقات و بررسی های منابع طبیعی ارزش ریالی هر درخت بلوط بیش از شش میلیارد ریال می باشد و بیش از ۸۰ درصد عرصه جنگلی استان را گونه هایی از درخت بلوط تشکیل داده است. علاوه بر این طبق آمار سالانه بیش از ۲۰۰ تن از محصولات فرعی آن صادر می شود با این وجود محیط زیست استان نیازمند توجهات بیشتری ست.» اگر مردم حساسیتی را که نسبت به آبیدر دارند به روستای  قار و سایر نقاط داشتند بدون شک نیروهای کمکی بیشتر به این مناطق اعزام می شدند،انتظارات سیستم دولتی از دیدگاه مردم است و مسلما هنگامی که مردم نسبت به آتش سوزی هایی  که در نقاط دیگر شهر رخ میدهد واکنشی نشان ندهندپس انتظار هم نمی رود دولت و نهادهای مربوطه نسبت به آن واکنشی نشان دهند. فرهنگ سازی و آموزش در تمامی زمینه ها نیازمند حمایت ها و نیروهای زیادی ست و هرچقد جمعیت شهر بیشتر باشد انتظار می رود که همکاری و مشارکت ها دراین گونه سازمان ها بیشتر باشدانجمن چیای سبز مریوان و پاژین بانه از سازمان های مردم نهاد قدیمی و فعال استان به شمار می رودکه نسبت به شهر پانصدهزارنفری سنندج فعالان بیشتری در  این زمینه دارد.حق دوست در این باره بیان کرد:فرهنگ سازی در توان ما نیست، در اصل وظیفه ای این سازمان ها فرهنگ سازی نیست و در شهری مانند سنندج نیز کمتر از ۴۰۰نفر فعالیت دارنتد و وضعیت مناسبی ندارد، یکی دیگر از دلایلی که این دو سازمان اعضای بیشتری در این دو شهر دارند این است که مردم آتش سوزی ها را با پوست و روح خود احساس کرده اند.قبل تر که  در آتش سوزی های مریوان بودم با چشمان خودم میدیدم که شخص فقط به باغ خودش اهمیت می داد که آتش وارد آن نشود و اطرافش را خاموش می کرد و دیگر اهمیتی نمیداد که آتش تا کجا برسد.اما الان هنگام آتش سوزی افراد به خاموش کردن آتش در سایر نقاط می پردازند و بعد به سراغ باغ خودشان می آیند. این تغییر ذهنیت زمانی ایجاد شد که فرد مشاهده می کرد هنگام بارش باران چه ضررهای فراوانی را تحمیل می شود.

آتش سوزی هایی که در طبیعت رخ می هد و عامل اکثر آن ها نیز خود انسان است یا عمدی ست یا سهوی اما در کردستان ۹۰ درصد این آتش سوزی ها عمدی رخ می دهد،طبق تصوراتی که در میان مردم وجود دارد فیتلرهای سیگاری که در طبیعت به جا می ماند می تواند عامل اکثر آتش سوزی ها باشد،حق دوست از تجربه ی خود در این زمینه می گوید:معمولا بعد از خاموش کردن آتش سوزی باید زمانی حدود یک ساعت در همان منطقه حضور داشته باشید که  مطمئن باشید این آتش دوباره  شروع نمی شود،در همین منطقه ما فیلتر سیگاری را  امتحان کردیم که مطمئن شویم فیلتر سیگار هیچ وقت نمی تواند یک آتش سوزی را شروع کند و احتمال وقوع آن یک در هزار است.آتش سوزی هایی که در استان اتفاق می افتد در اکثر مواقع فقط یک آتش سوزی نبوده و گاها بیش از ۵ آتش سوزی در آن واحد اتفاق می افتد،آتش سوزی هایی که بر اثر پرت دادن فیلتر سیگار در محیط  رخ داده است بیشتر دماهایی بالاتر ۵۰ و ۶۰ را داشته اند در حالی که سنندج در بالاترین دمای خود در تابستان ۴۱ درجه بوده است.افرادی که به عمد محیط زیست را به آتش می کشند طبق ماده۶۸۸ قانون مجازات اسلامی حداکثر به یکسال حبس محکوم می شوند در حالی که خسارتهایی که این افراد به محیط زیست وارد می کنند شاید برای یک دهه  نیز قابل جبران نباشد،سازمان های فعال در حوزه محیط زیست بیشتر به دنبال واکاوی هدف فرد برای این کار می هستند و  مجازاتی مانند حبس تا یکسال نمی توانند چهره ی سیاه زاگرس را سبز کند.یکی دیگر از مشکلاتی که می تواند برای محیط زیست یک تهدید جدی باشد کمبود نیروی در ارگان های مربوطه ست.

حق دوست نا امیدانه از مطلب بیان می کند: «وقتی از محیط زیست علت را جویا می شویم که چرا پیگیری نمی کند جواب میدهدکه نیرو کم است،منابع طبیعی نیز دقیقا همین جواب را می دهد به عقیده من اگر دو ارگان نیرو و بودجه ی کم در اختیار دارند رسم اعلام کنند که نمی توانیم فعالیت کنیم و اگر هم مشکلی ندارند پس کار کنند.کار سازمان های مردم نهاد خاموش کردن آتش نیست و فعالیتش در حوزه دیگری است اما الان در مریوان این سازمان ها هستند که برای خاموش کردن آتش سوزی ها تلاش می کنند و ظاهرا الان از آتش نشان ها نیز تجربه بیشتری در خاموش کردن آتش سوزی در کوه دارند .»

*چالش های سازمان های مردم نهاد و بحران های پیش رو

چالش هایی که سازمان های مردم نهاد با آن رو به رو می شوند تمامی ندارد سیستم اداری کشور تعاریف درست و صحیح برای اتباط با این سازمان ها را ندارد  در سیستم اداری کشور دیدی که نسبت به سمن ها هست  این است که مشکل دار و معاند اند مگر اینکه خلاف این ثابت شود  این را از حرف های «مادح حق دوست» می توان فهمید: «وقتی به اداره ای مراجعه می کنیم باید کارمندها بدانند که برای کار شخصی مراجعه نکرده ایم و در بیشتر ادارات روسا  بهتر از کارمندان برخورد می کنند،برای مثال وقتی من برای به اداره محیط زیست مراجعه میکنم که به مجوز شکار صادر نکنید و فردی که برای دریافت مجوز شکار اکثر اوقات یک برخورد را دارند ،در این سیستم سمن ها جایگاه خاصی ندارند و انتظار هم نمی رود برای ما کاری کنند فقط مانع  فعالیت های ما  نشوند.سازمان های مردم نهاد که در اکثر مواقع نیز با ثبت احوال هم برخورد دارند و هرساله باید تمدید مجوز به این سازمان مراجعه کنند اما بر خلاف تصورات، روند کاری این سازمان ها  در استانداری و فرمانداری  نسبت به ثبت احوال با سرعت بیشتری انجام می شود و این یکی دیگر از چالش ها و معضلاتی ست که سازمان های مردم نهاد با آن دست و پنجه نرم می کنند. تصرف و تخریب اراضی در کشور بحث جدیدی نیست اما هر بار از وسعت این اراضی کمتر می شود تا جایی که کوهای سنندج دیگر معنی نشانی از کوه ندارند.اداره اوقاف،صدا و سیما،منابع طبیعی و اداره آب فقط تعدادی از سازمان هایی هستند که زمین های مختلف سطح شهر را تصرف کرده اند. »

حق دوست در این باره بیان کرد: «وقتی منابع طبیعی زمین های دامنه آبیدر را تصرف می کند  وآنها را به نیروهایش می بخشد ،چه انتظاری از سازمان اتوبوسرانی می رود که زمین های دامنه  سنگ سیاه را تصرف نکند؟منابع طبیعی برای اینکه به این زمین ها رسمیت ببخشید آن را به ارگان های مختلفی می بخشد هنگامی که من به عنوان نماینده یک سازمان مردم نهاد با این  ساخت و ساز ها مخالفت میکنم ۹۰ درصد مردم مخالف صحبت های من هستند و علتش نیز این است که هر کدام از آنها قطعه ای زمین در آن مناطق دارند.»

خبرنگار : پویا قادرمرزی
دبیر : میرا قربانی فر