لاکچری بازی با کتاب در ایران مال / بازار بزرگ ایران مال پس از رونمایی از مسجد لوکس این بار با همراهی شبکه های اجتماعی کتابخانه لاکچری را عرضه کرد

حقیقت این است که این سازه بیش از آن که بر اساس ادعایش برای غرور ملی ساخته و تاسیس شده باشد، بلکه برای شبکه اجتماعی اینستاگرام ساخته شده است

میرا قربانی فر

در شمال غربی تهران و در حاشیه‌ پارک چیتگر و حوالی دریاچه‌ خلیج فارس، مجتمع تجاری ایران مال را می‌توانید پیدا کنید.
۱۸۵ هزار متر مربع مساحت،یعنی بیش تر از ۱۰ برابر مرکز تجاری سام سنتر ، الهیه و پالادیوم زعفرانیه . مساحتی برابر با مراکز عظیم تجاری دنیا همچون ترافورد سنتر انگلستان و مال آمریکا در نیویورک. ایران مال قرار است با ۲۱۷ هزار متر تخلف ساخت ، نقش مهمی در جذب گردشگر و صنعت توریسم کشور ایفا کند . نقشی که با شواهد موجود بعید به نظر می رسد و می توان آن را بیشتر یک شو تبلیغاتی برای دوری از گزند انتقادات در خصوص این پروژه دانست.
مجموعی با ۳۲ هکتار مساحت، که یعنی مساحت کل مجموعه از دوبی‌مال و مرکز تجاری بزرگ چین هم بیشتر است. گفته می‌شود اگر در هر مغازه‌ای ۵ دقیقه وقت بگذارید برای سر زدن به تمام مغازه‌های ایران مال باید سه روز کامل قدم بزنید. دو هتل‌ مجلل، ۲۰۰ رستوران، سالن‌های سینمای مجهز، زمین یخ، نمایشگاه خودرو، باغ ایرانی و معماری‌های که یادآور معماری اصیل ایرانی‌اند.


در دورانی که طبقه متوسط شهری در پایتخت درگیر یافتن مسکن مناسب است و رقم های نجومی مسکن در بخش خرید و اجاره هر روز عرصه را بر شهروندان تنگ تر می کند و تقریبا کمتر شهروندی است که درگیر این مشکلات نباشد، به نظر می رسد لاکچریزم پوسیده هر روز بیشتر از دیروز بلای جان شهروندان می شود. خبرهای رسیده از بسیاری از کلان شهرها نیز حکایت اسفباری است از وضعیت زمین و مسکن. شهرهایی چون مشهد ، تبریز ، کرمانشاه ، رشت و … درگیر بزرگترین بحران مسکن در ۴ دهه اخیر شده اند و خبرهای ناگواری از گسترش حاشیه نشینی ، کانکس نشینی و حتی چادرنشینی به گوش می رسد.
در چنین شرایطی پروژه ای همچون ایران مال فارغ از آن چه از نظر وسعت و بنا ساخته شده است ، با تلاشی که برای نمایش « لاکچری » بودن از خود به رخ می کشد چنان نمکی است که بر زخم اقتصاد معیوب کشور پاشیده می شود.

* بلوای یک سازه پرزر و برق و تعطیلی تولید ایرانی
تصور کنید شهروندان تهرانی که باید برای یافتن یک مکان اجاره ای برای زندگی تهران را ترک کنند ، در همان مسیر خروج به سمت کرج و شهریار و باغستان با یکی از عظیم ترین پروژه ها و سازه هایی رو به رو می شوند که تقریبا می توان سهم تولید کننده ایرانی در آن را هیچ دانست.
کشور در حال توسعه همچون ایران عملا صاحب بخش خدمات بزرگی خواهدشد و آن چه نیاز چنین کشوری است نه ساخت یک مال کپی شده از کشورهای مصرف گرایی همچون دبی  بلکه محتاج طرح های رویایی از مجتمع های کارخانه ای است ، این کشور محتاج طرح های بلند پروازانه از موسسات تحقیق و توسعه است. افکار نیوز در بخشی از گزارشی در همین باره و با اشاره به وضعیت نابه سامان بخش تولید در ایران و وضعیت آشفته کارگران در این موضوع نوشته بود:« صدها شاید هزاران میلیارد تومان از سرمایه این کشور که زیر سازه بتنی ایران مال مدفون شده است، می توانست جهش بزرگی در بخش تولید ایجاد کند ، می توانست موجب رشد تکنولوژیک در حوزه تکنولوژی های برتر شود و از این راه هم به اشتغال جوانان متخصص کمک کند هم سودآوری برای سرمایه گذاران به همراه بیاورد اما اکنون فقط بخش فربه خدمات اقتصاد را فربه تر کرد. ایران مال فقط سرمایه های این کشور و این مردم را تبدیل به سیمان و سازه های فلزی کرد. سازه های لوکسی که با همکاری شرکت کانادایی NORR قرار است محل عرضه برندهای اروپایی و آمریکایی باشد و سهم کارگران ایرانی و تولید کننده ایرانی چیزی نخواهد بود جز افسوس و آه!»
به نظر می رسد گذشتن از این همه سرمایه که به سادگی به جای اینکه وارد مبحث تولید و زیرساخت های اساسی کشور شود وارد بخش ساخت و ساز و آن هم به بیهوده ترین نوع آن شده است جدا قابل گذشت نیست. اینکه چه مقدار زمین بدون طی روال قانونی و مزایده برای پروژه ای خدماتی همچون ایران مال واگذار شده است و چقدر اساسا این پروژه در رونق تولید یا اشتغال زایی فعال کشور اثر دارد ، مباحثی نیستند که بتوان به سادگی از آن گذشت.

*سازه ای عظیم برای ارضای حس لاکچری بودن
سازه عظیم ایران مال با نمای پرزرق و برق از همان وسط اتوبان نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند و فضای داخلی آن با اینکه هنوز تکمیل نشده، اما جاذبه بصری بسیاری دارد. و شاید همین زرق و برق و عظمت سازه ساخته شده باعث شده روزانه هزاران نفر از گوشه و کنار به تماشای بازار بزرگ ایران بروند. از ایوان شرق به باغ ایرانی  می رسید و از باغ که عبور کتید به بازار سنتی. از تالار آینه و تماشای آینه‌کاری‌هایش بگذرید و در شربت‌خانه که مملو از بوی زعفران و گلاب و زنجبیل است گلویی تازه کنید و در آخر به کتابخانه  جندی شاپور ایران مال خواهید رسید؛ کتابخانه‌ای که سعی کرده است شبیه کتابخانه های مشهوری همچون کتابخانه کنگره آمریکا و کتابخانه پنتاگون طراحی شده باشد با سقف های بسیار بلند، پله‌های چوبی منحنی، دیوارهای مملو از کتاب‌های رنگارنگ، کافه‌ای که در میان بوی کاغذ، قهوه و چای سرو می‌کند و صندلی‌های راحت و سدری‌رنگی که در ترکیب با چوب‌های تیره‌ی قفسه‌ها، توجه هر رهگذری را به خود جلب می‌کنند باعث شده این محل به پاتوقی جدید برای گردشگران تبدیل شود.اما مهم ترین ار این کتابخانه را شاید حالا بتوان به مسلخ بردن چیزی به نام فرهنگ کتابابخوانی در کشور دانست. کتابخانه‌ای که قرار بوده میعادگاه صاحبان قلم و اندیشه باشد و به مکانی برای انواع رویدادهای فرهنگی همچون رونمایی از کتاب‌های جدید نفیس و خطی، ارائه تندیس و سردیس مشاهیر ایران و جهان و برگزاری جشنواره‌های کتاب و مطبوعات باشد امروز به قربان‌گاه کتاب تبدیل شده است.
البته پیش از آن که خبرها از کتابخانه خاص ایران مال خبر بدهد این جنجال های مسجد لاکچری ایران مال بود که توجهات بسیاری را به خود برانگیخت. مسجدی که تصاویرش تبدیل به یکی از جنجالی ترین اخبار مربوط به بازار بزرگ «ایران مال» را رقم زد .

* لوکس گرایی به مسجد ایران مال هم رسید
جنجال های این مسجد لاکچری متعلق به  یکی از بزرگترین مجموعه‌هایی که به شکلی عجیب بخش بزرگی از زمین های منطقه ۲۲ تهران را به صورت غیرقانونی بلعیده بود به یک جنجال حقیقی تبدیل شد. وجود چنین مسجدی در چنان سازه ای آن هم در جامعه‌ای کاملاً طبقاتی‌شده و در حالی که با جلال و جبروت و کاخ‌وارگی‌اش آسمان و زمین تهران را خراش داده است و در کنارش، خانه‌های بسیاری از آدم های طبقه متوسط گرفتار در چنبره این لاکچری زدگی ، انگار نشانه محض اضمحلالی بود که باید از آن ترسید. حتی تاریخ افتتاح این مسجد لاکچری و گران قیمت نیز محل بحث های بسیاری شد. تاریخ افتتاح در روز میلاد امام عصر (عج) تعیین شد که معتقدانش این امام را در هم کوبنده «طاغوت» و «جهانخواران»، در حین دفاع از مستضعفان و بازگرداندن جهان به آنها می دانستند . انتخاب این تاریخ برای افتتاح چدچار این تردید جدی می کرد که چطور خود را پیرو امام عصر بدانند در حالی که تهران درگیر مشکلات عدیده برای ساکنان فقرزده اش است حالا روز میلادش برای افتتاح پروژه های لاکچری انتخاب می شود. اما این پایان حاشیه های افتتاح مسجد لاکچری ایران مال نبود چرا که لیست و ترکیب مهمانان افتتاحیه خود به میزان این اعتراضات افزود. حضور یکی از مشهورترین خطیبان تهران و یکی از مشهورترین مداحان تهران که نواهایش درباره بزرگترین شخصیت انقلابی تاریخ، «حسین بن علی (ع)» و یاران و خاندان شریفش ، انگار زخم عمیق تری نیز بر پیکر باورهای عامه به شمار می رفت.
مسجد ایران مال با همه حاشیه های فراوانش افتتاح شد و در حالی که بسیاری تصور می کردند افتتاح این مسجد و حاشیه های مربوط به هزینه های سرسام آور ساخت آن دیگر تیر آخر لوکس گرایی سازندگانش باشد اما ماجرا به همین جا خاتمه نیافت.

* کتاب از کالای فرهنگی تا نماد لاکچری بودن
این بار نوبت به شبکه های اجتماعی رسید که یکی دیگر از نشانه های لاکچری بودن ایران مال را که مسلخی تازه برای یکی از کم رونق ترین بخش های فرهنگی کشور است، را نمایش بدهند.
هبوط، لیبرالیسم ایرانی، گزیده فیه‌ما‌فیه، تفسیر المیزان و صدها کتاب دیگر، بی‌جنب‌وجوش در قفسه‌های نفیس کتابخانه‌ مجلل ایران مال آرام گرفته‌اند و هرازچندگاهی بازدیدکنندگان، قطورترین کتاب نزدیک‌ترین قفسه را دست می‌گیرند، به صفحه‌ای خیره می‌شوند و پس از ثبت تصویر فرهنگی، جای خود را به فرد موبایل ‌به ‌دست می‌دهند؛ این‌جا کتابخانه جندی‌شاپور، قلب فرهنگی بزرگترین مال خاورمیانه است و شما هر گوشه‌ای که باشید، ناخواسته در قاب تصویر چندین موبایل قرار گرفته‌اید.
همه چیز از تعداد بالای تصاویر از کتابخانه جندی شاپور در صفحات مجازی و رسانه های اجتماعی و بیش از همه در اینستاگرام آغاز شد. انگار خوره تازه ای در جان اینفلوئنسرها و اینستاگرامی ها افتاده بود و این بار هدف تصاویر کتابخانه ایران مال بود و البته عجیب نیز نبود که مالکان و مدیران ایران مال از این تبلیغ فراگیر و مجانی در شبکه های اجتماعی ناراضی نبودند اما در این میان تنها چیزی که اهمیت نداشته و ندارد اتفاقی است که برای وضعیت کتابخوانی و فرهنگ کتاب خریدن رخ می دهد.

طی‌کردن یک راهرو عریض با فروشگاه‌هایی از برندهای معتبردر ایران مال ، گردشگران را به باغ کتاب می رساند. ساختمان مجلل سه‌طبقه‌ای به مساحت ۳هزار و ۳۰۰ مترمربع که قرار است «با ترکیبی از معماری گوتیک اروپایی و تزیینات معماری ایرانی، تداعی‌گر بافت متنوع فرهنگ و دانش جهانی باشد». و حالا این کتابخانه یکی از شناخته‌شده‌ترین بخش‌های فاز یک این پروژه شده است که در ماه‌های گذشته از طریق عکس‌های شخصی افراد بازدیدکننده و انتشار این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی به شهرت رسید. امروز هم این کتابخانه شلوغ‌تر از دیگر بخش‌های درحال فعالیت ایران‌مال است و بازار سلفی گرفتن در آن بسیار داغ است.
احتمالا به عقل کمتر کسی می رسید که ‌می‌توان با استفاده از اعتیاد جوانان به استوری‌ها و پست‌های اینستاگرامی بازدید کنندگان را به مدل های خوش پوش و  مجانی برای تبلیغ ایران مال تبدیل کرد . شاید به همین دلیل است که در ایران مال برخلاف تقریبا بیشتر مکان‌های عمومی در ایران کسی به عکاسی شما اعتراض نمی‌کند. می توانید با خیال راحت با هر دوربینی که دوست دارید از هر نقطه‌ای که می خواهید و هر چقد ذر که می خواهید ، عکس بگیرید. حقیقت این است که این سازه  بیش از آن که بر اساس ادعایش  برای غرور ملی ساخته و تاسیس شده باشد، بلکه برای شبکه اجتماعی اینستاگرام ساخته شده است. پایگاه خبری فرارو در فروردین امسال و پس از بازدیدهای گسترده نوروز ۹۸ در توصیف این کتابخانه نوشته است : «در تابلو معرفی کتابخانه جندی‌شاپور که در طبقه اول این ساختمان قرار گرفته به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی از قرارگرفتن ۷۰‌هزار جلد کتاب در این مجموعه سخن به میان آمده است، اما نزدیک به یک‌سال پس از آغاز فعالیت فاز اول ایران‌مال از چنین مجموعه‌ای از کتاب‌های مختلف خبری نیست. در برخی قفسه‌های نفیس این مجموعه، کتاب‌های قطور و با رنگ جلدی شبیه به قفسه‌ها به چشم می‌خورد و در دیگر بخش‌ها هم کتاب‌ها بدون نظم مشخص به حال خود رها شده‌اند. هرکس دستش به هر کتابی می‌رسد، برمی‌دارد و معمولا هم پس از ثبت یک عکس، کتاب را در نزدیک‌ترین قفسه رها می‌کند.»
شاید همین توصیفات یکی از کتابدارهای این کتابخانه خاص نشان بدهد که هدف اصلی در این کتابخانه نه خواندن کتاب بلکه بیش از همه ارضای میل دیده شدن است. ارضای میل اینکه آدم هایی که شاید به ندرت در طول سال کتابی در دست می گیرند با کتاب ها و کتابخانه «شیک و لاکچری طور» عکس های مناسب برای اینستاگرامشان بگیرند و البته نحوه و نوع چیدمان کتاب ها در این کتابخانه لاکچری بیش از همه « یادآور خرید کتاب های متری همرنگ با مبلمان خانه » است.
چه جای تعجب که وقتی با کودکان کار و فروریختن پلاسکو سلفی گرفته می شود چطوممکن است از سلفی گرفتن با چنین بنای شیکی که اتفاقا این بار می تواند نمادی شود از ارضای میل فرهیختگی آدم ها گذشت.


و عجیب تر این که در حالی که افتتاح مسجد «لاکچری » ایران مال اعتراضات به حق بسیاری را برانگیخت که معتقد بودند این روند بازی با احساسات مذهبی مردم است، چرا این روند لاکچریزم پوسیده در مورد حوزه مهمی همچون کتاب و کتابخوانی واکنش های بیشتری را در پی نداشت؟
در همین حال و با توضیحات مدیران ایران مال که گفته اند ساخت این کتابخانه برای این بوده است که همه اعضای خانواده را در یک مرکز خرید دور هم جمع کنند اما برخی منتقدان معتقدند که تبدیل کتاب به کالایی دم‌دستی، به‌نوعی بی‌ارزش کردن کتاب و فرهنگ کتابخوانی در نظر گرفته می‌شود که نه تنها منجر به افزایش و تکرار این عادت نمی‌شود، بلکه ممکن است در ساختار ذهنی افرادی که در چنین شرایطی قرار میگیرند، تصویر منفی از کتاب ترسیم کند.
به‌نظر می‌آید طراحان این کتابخانه در مقوله جذب مخاطب، نمره قبولی گرفته‌اند. این مساله را می‌توان از حجم بازدید و علاقه مردم به گرفتن عکس‌های یادگاری و سلفی دریافت اما نباید فراموش کنیم که یک کتابخانه باید فاکتورهای مهمتری از جذابیت داشته باشد! به‌هرحال کتابخانه‌ای با معماری چنین، محیط مناسبی برای عکس‌های سلفی است و این رفتار تا اندازه‌ای در این مکان زیاد است که به سختی می‌توان افراد کتاب‌خوان و در جست‌وجوی کتاب را در میان انبوهی سلفی بگیران یافت و این مساله چالش‌هایی را با خود به همراه دارد که با ذات و هویت یک کتابخانه در تناقض است.
حال اما به نظر می رسد عملا کتابخانه جندی شاپور ایران مال این روزها جولانگاه کاربران شبکه‌های اجتماعی و محلی برای ژست‌های روشنفکری است.ژست‌هایی که این روزها بخشی از زندگی برخی از ایرانیان شده است و برای تایید گرفتن در شبکه های اجتماعی مداوما به دنبال مفر تازه ای می گردند و ایران مال در ابعاد گسترده ای به این بخش از تلاش ایرانیان کمک می کند. کتابخانه لاکچری ایران مال بخشی از یک نقاب خودساخته در جهانی که واقعی نیست و اسفبار اینکه به هیچ وجه به آسیب های آن چه در پی آن است نمی اندیشیم. مساله این نیست که آلبوم هایمان را از عکس های واقعی و ماندگار خالی کرده ایم و حالا برای یک ساعت نشستن روی مبل های تابخانه ایران مال خود را به آب و آتش میزنیم تا از یک سوی شهر به سوی دیگر برویم تا چند عکس از دقایقی سرگرم شدن با جلد کتاب ها بگیریم، مساله این است که یک دروغ را به جای حقیقت قرار می دهیم و از آن لدت میبریم.

ایران مال این روزها فارغ از تخلفات گسترده و جریمه های پرداختی و البته ماجرای واگذاری زمین هایش ، دو مساله جدی دیگر را عیان کرده است. اول اینکه چطور با رانت و قدرت، سهم تولید کننده و کارگر ایرانی به پای بخش خصوصی که تنها خدمات ارائه می دهد، قربانی می شود و دیگر این که چطور در بازی خطرناک میل به دیده شدن های دروغین این گونه سازه ها و بناها با کشف این امیال انسانی ، می توانند در راستای منافع خود پیش بروند.
در این میان مساله تنها فرهنگ کتاب و کتابخوانی نیست که نابود می شود بلکه میل به لاکچری بودن آن هم در منحط ترین مدل ممکنش از آدم های جامعه بدون این که بدانند دروغ گو های خطرناکی می سازد که دست به هر کاری میزنند تا تماشا شوند.