تالاب نیمه جان انزلی در مسیر تباهی

به نظر می رسد رسیدگی به وضعیت تالاب تقریبا به فراموشی سپرده شده است و اگر هرچه زودتر برای آن چاره ای اندیشیده نشود به زودی چیزی شبیه سرنوشت دریاچه ارومیه در انتظار این تالاب ارزشمند ایران نیز خواهد بود

تالاب انزلی با مساحتی در حدود ۲۰ هزار هکتار پناهگاه پرندگان مهاجر، رویشگاه لاله ها و نیلوفران آبی، زایشگاه ماهیان خزر و بهشت گردشگران روز به روز جلوی چشمانمان آب می رود.
مرداب انزلی از بزرگترین زیستگاه‌های طبیعی جانواران ایران محسوب می‌شود و هر ساله پذیرای تعداد زیادی از پرندگانی است که از کشورهای همسایه شمالی به ایران می‌آیند.تالاب انزلی به دلیل موقعیت جغرافیایی از نظر میزان بالای رطوبت و آب با هیچ‌یک از تالاب‌های ایران قابل مقایسه نیست و این تالاب چندین جزیره را نیز در خود جای داده‌است. اما در سال های اخیر این تالاب ارزشمند ایران هر روز لاغر تر و نحیف تر شده است و اکنون نیز خطر جدی نابودی آن را تهدید می کند.
تالاب انزلی حکم تصفیه خانه را برای رودخانه‌هایی دارد که به دریای خزر می‌ریزد. این تالاب با بیش از ۱۰۰ گونه پرنده ۵۰ گونه ماهی صدها گونه موجودات گیاهی اکوسیستم کم‌نظیری دارد و از سال ۱۳۵۴ جزو تالاب‌های بین‌المللی تحت حفاظت بوده و مهم‌ترین منبع تکثیر و تولید ماهیان خاویاری و استخوانی دریای خزر است.طی سه دهه گذشته به دلیل ورود حجم زیادی از رسوبات و رشد بی رویه گیاهان مهاجم میانگین عمق آب این تالاب از ۱۱ متر به کمتر از دو متر و در مناطقی حتی کمتر کاهش پیدا کرده است.
افزون بر مقادیر زیادی سم و کود شیمیایی روزانه بیش از ۴۰۰ هزار متر مکعب فاضلاب به تالاب بین المللی انزلی وارد می شود.علاوه بر این سازه های غیرضروری و کارشناسی نشده و قطع جریان طبیعی آب ، گیاهان مهاجم وارداتی ، تجاوز به حریم تالاب و کاهش آب دریای خزر دم به دم بر رگ حیات تالاب انزلی زخم می زند.
طرح احیای تالاب بین المللی انزلی سال ۸۹ با اعتباری افزون بر ۹۰۰ میلیارد ریال برای پنج سال از محل ردیف های خاص معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی به تصویب رسید اما مرحله نخست مطالعاتی احیای تالاب انزلی که در حوزه شناسایی منابع آلاینده و اقدامات برای رفع آن از سال ۸۹ تا ۹۱ انجام شده بود، منتهی به نقشه های فنی و اجرایی نشد.
سال ۹۳ نیز طرح جامع مدیریت حوزه آبریز تالاب انزلی مبتنی بر اصول مدیریت اکولوژیک در حوزه آبخیزتالاب انزلی با تمرکز بر سه محور پسماند، فاضلاب‌ها و رسوبات آغاز شد.
اما با وجود همه این حرف و حدیث ها نه تنها علایمی از بهبود حال تالاب نیست بلکه خبر وخامت حالش حالا بسیار فراگیرتر نیز شده است.به نظر می رسد رسیدگی به وضعیت تالاب تقریبا به فراموشی سپرده شده است و اگر هرچه زودتر برای آن چاره ای اندیشیده نشود به زودی چیزی شبیه سرنوشت دریاچه ارومیه در انتظار این تالاب ارزشمند ایران نیز خواهد بود.

خبرنگار : مرجان قربانی فر
دبیر : میرا قربانی فر