آداب مدعی بودن

لازم است در این یادداشت، گریزی به مساله جنجالی برخورد راننده تاکسی متعلق به شرکت اسنپ با یکی از مسافران زده شود. آنچه که در فقره مذکور رخ داد، نمودی از مقتضیات فعالیت در یک فضای رقابتی در بخش خصوصی، آن هم در زمانه‌ای که مشتری یا مخاطب هر صنف اندک‌اندک علاوه بر اشراف بر حقوق خود، پیگیری و حصول آن حقوق را نیز مطالبه می‌کند، به شمار می‌رفت

حامد شجاعی

توسعه کشور بدون تقویت و رشد بخش خصوصی امکان‌پذیر نمی‌باشد و وجود تشکل های ساختارمند، به‌روز و آگاه برای پیگیری و تامین منافع و حقوق فعالان بخش خصوصی از الزامات توسعه و توانمندی در آن حوزه است. با همین زاویه نگاه اهمیت نهادهایی مانند اتاق‌های بازرگانی و انجمن‌ها و اتحادیه‌های صنفی و حرفه‌ای قابل درک است.
با این مقدمه، شرح برخورد نگارنده با دست‌اندرکاران یکی از این تشکل‌ها برای خوانندگان محترم خواندنی‌ خواهد بود. روز چهارشنبه، دوم امرداد برای هماهنگی جهت ارسال یک نامه کاری، محتوی درخواست برگزاری جلسه به منظور ارائه یکی از کالاهای مورد نیاز اعضای «اتحادیه تولیدکنندگان، بازرگانان و صنایع بسته‌بندی چای کشور» با شماره تلفن درج شده از اتحادیه مذکور در سایت اتاق بازرگانی تماس گرفتم تا از صحت اطلاعات مندرج در سایت مذکور (شامل شماره نمابر، نام دبیر و رییس هیات مدیره اتحادیه) اطمینان حاصل کنم. خانم متصدی پاسخگویی تلفن پس از شنیدن توضیحات ابتدایی بنده، وقتی با پرسش‌های مربوط به شماره نمابر و … مواجه شد، گوشی تلفن را به یکی از همکارانش به نام آقای دریس سپرد. فرد مذکور از ابتدای مکالمه با لحنی تهاجمی و به دور از آداب رایج یک گفتگوی تلفنی حرفه‌ای گفت: «ما نیازی به نامه شما نداریم.» جالب آنکه نگارنده هنوز در مورد محتوای نامه و هدف از ارسال آن صحبت نکرده بود. پس از اصرار بنده در مورد دریافت شماره نمابر مجددا گفت: «ما نامه شما را دریافت نمی‌کنیم و اصلا دستگاه فکس خراب است.» در پاسخ به این پرسش که: «بسیار خوب! چگونه نامه را به اتحادیه برسانیم؟» گفت: «نامه را پست کنید.» و پس از آنکه نگارنده از ایشان خواست آدرس پستی را بگوید، گوشی تلفن را قطع کرد. طبیعتا این نحوه برخورد و پاسخگویی از سوی افرادی که قرار است نمایندگی اعضای یک صنف یا جمع بزرگ در بخش خصوصی را برعهده داشته باشند، تکان‌دهنده بود. فلذا نگارنده پیگیر تماس با رییس هیات مدیره اتحادیه مذکور برای طرح درخواست و انتقال گلایه از برخورد همکاران ایشان در دبیرخانه تشکیلات متبوع شد. نام ایشان حمیدرضا موثقی است و در صورت جستجوی نام وی در اینترنت با عباراتی نظیر«تاجر چای»، «معروف‌ترین تاجر چای ایران» و یا «صحبت‌های دردناک حمیدرضا موثقی در حضور وزیر صمت» یا «سخنرانی جنجالی و کوبنده موثقی، تاجر چای و سیمان» مواجه می‌شوید. طبیعتا با چنین توصیفاتی، تصور فرد این است که با یک چهره حرفه‌ای و آگاه از فنون مذاکره روبرو شود که به واسطه تکیه زدن بر کرسی ریاست یک اتحادیه صنفی از ظرافتهای تشکیلاتی و آداب گفتگو بهره‌مند باشد. شاید برای فروریختن همه این تصورات، ده ثانیه ابتدایی مکالمه تلفنی هم، زمان زیادی بود. به ویژه آنجا که در پاسخ به گلایه مطرح شده با جدیت حق را به همکارانش می‌داد که به دلیل تعدد تماس‌های روزانه موظف به پاسخگویی به هر تماسی نیستند و وقتی با تبختر فراوان به نگارنده گفت «شما من را نمی‌شناسی» و با این پاسخ مواجه شد که: «اتفاقا خوب می‌شناسم. شما همان فردی هستید که در حضور آقای شریعتمداری، آن سخنرانی معروف را انجام دادید.» با لحنی تهدیدگونه و متکبرانه جواب داد: «حالا که می‌دانی با وزیر چطور صحبت کردم، حواست باشد که با تو چگونه صحبت خواهم کرد.» ادبیات، لحن گفتگو، بی‌ظرفیتی در شنیدن نقد، نابلدی در استفاده از فن درست گوش دادن سخنان طرف مقابل، آن هم در مقام یک بازرگان و تاجر اسم و رسم‌دار و رییس اتحادیه یک صنف بزرگ و البته ثروتمند، همه و همه نشانه‌های حرفه‌ای نبودن فضای کسب و کار و عدم بهره‌مندی بخش خصوصی از توانمندی‌های نسل جدید، تحصیلکرده و مودبی است که علاوه بر آگاهی از الزامات روز تجارت، آداب فعالیت حرفه‌ای را نیز بدانند. وجود چنین افرادی در راس تشکل‌های بخش خصوصی، نه تنها مایه تقویت فعالان این بخش و تامین منافع اعضا نمی‌شود که در درازمدت موجب تحلیل رفتن اعتبار ایشان و واگذاری کامل زمین رقابت در صورت گشایش فضای فعالیت برای رقبای قوی و معتبر بین‌المللی و یا حتی بنگاه‌های تجاری مدرن داخلی خواهد شد. به زبان ساده‌تر در صورت ایجاد چنین فضایی امثال جناب موثقی، نه تنها نمی‌توانند سکان اداره موثر و مفید تشکیلات متبوعشان را در دست بگیرند که حتی توانایی اداره طولانی‌مدت یک بقالی کوچک را هم نخواهند داشت. چرا که برخورد صحیح با مخاطب و مشتری و برخورداری از توانایی رفع عیوب و ارتقا دائم سیستم تجاری از الزامات فعالیت در یک فضای اقتصادی سالم، رقابتی، غیررانتی و آزاد است.

لازم است در این یادداشت، گریزی به مساله جنجالی برخورد راننده تاکسی متعلق به شرکت اسنپ با یکی از مسافران زده شود. آنچه که در فقره مذکور رخ داد، نمودی از مقتضیات فعالیت در یک فضای رقابتی در بخش خصوصی، آن هم در زمانه‌ای که مشتری یا مخاطب هر صنف اندک‌اندک علاوه بر اشراف بر حقوق خود، پیگیری و حصول آن حقوق را نیز مطالبه می‌کند، به شمار می‌رفت. در چنین فضا و شرایطی برخورد امثال آقایان « د » و  «م » یا از سر ناآگاهی به الزامات فعالیت حرفه‌ای در محیطی متفاوت یا ناشی از غرور و تکبر برآمده از اعتماد به نفس کاذب است که البته نتیجه غایی هر دو، زوال و اضمحلال خواهد بود.
مخلص کلام اینکه همانطور که فعالان مدنی و سیاسی، پیگیر نو شدن مدیران دستگاههای حاکمیتی و جایگزین شدن چهره‌های جوان‌تر و بهره‌مند از افکار و ابزارهای نوین مدیریتی هستند، به نظر می‌رسد لازم است فعالان بخش خصوصی نیز این نوسازی و بهبود را از ساختار متعلق به خودشان هر چه سریعتر آغاز کنند. وگرنه در فردای روزی که مراودات تجاری و صنعتی ایران با جهان آزاد به سهولت انجام شود بخش بزرگی از بنگاههای خصوصی ایران در مدتی کوتاه و تحت تاثیر شرایط رقابتی بلعیده خواهند شد و فرصتی برای خودنمایی و نطق‌های پرطمطراق پیدا نخواهند کرد. باید توجه داشت سخنرانی جنجالی در محضر صاحبان قدرت، فضیلت نیست اگر صاحب سخن، آداب گفتگو با شهروندان و مراجعان روزمره را بلد نباشد.