نابودی سینمای مستقل در چرخ دنده اکران / به بهانه عدم رعایت توازن در چینش سانس ها،ساز و کار این چرخه سینمایی بررسی شد

در گفتار پیش رو ضمن بررسی اجمالی زیر و بم معضلاتی که اکران سینمای ایران با آن گلاویز است، با خسرو معصومی، نویسنده، تهیه کننده و کارگردان فیلم «کار کثیف» و محمد قاصد اشرفی، رئیس انجمن سـینماداران گفت و گویی در این خصوص انجام داده ایم که در ادامه خواهید خواند.

بیتا محسنی

سال ٩٨ در حالی به ایستگاه پنجم رسیده که سینمای ایران، کماکان در تب وتاب اکران بــه خود می پیچد؛اکرانی که معضلات آن دیرگاهی است در تار و پود سینماى ایران ریشه دوانده و همراه با حرف و حدیث های بسیار،حتی تا گل گرفتن در شورای صنفی نمایش هم پیش رفته و با ساز و کار و رویکردی که امروز در شورای عالی اکران مواجه هستیم،بعید است که این معضل به این زودی برطرف یا حداقل کمرنگ تر شود.علت هم مشخص است،در شرایطى که بین تولید، اکران و ظرفیت هاى سینما توازن چندانى برقرار نیست،عیان است که جای خالی یک سیستم درست براى اکران آثار حس شود ؛مساله ای که در سینماى ایران به دلیل زیرساخت هاى ضعیف همچنان نمودار است.در این میان تعدادی از فیلم ها کاملا خارج از گردونه اکران قرار می گیرند و آن دست آثاری که شانس به آن ها رو می کند، ممکن است چند وقتى در صف بمانند،صفی که حتی دیده شده گاهی چند سال بعد از ساخت، نوبت اکران شان فرا می رسد.
از سوی دیگر در دل همین انفعال بارز است که فیلم هایی چون «کار کثیف»، نمود پیدا نکرده سربریده می شوند،اثری از دل سینمای مستقل که علیرغم داشتن سرگروه، حتی ده سالن فول سانس به آن نرسیده تا حال بعد از دو هفته اکران در میان پایکوبی فیلم های سفارشی و مشکوک المنابع ذبح شود.

در گفتار پیش رو ضمن بررسی اجمالی زیر و بم معضلاتی که اکران سینمای ایران با آن گلاویز است، با خسرو معصومی، نویسنده، تهیه کننده و کارگردان فیلم «کار کثیف» و محمد قاصد اشرفی، رئیس انجمن سـینماداران گفتگویی در این خصوص انجام داده ایم که در ادامه خواهید خواند.

*در گیر و دار اکران و نفی حق!

به طور متوسط، هر سال بین ۷۰ تا ۱۵۰ فیلم در سینمای ایران تولید می شود که از بین آنها کمتر از ۴۰ درصد شانس اکران پیدا کرده و باقی در صف عریض و طویل اکران،جا خوش می کنند.همچنین با در نظر گرفتن مشارکت بخش‌های خصوصی،دولتی،ترکیب دولت و سینمای مستقل و سرمایه گذاری مستقیم تهیه کننده، کارگردان و بازیگر و … میلیاردها تومان صرف تولید این حجم از آثار در سال می‌شود.از طرفی بیش از ۱۰۸۰ شهر در کشور ما فاقد سینما هستند و فقط ۶۰ تا ۷۰ شهر سینما دارند. به عبارتی  ۲۵ میلیون از جمعیت شهرنشین ایران دسترسی به سینما ندارند که اگر جمعیت روستاها را به آن اضافه کنیم این آمار به ۴۶ میلیون نفر هم می رسد! در این میان،شخص وزیر ارشاد هم اخیراً در مصاحبه ای اعلام کردند که ۸۸ درصد مردم به سینما نمی روند.به عبارتی دیگر به طور متوسط هر ایرانی هر ده سال،تنها سه بار به سینما می‌رود.حال به این تراژدی پیش رو آن تعداد ٧۰ تا ۱۵۰ اثری که سالانه در سینمای ایران ساخته می شود را اضافه کنید و این نکته را هم در نظر بگیرید که تعداد کل سالن های سینمایی ما نزدیک به  ۴۰۰ سالن است که ۱٢۰ سالن تنها در پایتخت قرار دارد.نتیجه چیست؟! یک  ظرفیت آماری پیش رو داریم که نبود تناسب بین تولید و موقعیت عرضه آثار را نشان می دهد،عدم تناسبی که سال هاست به یکی از چالش های مهم صنعت سینمای کشورمان بدل شده است. این ناهمخوانی بین تولید و عرضه علاوه بر معطل ماندن بخش عظیمی از پتانسیل فرهنگی و اقتصادی، موجب تبعیض و اجحاف در مدت زمان اکران و پخش شده است؛ مساله ای که موجب دلخوری بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان نیز هست زیرا از یک سو صف طولانی انتظار موجب می شود آثار پیش از آنکه به حداکثر سود ممکن برسند به ناچار جا را برای آثار رقیب خالی کنند و از سوی دیگر زمان اکران بر چینش و تعداد سانس ها نیز تاثیر گذاشته و بی عدالتی هایی را سبب می شود که هنوز هیچ کس در مختصات سینمای ایران پاسخگوی آن نیست.گویا این رویه حال تبدیل به عادتی شده که عده ای با خود می گویند اعتراضات را به جان بخریم اما دست به اصلاح ساختار نزنیم تا این رئیس از سازمان رفته و رئیس تازه با قوانین نو ظهور کند،قوانینی که باز در خدمت عده ای خاص است. حالا هم سالهاست که در ، بر همان پاشنه می چرخد که می چرخید!

*گردونه اکران در سال های دور

درست بعد از انقلاب سال ۵٧ ،در دوره ای نسبتا کوتاه، سیاست هاى اکران به صورت سهمیه بندى آثار و از مرحله پیش تولید مشخص شده بود.یعنی از همان زمان پیش تولید کارگردان می دانست که فیلمش در چه ماهی اکران می شود.در سال هاى بعد هم دولت تا حدودى نظارت بر اکران ها را در دستور کار قرار داده و با جدول بندى براى اکران، تکلیف تهیه کننده را مشخص مى کرد.اما به مرور نظام عرضه و تقاضا به جای تعیین کننده بودن به طور کل تغییر رویه داد،صدای اعتراض تهیه کنندگان و فیلمسازان بلند شد و چند صباحی هم انگشت اتهام به ســمت سینماداران نشانه رفت،چراکه عده ای معتقد بودند سینمادار به عنوان کسى که صاحب سینماست، تعیین کننده است.در همین دوران بود که واژه «فیلم سوزى» بین اهالى سینما دهان به دهان چرخید و در نهایت تاسف به اصطلاحى ماندگار در سینما بدل شد. اصلاحی که حالا نیز در توصیف اثر تازه خسرو معصومی زیاد به کار می رود!

*دلشان خوش است که کبوتر حرمم!

«کار کثیف» ساخته خسرو معصومی، نماینده تمام قدی از بخش سینمای کاملا مستقل (بدون ناخالصی!) است که علیرغم طی کردن تمام مراحل قانونی ساخت و تولید، جدا از اکران عمومی دیرتر از موعد،به واقع در میان فیلم‌های دیگری با تعداد سالن و سانس های قابل قبول تر،گم شده است! «دوران سربی» و سه‌گانه «رسم عاشق‌کشی»، «جایی در دوردست» ، «باد در علفزار می‌پیچد» و «خرس» از نظر زبان سینمایی و مناسبات فردی و اجتماعی آدم‌ها در مختصات فریم های متواتر دوربین، جزء آثار شاخص کارنامه سینمایی خسرو معصومی هستند.حال چه می شود که فیلمسازی با این خط و مشی مشخص فکری و کاری، بعد از ۳۳ سال فعالیت پی در پی و دغدغه مند،هنوز در محاق تثبیت شدن در این سینمای بی ضابطه گرفتار است و درحالیکه از توقیف یکی از مهم ترین آثارش «خرس»،هفت سال می گذرد ،تازه ترین خروجی سینمایی اش یعنی «کار کثیف» هم در محدودیت سالن‌ها و تک‌سانسی‌بودن سینماهای نمایش‌دهنده علیرغم داشتن سرگروه دست و پا می زند؟!

برای یافتن پاسخ،به سراغ خود معصومی رفتیم؛کارگردان ۶٣ ساله با اصالت مازندرانی که با وجود تمام سنگ لاخه های مسیر کاری اش،همچنان صبور است.
معصومی در پاسخ به این سوال که چرا فیلم هایی مثل «کار کثیف» از همان ابتدای اکران محدودیت سالن دارند و در اغلب سینماها به صورت تک سانس به نمایش درآمده اند به «شمارسانه» می گوید:
«کار کثیف در گروه سینمای روایت کننده است و کاملا راستگویانه به یکی از معضلات روز جامعه یعنی بیکاری پرداخته و شاید هم راستگویی ماست که اسباب بایکوت در اکران را موجب شده است!
من قبل از اکران فیلم،از پخش کننده یعنی آقای اسماعیلی در این خصوص پرسیدم که مجموع سینماهای ما در تهران و شهرستان چه تعداد است و ایشان اطمینان دادند که حدودا ۱۰۰ تا ۱۱۰ سالن خواهیم داشت.اکران آغاز شد و من دیدم تنها بیست سالن در تهران داریم! تا به امروز هم نفهمیدم که ٨۰ سینمای دیگر چه شد. «کار کثیف» آزاد نبود و سرگروه داشت. پخش کننده هم پاسخی نداد و تنها گفت که زورمان نرسید!سوال اینجاست که چطور پخش کننده «ایکس لارج» زورش می رسد ۱٣۰ سالن بگیرد و یا پخش کننده «زهرمار» ۱۱۰ سالن می گیرد؟! من نمی توانم این معادله را حل کنم اما این را می دانم که من به عنوان خالق اثر که سی و چند سال در این سینما کار کردم،در نهایت باید زیر چتر پخش باشم و نمی توانم از آن تفکر عبور کنم و حرف خودم را بزنم.به همین راحتی است که اثری له می شود!»

وی با اشاره به این مهم که در یک عرضه و تقاضای عادلانه،باید شرایط مناسب اکران برای تمام فیلم‌های مستقل فراهم شود ادامه می دهد:
«زمان آقای فخر الدین انوار(معاون سینمایی وزارت ارشاد)،با تمام فراز و فرود های موجود،دست کم فیلم های تولید شده در یک سال را جدول بندی می کردند و به هر تعداد از فیلم سه تا پنج هفته با توجه به برآورد فروش آن سانس می دادند.یعنی شما به عنوان فیلمساز خیالتان راحت بود که بعد از گرفتن جدول،فیلمتان در این تاریخ و با این تعداد سانس مشخص،اکران خواهد شد.حال فرصت داشتید تا با خیال راحت به دنبال تبلیغات بروید.
اما حالا کل پروسه پخش و اکران دست دو سه فرد بخصوص است که اسم نمی برم چراکه بر همگان آشکارند! اما سوالم از شورای صنفی این است که چطور هیئت بازبینی می نشیند و فیلم هایی که از کف فروش گذشته اند را رصد و قیچی می کنند اما به تعداد سینماهای تعلق گرفته به هر فیلم که از وظایف اصلی شان به شمار می رود توجه ندارند؟!»

معصومی با اشاره به بایکوت کردن سینمای مستقل و اجتماعی اظهار می کند: «وقتی فیلم اجتماعی می سازی حضرات می گویند تماشاچی حوصله ندارد بنشیند و بازنماییِ بدبختی هایش را تماشا کند.عجب!چطور تماشاچی می تواند برود و بدبختی هایش را در «متری شیش و نیم» را تماشا کند؟! دیگر از بنده خداهایی که در خاک سفید در اوج فقر و کمبود امکانات زندگی می کنند بدبخت تر کسی هست؟ و یا آدم هایی که در دام اعتیاد گرفتارند؟هرچند روستایی کارگردان چیره دستی است و فیلم های خوش ریتمی می سازد اما ایرادی که در مقایسه با «متری شیش و نیم» به ما گرفتند نداشتن استار در فیلم بود! سوال اینجاست که آیا بودن یا نبودن استار در فیلم می تواند قوانین را متاثر کند؟! با تمام این تفکرات دگم، فروش فیلم من با همان بیست سینمای تک سالنه تا روزی ۱۰ میلیون تومان هم بود، این میزان اگر ۱۱۰ سالن به ما تعلق می گرفت،به ۶۰ میلیون افزایش داشت!

نکته جالب اینجاست که پردیس آزادی را دو هفته به من دادند. بعد دلشان خوش شد که من کبوتر حرمم چون لطف کرده اند و به من سینما داده اند!
اما در این دو هفته تنها چهارده سانس از این سینما داشتم یعنی هرروز یک سانس. این یعنی چه؟! اگر پردیس آزادی فیلم من را گذاشته پس ۵ سانسی که عرف هست را ملزم است که به فیلم بدهد اما اگر میخواد اجحاف کند،کلا فیلم را نگذارد سنگین تر است.از اول هم تکلیف را معلوم می کنند که این فیلم نمی فروشد!یعنی چه که نمیفروشد!شما به این فیلم، ۱۱۰ سالنی که به همه فیلم ها می دهید بدهید اگر بعد از یک هفته نفروخت فیلم را جایگزین کنید نه اینکه بیست سالن بدهید بعد هم بگویید دیدید گفتیم که فیلم نمی فروشد؟!خب معلوم است بیست سالن آن هم تک سانس فروشی ندارد!»

معصومی در انتها اظهار می کند: «برای من مهم نیست که بایکوت شوم. با همین نداری به کارم ادامه می دهم. فیلم گران نمی سازم چون رسالت کاریم چیز دیگری است.از همین جا اعلام می کنم که من همچنان در سینمای اجتماعی کار خواهم کرد و آرزو به دل برخی می گذارم که بتوانند از من یک «پر پرواز» دوم ببینند! هرچند در آن دوره هم این فیلم را به خاطر کیانوش عیاری ساختم چرا که درخواست کرد فیلمی بسازم که دیگر لقب فیلمساز نفروش را پیشوند اسمم نکنند! همان کسانی که کاری کردند به همین دلایل خودِ عیاری هم دو «نیمه سیب» را بسازد. اما وقتی می بینم فیلم فاخری مثل «ناخدا خورشید» در اکران دومیلیون فروخته، بعد به پرفروش ترین فیلم مهرجویی یعنی «هامون»  می رسم با فروشی قابل قبول اما بلافاصله شاهکار «دایره مینا» در ذهنم نقش می بندد که به نسبت شاهکار بودن در سینمای ایران با این سلیقه فیلم فارسی خواهی، فروش چندانی در گیشه نداشت، به این نتیجه می رسم که تاریخ قاضی خوبی است!»

*عدالت یک قرار است!

اما در حالی که تهیه کنندگان و فیلمسازان بخش سینمای مستقل، از این آشوب فراگیر اکران، هرسال بیشترین لطمه را می خورند، برخی از مدیران بر این باورند که آن دست از آثاری که فیلم های شان رنگ پرده را نمی بیند، به این دلیل است که از اساس نباید دیده شوند، چراکه نه فیلم شان فیلمى است که اندازه هاى یک سینماى حرفه اى را داشته باشد و نه عوامل شان، عوامل تکنیکى هستند که شیوه هاى حضور در این بازار مکاره را بلد باشند!

محمد قاصد اشرفی،رئیس انجمن سینماداران درباره تخطی در خصوص فیلم «کار کثیف» نظری نمی دهد اما وجود پدیده فیلم سوزی را تایید و در مصاحبه با «شمارسانه» اظهار می کند: «متاسفانه روند تولید و نمایش به گونه ای در سینمای ایران پیش رفته که نمی توان منکر فیلم سوزی شد اما این اتفاق افتاده چون تولید بالاست، شورا هم نمى تواند کارى کند جز اجراى آیین نامه.پس چاره کار چیست؟ اینکه شوراى پروانه ساخت، پروانه هاى کمترى را صادر کند.در این میان سینمادار هم حق و حقوق خود را در نظرمى گیرد هم مردم را و هم سینماگر را.در این میان عده اى با اهداف سیاسى یا جهت گیرى هایى که اخیرا در سینما حاکم شده براى زمین زدن بعضى فیلم ها فریاد فیلم سوزى سر مى دهند،فیلم هایی که فروش خوبی داشته را
مبتذل قلمداد کرده و فیلم خودشان را که به دلیل غیر حرفه ای بودن و مخاطب پسند نبودن فروش خوبی نداشته سوخته تعبیر می کنند.فیلم سوزى را خود صاحب آثار رواج مى دهد!»

قاصد اشرفی در ادامه به نقش پررنگ پخش در تعداد سالن های هر فیلم اشاره و اظهار می کند:«در مورد فیلم بخصوصی صحبت نمی کنم اما به طور کلی روند به این صورت است که طبق قراردادی که پخش کننده با سینما می بندد،سینما دار موظف است به مفاد مورد توافق طرفین در قرارداد،عمل کند.عدالت قراری است که در قالب همان قرارداد معنی پیدا می کند!چنانچه سینمادار به قرارداد پایبند نبود،پخش کننده یا مالک اثر می تواند به شورای صنفی مراجعه و نسبت به این موضوع شکایت کنند.حال این تلاش پخش کننده است که چطور بتواند سینمادار را به اکران فیلمش مجاب و سالن های بیشتری در قرارداد آورد!»