بحران قاچاق در اکرانِ کنار خیابان / با انتشار غیر قانونی نسخه قاچاق و روپرده ای فیلم های «شبی که ماه کامل شد»، «تگزاس٢» و چند فیلم دیگر، قصه ناتمام قاچاق فیلم در سینمای ایران از سر نوشته شد

روایت تلخ قاچاق فیلم اما نخستین بار در سالهای پایانی دهه شصت کلید خورد. زمانی که نسخه غیرقانونی و کپی وی‌اچ‌اس فیلم هایی مانند «شب‌های زاینده‌رود» و «نوبت عاشقی» در سال ۶٩ «آدم برفی» ساخته داوود میرباقری در سال ٧٢ و «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی در سال ٧٢ منتشر شد

چند روزی می شود که انتشار اخباری مبنی بر توزیع نسخه قاچاق چند فیلم سینمایی که در حال حاضر بر پرده اکران قرار دارند، زنگ خطرِ سربازکردن احتمالیِ یک زخم کهنه را در گوش بسیاری از اهالی سینما به صدا در آورده است؛ زنگ خطری که یادآورِ خاطراتی تلخ، از رنج نامه ای در بابِ قاچاق فیلم از سال های دور است؛ خاطراتی که از سال ۶٩ آغاز و در انتهای دهه هشتاد به اوج داستانش رسید.
از دوره وی اچ اس و ممنوعیت ویدیو تا اکران دوباره فیلم های سینمایی بر بساط دستفروشان در اوج دوران رکود سینما و حال در بطن سال های پایانی دهه نود که اسب سرکش «قاچاق فیلم» در سینمای ایران کماکان می تازد!

*بحران آغاز اکران در پیاده رو،سرتیتر اخبار!

درست اواخر خرداد ماه سال جاری بود که سایت خبری «سینما سینما»، گزارش میدانی کوتاهی در قالب یک یادداشت و با عنوان «آمادگی برای مجلس ختم سینمای ایران» منتشر کرد؛ گزارشی که سطرهای آن از بازگشت یک ماجرای تلخ به سینمای ایران پس از ۱٢ سال تلاشِ ستاد مبارزه با قاچاق محصولات فرهنگی خبر می داد!
این گزارش به صورت میدانی از یک بساط دستفروشی درست روبروی ایستگاه مترو در خیابان شهید بهشتی و کمی پایین‌تر از سینما آزادی روایت می شد که فیلم‌های روز سینمای ایران را از اکران شده تا فیلم های حین اکران و حتی اکران نشده با قیمت ۱۰ هزارتومان می فروخت!
از جمله فیلم های «سرخ‌پوست»،«متری شیش و نیم»، «تگزاس٢»، «رحمان ۱۴۰۰»، «شبی که ماه کامل شد» و «زهر مار» که آن روزها، هنوز اکران نشده بود! فیلم های اکران شده که تکلیفشان روشن بود؛ از روی پرده فیلمبرداری شده بودند اما فیلم های اکران نشده در سطح شهر چه می کرده و می کنند سوالیست بی پاسخ!

در این میان باید اضافه کرد که نسخه روی پرده‌ای فیلم‌های سینمایی که بسیار دور از ذهن است بتواند از پردیس ها و سالن های مهم درز پیدا کند، معمولا در سالن‌های کم‌مخاطب و خلوت و بخصوص  سانس‌های کم‌بیننده به صورت پنهانی ضبط و نتیجه عدم دقت و نظارت صاحبان سینماهاست. هرچند این نسخه ها از کیفیت چندانی برخوردار نیستند اما برای برخی مخاطبان کنجکاو جذاب بوده و ممکن است در فروش فیلم ها به میزان قابل انتظار، خلل وارد کنند.
با این حال سکوت خبری و رسانه ای در این حوزه ادامه داشت تا چند وقت پیش که «بانی فیلم»، نیز در تایید این اخبار، گزارش دیگری منتشر کرد تا این حقیقت روشن شود که بحران، دوباره به خانه بازگشته است!
این گزارش حکایت از آن داشت که نسخه بی کیفیت فیلم «تگزاس٢»، در فضای مجازی نیز منتشر شده است و سازندگان فیلم در تلاش اند تا بدون اینکه این خبر را رسانه ای کنند، در سکوت خبری به پیگیری در خصوص این اقدام بپردازند. هر چند این نسخه شامل تیتراژ ابتدایی و سکانس های پایانی نبود، ولی احتمال می رفت فروش فیلم را نسبت به آنچه طبق تعداد سانس و سینما برآورد شده بود مختل کند!
حال هم که نسخه بی کیفیت و ناقص فیلم نرگس آبیار سر از کانال های تلگرامی درآورده که البته این مسئله نیز در سکوت سازندگان آن در حال پیگیری است.
این اخبار حکایت از آن دارد که علاوه بر بحران چرخه تولید و بی عدالتی در اکران، بازگشت این اتفاق از سال های دور این باور تلخ را چندان هم دور از انتظار نکند که شاید مجبور شویم جسم نیمه جان سینمای ایران را کمی زودتر از موعد راهی خاک کنیم!

*گریزی به گذشته و ریشه ها

روایت تلخ قاچاق فیلم اما نخستین بار در سالهای پایانی دهه شصت کلید خورد. زمانی که نسخه غیرقانونی و کپی وی‌اچ‌اس فیلم هایی مانند «شب‌های زاینده‌رود» و «نوبت عاشقی» در سال ۶٩ «آدم برفی» ساخته داوود میرباقری در سال ٧٢ و «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی در سال ٧٢  منتشر شد.
آن سال ها،سینما در منگنه بعضی از ارگان های تندرو گرفتار بود و  این نسخه های غیرمجاز درواقع نسخه های اکران نشده،اکران ناقص (از پرده پایین کشیده شده) و یا سانسور شده ای بودند که کم کم جای خود را در بازار غیررسمی باز، در ادامه به عنوان «نسخه اصلی و بدون سانسور» فیلم ها بین مردم عادی فراگیر و به تدریج به ثبات رسیدند. سال هایی که قاچاق در زمان نمایش یا حتی پیش از اکران، به کابوس سازندگان فیلم ها تبدیل شده بود.
سال هایی که پسوند توقیفی در امتداد فیلم ها، برگ برنده قاچاقچیان برای فروش حتمی این آثار بود تا برنامه ریزی کرده،نسخه اصلی فیلم ها را با روش هایی نامشخص از سینماهای کم بازدید بیرون کشیده و از جیب تهیه کنندگان،سرمایه های چند صد میلیونی به جیب بزنند.
آتشِ این بازار غیر رسمیِ قاچاق اما طی سال های بعد نه تنها خاموش نشد که شعله ور تر هم شد چراکه فیلم هایی نظیر «طعم گیلاس» عباس کیارستمی محصول سال ٧۶، «مصایب شیرین» علیرضا داوود نژاد محصول سال ٧٧، «شوکران» بهروز افخمی محصول سال ٧٧، «دایره» جعفر پناهی محصول سال ٧٨ ، «شور عشق» نادر مقدس محصول سال ٧٩، «مارمولک» کمال تبریزی محصول سال ٨٢، «طلای سرخ» جعفر پناهی محصول سال ٨٢،  «میهمان مامان» داریوش مهرجویی ٨٢ ، «کما» آرش معیریان محصول سال ٨٢ ،«مکس» سامان مقدم محصول سال ٨۴ و «یک بوس کوچولو» بهمن فرمان آرا محصول سال ٨۴ در ورطه این بحران گرفتار شده و سازندگان خود را متضرر کردند.

*شیوه درز پیدا کردن نسخه اصلی فیلم ها

بعد از پخش شدن نسخه روی پرده ای یا «نسخه بازبینی» فیلم «مارمولک» که به وضوح صدای خنده تماشاگران در سالن نیز در آن حس می شد، در گزارشی که در همان سال ها به چاپ رسید مشخص شد که نسخه اصلی و با کیفیت این فیلم هم، بعد از بردن نسخه اصلی در سینمای مشهد به وسیله گروه‌های ناشناس با وجود تأیید فیلم از سوی شورای تأمین این شهر ناگهان سر از بساط دست فروش ها درآورد؛ فیلمی که به دلیل موضوع حساس و واکنش های متقابل، پس از بیست روز و علیرغم فروش بالای ٧۰۰ میلیون تومانش در نوروز ٨٣ از پرده سینما پایین کشیده شده بود!

یا فیلم «یک بوس کوچولو» که طبق همان گزارش در راه ارسال به جشنواره برلین با پرداخت شش میلیون به یکی از افرادی که در یکی از پست‌های بین‌المللی فعال بوده قاچاق شده بود و این سوال درز پیدا کردن فیلم ها حتی قبل از اکران،فدرت مافیای قاجاق فیلم در آن سالها را نشان میداد!

*امتداد بحران در دوره ای که هزار تومان هم هزار تومان بود

چند سال گذشت اما معضل قاچاق،کماکان بر سینمای ایران سایه انداخته و درمقابل، پیگیری های قضایی صورت گرفته نیز، سرتیتر اخبار شده بود.
آن سال ها قیمت فیلم ها در بازار رسمی شبکه نمایش خانگی، ۳۰۰۰ تومان بود که در دوره خودش برای بسیاری زیاد تلقی می شد چرا که قیمت بلیت سینما در همان دوران بین ۱۵۰۰ تا ٢۰۰۰ تومان در نوسان بود. در این شرایط که فرهنگسازی های رسانه ای مانند کلیپ های چند دقیقه ای از درخواست بازیگرانِ مطرح، مبنی بر عدم خرید کپیِ غیر مجاز آثار سینمایی نیز، هنوز خیلی فراگیر نشده بود، طبیعی بود که مخاطب ترجیح دهد نسخه غیر قانونی و هزار تومانی فیلم ها را که ارزان تر از نسخه قانونی بود از کنار خیابان ها خریداری کند!
این معضل کماکان ادامه داشت تا اینکه در نوروز سال ۸۶ ،فیلم «اخراجی‌ها ۱» علاوه بر شکستن رکوردهای فروش با رقمی بیش از یک میلیارد تومان، به دلیل پخش گسترده نسخه غیرقانونی‌اش هم، در صدر خبرهای آن زمان قرار گرفت.
گویا پخش شایعاتی مبنی بر وجود صحنه های سانسور شده در نسخه قاچاق این فیلم، مشتریان نسخه غیرمجاز آن را بیشتر هم کرده بود!
پیش از اخراجی ها هم ، نسخه با کیفیت فیلم های موفق در حال اکران مانند «آتش بس»، «مهمان»، «پارک وی» و «نقاب» به صورت گسترده در بازار توزیع شده بود.

*مقابله با قاچاق؛رویاییِ قطره و دریا

برای مقابله با قاچاق فیلم اما طی یک پروسه ۱٢ ساله تلاش بسیاری شد. از کشف محموله‌های قاچاق در منطقه شمشیری،رباط کریم و شهریار که در آن بیش از ٣۰ هزار فیلم کپی غیرمجاز ایرانی و خارجی در معامله‌ای میان پنج فروشنده و خریدار تهران دست به دست می شد گرفته تا منزلی که در آن در هر ساعت‌ هزاران سی‌دی رایت می‌شد. در همان اواسط دهه هشتاد نیز قدم های بعدی برداشته شد.از جمله کاهش قیمت فیلم ها در بازار رسمی شبکه نمایش خانگی به نصف قیمت یعنی از ٣۰۰۰ تومان به ۱۵۰۰ تومان. اقدامی که تا حدودی سایه این معضل را کمرنگ تر کرد،اما فقط چند سال!
سازمان سینمایی هم طی این سال ها بی کار ننشست و تصمیم به تشکیل کمیته صیانت از حقوق فیلم‌های ایرانی را با کمک نیروی انتظامی و قوه قضاییه گرفت.
این کمیته در ابتدا از سینماگران خواست که به جای نسخه دی وی دی، نسخه دی سی پی فیلم های سینمایی را برای بازبینی به شورای پروانه نمایش ارائه کنند.
گویا این نسخه دارای کدنویسی و رمزگذاری بود که به فیلم اجازه نمایش تنها در یک تعداد محدود را می داد. هرچند بعدها خبرگزاری «تابناک» طی گزارشی اذعان کرد که امکان رمزشکنی و انتشار نسخه دی سی پی نیز وجود دارد و با تمام این تاکتیک ها،باز درصد قاچاق به صفر نخواهد رسید.

این تاکتیک اما نه تنها چندان به کار نیامد که بعدها   مشکل ساز هم شد چرا که از سال ٩۶ به بعد قاچاق نسخه‌های بازبینی فیلم ها از جمله «یک دزدی عاشقانه»، «عصبانی نیستم»، «فروشنده»، «ابد و یک روز»، «پنجاه کیلو آلبالو»، «گشت ٢»، «نهنگ عنبر؛ سلکشن رویا» و اخیرا فیلم «همه می دانند» اصغر فرهادی از سر گرفته شد.
در این میان،نسخه قاچاق فیلم «گشت٢» درواقع نسخه ای بود که برای بازبینی جهت پخش آگهی به صداوسیما ارسال شده بود.در واقع این فیلم در آستانه ٢۰ میلیاردی شدن، آن هم با برچسب «نسخه بازبینی شده صدا و سیما» در بازار غیر رسمی توزیع شد.ماجرا به اینجا ختم نشد و چند سال بعد «عصبانی نیستم» نیز با برچسب بازبینی شورای پروانه نمایش لو رفت.این اتفاقات حکایت از پیشروی مافیای قاچاق حتی پشت در شورای نمایش و بازبینی صدا و سیما را دارد که خشم بسیاری از سینماگران را نیز به دنبال داشته است.کمیته نیز در سال ٩۴ و به طور ناگهانی به کار خود پایان داد.

*القصه

در نهایت باید گفت که در جای خالی قانون عدم کپی رایت، بحبوحه قیمت بالای بلیت‌های سینما،جای خالی سالن‌های استاندارد سینمایی در سطح کشور، عدم وجود قانونی مدون برای حفظ حقوق آثار هنری و…طبیعی است که آرام آرام غده چرکی قاچاق فیلم تکثیر و به معظلی جدی برای سینمای ایران بدل شود.
نکته جالب اینجاست که از سال ٨٩ تا ٩٢ که اوج دوران قاچاق فیلم بود، میزان درآمد شبکه نمایش خانگی به ٢٢ درصد رسیده بود! یعنی ٧٨ درصد پسرفت در درآمدزایی با وجود افزایش قیمت بلیت سینما و قیمت دی وی دی که البته این وضعیت امروز نیز حال و روز بهتری ندارد!
از طرفی طبق گزارشی که در حضور پلیس امنیت در یک نشست خبری پس از کشف یه انبار قاچاق فیلم منتشر شد، رییس اتحادیه تهیه‌کنندگان فیلم سینمای ایران از وارد ‌آمدن سالانه بیش از ٧۰۰ میلیارد تومان خسارت ناشی از گردش مالی شبکه قاچاق در ایران خبر داد؛رقمی که ٢۵ تا ٣۰ برابر گردش مالی کل سینمای ایران است. تمام ای موارد کافی است تا به این باور برسیم که اگرچه سینمای ایران به نیمه راه موفقیت در عرصه جهانی رسیده اما نیمه جان است و اگرچه پشت بزک جشنواره ها و افتتاحیه اکران های میلیاردی اش می درخشد اما در باطن نگرانِ نبض حیاتی است که دیرگاهیست به کندی می زند… .

خبرنگار : بیتا محسنی
دبیر ک میرا قربانی فر