سایه ویلاسازی های غیرمجاز و عدم اجرای طرح تنفس جنگل همچنان بر سر جنگل های هیرکانی / آیا ثبت جنگل های هیرکانی در سازمان یونسکو می تواندتخریب گران را متوقف کند؟

حالا و پس از ثبت جنگل های هیرکانی یونسکو ، بعد از کویر لوت ایران باید منتظر ماند و دید آیا سازمان ها و نهادهای مربوطه می توانند در مقابل این جنگل خواری های گسترده از قطع درختان تا ویلاسازی ها را بگیرند یا همچنان این کشتی طوفان زده به مسیر طغیان خواهد رفت

میرا قربانی فر

اولین سری از فیلم های پارک ژوراسیک که آغاز شد ، برای بسیاری هیجان انگیز بود . دیدن جهانی که همیشه تنها توصیفش را شنیده ایم ؛ جهانی از میلیون ها سال قبل که در آن انواع دایناسورها و جانوران عجیب زندگی می کنند تقریبا برای کمتر کسی است که جذاب نباشد. اما شاید حتی بزرگترین طرفداران پارک های ژوراسیک و دایناسورها نیز تا همین چند سال قبل و فراگیری اینترنت و کشف دهکده جهانی نمی دانستند که هر چند این دایناسورها از بین رفته اند اما جنگل ها و زیستگاه طبیعی زندگی آنان همچنان وجود دارد و اتفاقا بخش زیادی از جنگل های ایران را نیز شامل می شودو تنها با چند ساعت رانندگی می‌توانیم در جنگل‌هایی باشیم که هم‌سن دایناسورها هستند. در جنوب دریای خزر از مازندران تا گیلان، گرگان و ارسباران، جنگل‌های هیرکانی قرار گرفته‌اند، جنگل‌های که ارزش زیادی دارند و از دوران دایناسورها باقی مانده اند دوران عصر یخبندان را نیز از سرگذرانده اند و حالا و بالاخره به ثبت جهانی نیز رسیدند.

* ماجراهای یک ثبت
در هفته ای که گذشت و پس از فراز ونشیب های بسیار، پرونده «جنگل های هیرکانی» ایران با تائید کارشناسان «اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت» در چهل و سومین اجلاس یونسکو، به عنوان دومین میراث طبیعی ایران، ثبت جهانی شد. به این ترتیب و با تائید کارشناسان IUCN در چهل و سومین اجلاس یونسکو، جنگل‌های هیرکانی به عنوان دومین میراث طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
این جنگل‌ها در شمال ایران، در طول ساحل جنوبی دریای خزر و نیمرخ شمالی رشته کوه‌های البرز واقع شده اند. این جنگ های پهن برگ درختان در طول ۸۵۰ کیلومتر خط ساحلی خزر کشیده شده و بین ۲۵ تا پنجاه میلیون سال قدمت دارد، در آن زمان بیشتر مناطق معتدل شمالی را این جنگل‌ها پوشانده بود. در عصر یخبندان کواترنری این جنگل‌ها کوچکتر شده اند اما بعد با پایان عصر یخبندان دوباره گسترش یافتند.
از منطقه‌ هیرکان در جمهوری آذربایجان تا نزدیک آستارا جنگل‌های کهنسال و تماشایی‌ای وجود دارند که هوای معتدل این منطقه حسابی به آنها ساخته. این جنگل‌های ۴۰ میلیون ساله، برای خودشان پارک ژوراسیکی است.مساحت این جنگل‌ها ۵۵ هزار کیلومتر مربع است که دو میلیون هکتار آن در ایران و ۲۰ هزار هکتار در آذربایجان قرار گرفته. ارتفاع آن از سطح دریا شروع می‌شود و به ۲۸۰۰ متر می‌رسد. حدود نیمی از این جنگل‌ها از بین رفته و الان فقط از ۳/۱۰ درصد آن حفاظت می‌شود.

۵۳ درصد جنگل‌ها در مازندران، ۲۶ درصد در گیلان و ۲۱ درصد در گلستان قرار دارند. در جاهایی مثل پارک ملی گلستان، جنگل الیمستانهراز ، جنگل افراتخته، جنگل ابر شاهرود، جنگل های ارسباران، پارک جنگلی بی‌بی‌ یانلو و پارک جنگلی ناهارخوران گرگان می‌توانید به جنگل‌های هیرکانی دسترسی داشته باشید. همچنین بولا، جنگل واز، حوزه کجور نوشهر، پلنگ دره، چهارباغ چالوس، جنگل خشک‌داران، گشت رودخان، سیاه رودبار گیلان و منطقه‌ حفاظت‌شده لیسار جزو این جنگل‌های کهنسال هستند.این جنگل‌ها پیشتر نیز به عنوان یکی از دویست زیست بوم طبیعی جهانی در فهرست صندوق جهانی حیات وحش ثبت شده بودند. جنگل‌های هیرکانی بجز انواع گیاهان و جانوران، محل زندگی حدود هفت و نیم میلیون نفر نیز به شمار می‌رود.جنگل‌های هیرکانی از نظر پوشش گیاهی بسیار غنی محسوب می شوند و بیش از ۳۲۰۰ گونه گیاهی را شامل می شوند و با اینکه حدود هفت درصد خاک ایران را می‌پوشانند اما ۴۴ درصد آوندداران شناخته شده در ایران در این جنگل‌ها هستند. تا کنون ۵۸ گونه پرنده و ۵۸ گونه پستاندار از جمله یوزپلنگ معروف ایران در این جنگل‌ها شناسایی شده‌اند. متخصصان معتقد هستند که ثبت جنگل های هیرکانی در یونسکو، علاوه بر اینکه بخش های بزرگی از جنگل های هیرکانی را مشمول حفاظت می کند ، بلکه به جذب اعتبار مالی از این سازمان جهانی نیز منجر خواهد شد.

* اهمیت جنگل های هیرانی در چیست؟
جنگلهای هیرکانی از غنی ترین اکوسیستم های جهان محسوب می شوند به طوری که بیش از ۲۹۶ گونه پرنده و حدود ۱۰۰ گونه پستاندار و ۱۵۰گونه درختی و بوته ای بومی (اندمیک) مانند درختان انجیلی و شمشاد در این جنگل ها زندگی می کنند.از گونه های پرندگان ساکن در اکوسیستم جنگل های هیرکانی می توان به گنجشک سانان، سار، دارکوب،اردک نوک پهن، قرقاول خزری، کبک، بلدرچین، کبوتر جنگلی، شاهین، قوش، دال، قرقی، اردک خاکستری، عقاب و جغد اشاره کرد و ازگونه های پستانداران ساکن در این زیست بوم می توان مرال، شوکا، گرگ، گراز، خرس قهوه ای، روباه سر دو سیاه، شغال، سمور،تشی، خارپشت، موش جنگلی، خرگوش، گربه وحشی، گورکن و اسبچه خزر را نام برد.
جنگل های هیرکانی برای قرن ها است که در آب و هوای معتدل جنوب خزر دوام آورده‌اند و پناهگاه حیوانات زیادی بوده‌اند.سال ها قبل، ۹۸ گونه پستاندار در این‌جا زندگی می‌کردند که بعضی از آن ها در حال انقراض‌اند و بعضی گونه‌های دیگر همچنان زنده مانده‌اند.در بیشتر جاها نسل مرال، کل، بز و شوکا منقرض شده. خرس قهوه‌ای که بینایی ضعیف ولی بویایی و شنوایی عالی دارد، روباه سر دم سیاه که فقط در جنگل‌های هیرکانی پیدا می‌شود، پلنگ، گرگ، گراز، شغال، سمور، خارپشت، خرگوش، گورکن، موش جنگلی، گربه وحشی و گورکن همه از ساکنان این جنگل به‌شمار می‌روند. اسبچه خزر را هم بگوییم که در جنگل‌های آمل کشف شده و همان‌جا هم زندگی می‌کند.در جنگل هیرکانی ۱۵۰گونه درخت و بوته وجود دارد. آنها در دسته‌ جنگل‌های سبز تابستانی یا پهن‌برگ خزان‌کننده قرار می‌گیرند. نوع درختان هم در منطقه‌ کم‌ارتفاع، با درخت‌های دامنه‌ها و نواحی خیلی بلند با هم فرق دارد.
راش، بلوط، افرا، نارون، توسکا، زبان گنجشک، ممرز، بارانک، سرخدار، نمدار، انجیلی، لرگ، لیلکی، خرمندی، انجیر و شمشاد بیشتر از بقیه هستند.درختچه‌های زیادی در این ناحیه پیدا می‌کنید، مثل زغال‌اخته، انار، ازگیل، زالزالک، کوله خاس، آلوچه وحشی، سیب وحشی و خاس. گونه‌های بومی که برگ‌های سوزنی دارند، درختان سرخدار، زربین و سرونوش در دنیا کم‌نظیرند.

* دلایل اهمیت جهانی جنگل های هیرکانی
اهمیت جنگل های هیرکانی تنها از بابت قدمت تاریخی آنان به عنوان قدیمی ترین موجودات زنده در جهان نیست بلکه این جنگل ها را می توان شش های تنفسی زمین نیز محسوب کرد. همچنین علاوه بر تامین اکسیژن، در ذخیره مقادیر بسیار زیاد آب، حفاظت از بافت خاک و جلوگیری از جاری شدن سیل نقش بسیار مهمی دارند. این جنگل ها سهم به سزایی نیز از بعد توسعه گردشگری و ایجاد درآمد برای ساکنین نواحی شمالی کشور دارند.
همچنین همواره حیات و ادامه وجود این جنگل های باهمیت در معرض تهدیدهای جدی بوده است. بیش از همه نیز ان چه امروزه حیات این موزه زنده را تهدید می کندو نابودی آن را به دنبال دارد، در حقیقت آدمیان بی توجه به ارزش جهانی این جنگل ها با بهره وری بی رویه از منابع چوب و قطع درختان برای ساخت و ساز و استفاده در صنایع چوب است که کمر به نابودی کهن ترین جنگل های جهان بسته اند. از سویی حالا و باشرایط فعلی و ثبت جهانی جنگل های هیرکانی در یونسکو ، ایران متعهد است که از این جنگل ها حفاظت کند و البته می تواند از کمک های مادی و معنی یونسکو برای حفظ این جنگل ها نیز بهره ببرد. کمک هایی همچون حضور متخصصان این عرصه می تواند به حفظ بهتر این جنگل ها منجر شود.

* ماجرای اوقاف و جنگل های هیرکانی
پیش از این نیز بارها بحث هایی جدی درباره وضعیت این جنگل ها نیز به وجود آمده بود. در سال ۱۳۹۵ بود که یکی از مدیران منابع طبیعی در استان مازندران خبرداد که سازمان اوقاف با به دست آوردن مالکیت پنج هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی٬ فعالیت شرکت‌های دولتی مستقر در این جنگل‌ها را متوقف کرده است. ستار بابایی٬ به عنوان مدیرکل منابع طبیعی استان مازندان در آن سال به ایلنا گفته بود که سازمان اوقاف «خرده محصولاتی را که از جنگل بیرون برده می‌شد٬ ضبط کرده است.»به گفته این مقام محلی سازمان اوقاف «می‌تواند هر کاری بخواهد با جنگل انجام دهد» و سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری نظارتی بر آن زمین‌ها نخواهد داشت.اما ماجرا به زمانی بیش از ۱۰سال قبل از آن باز می کشت٬وقتی که سازمان اوقاف و امور خیریه ایران در شکایتی ادعای مالکیت پنج هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی را مطرح کرد.بر اساس گزارش‌ها آغاز دعوا در سال ۱۳۸۵ بود و پس از آن که دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر به نفع سازمان جنگل‌ها و مالکیت این سازمان رای داد اما با شکایت مجدد سازمان اوقاف به دیوان عدالت اداری ورق به نفع این سازمان برگشت و اوقاف مالک این زمین‌ها اعلام شد.آقای بابایی در همان زمان نیز بارها گفته و تاکید کرده بود که وقف‌نامه‌ای که سازمان اوقاف بر اساس آن شکایت کرده متعلق به سال ۱۳۲۶ قمری (۱۲۸۶ شمسی) است که در آن فردی دو روستا٬درختان مثمر وغیرمثمر و مراتع آن را وقف کرده است.به گفته مقام های سازمان مسول یعنی مراتع و جنگلداری در این وقف‌نامه حرفی از جنگل زده نشده و فقط به دو روستا اشاره شده است.اساسا سوال این بودکه کسی چطور می تواند جنگل که جزوی از اراضی ملی محسوب می شود را وقف کند. اما نتیجه آن دعوای ده ساله نهایتا این بود که سازمان اوقاف مالکیت آن ۵هزارهکتار را به دست گرفت وبعدها حتی به دست آوردن این مالکیت منجر به سنگ اندازی هایی در راه طرح تنفس ۱۰ساله جنگل نیز ایجاد کرد.

*طرح تنفس جنگل ها ، شکست یا پیروزی؟
اما طرح تنفس جنگل چه بود؟ در طی سالیان متوالی وبه خصوص در دهه ۷۰ ، جنگل‌خواری و قاچاق چوب اصلی ترین معضل جنگل های شمال ایران محسوب می شدکه به عنوان یک معضل زیست محیطی بر جنگل‌ها سایه انداخته بود و مسئولان را برآن داشت که در جهت حفاظت از این منابع ارزشمند طرح تنفس و توقف بهره برداری تجاری و صنعتی از جنگل ها را اجرا کنند و مشخص بود که در صدر لیست این تنفس و جلوگیری از آسیب بیشتر به جنگل ها ، نام جنگل های هیرکانی بود که دیده می شد.
در ابتدا قراربودطرح تنفس جنگل در قالب برنامه ششم اجرایی شود اما به ناگاه از سال چهارم، جلوی بهره‌برداری چوب از جنگل گرفته شدوزودتر از موعد به جنگل‌های هیرکانی تنفس داده شد.ماده ۳۸ دربرنامه ششم توسعه در مورد تعیین تکلیف جنگل‌های شمال اعلام داشته بود که:«هرگونه بهره‌برداری چوبی از درختان جنگل‌های کشور از ابتدای سال چهارم اجرای قانون برنامه، ممنوع می‌باشد. دولت در ارتباط با قراردادهای طرح‌های جنگلداری مذکور که مدت اجرای آن به اتمام می‌رسد، مجاز به تمدید قرارداد نمی‌باشد.» به موجب این ماده بهره‌برداری از درختان سراسر کشور از سال چهارم این برنامه به طور کامل ممنوع و در سه سال اول یعنی سال ۹۶و ۹۷ و۹۸ سازمان جنگل‌ها فقط اجازه برداشت از درختان شکسته، افتاده وآفت‌زده را دارد. طبق این طرح، بهره‌برداری تجاری از جنگل‌های شمال و هرگونه برداشت چوب توسط شرکت‌های چوب‌بری به مدت ۱۰ سال ممنوع اعلام شد تا در این بازه زمانی امکان خود‌پالایی جنگل فراهم شود؛ جنگل‌هایی که به گواه آمارهای ارائه‌شده از سوی سازمان محیط زیست و مراجع دانشگاهی و مشاهدات چشمی، در حال کاهش است اما سازمان جنگل‌ها و مراتع مدعی است، این جنگل‌ها نه‌تنها در چند دهه اخیر کاهش سطح نداشته، بلکه رو به افزایش هم بوده است.
طبق قانون، پس از بهره‌برداری از جنگل، برای احیای دوباره به آن منطقه باید اجازه تنفس داده شوداما در دهه گذشته این قانون اجرا نشده است.به‌گفته کارشناسان محیط‌زیست، بسیاری از طرح‌های جنگل‌کاری که در سال‌های اخیر اجرا شده است، به‌دلیل غیرکارشناسی بودن آن از پایه اشتباه بوده وتاثیر منفی بر جنگل‌ها گذاشته است.اجرایی شدن طرح تنفس ۱۰ ساله جنگل،نیز مانند هزاران طرح دیگر کشور با مشکلات و نقاط ضعفی مواجه بود و هست.در این طرح براساس لیست سازمان جنگل‌ها درخت‌هایی که خشک یا آفت زده هستند، مشخص و مهر می‌شوند. این لیست در اختیار شرکت‌های بهره‌برداری برای انجام کار، قرار می‌گیرد. آن‌ها مجاز به قطع درختان طبق لیست سازمان جنگل‌ها هستند. تمام درختانی که در طرح بهره‌برداری قرار دارند، زیر مجموعه سازمان منابع طبیعی محسوب می‌شوند. اما به‌طور معمول شرکت‌های بهره‌بردار به لیست سازمان جنگل‌ها اکتفا نکرده ودرختان خارج از لیست را نیز قطع می‌کنند.باتوجه به اینکه تا پایان زمستان سال ۹۶ زمان بهره برداری بوده و پس از آن جنگل باید وارد طرح تنفس می شده، بهره‌برداری خارج از لیست سازمان شدت بیشتر پیدا کردو درختان در حجم انبوهی قطع شدند.شرکت‌ها در توجیه این کار غیرقانونی،خشک یا آفت زده بودن آن‌ها را دلیل قطع عنوان کردند.به‌عنوان مثال،آن‌ها کوچک‌ترین شکاف روی درخت را به‌عنوان آفت یا خشکی اعلام می‌کنند؛ نکته قابل توجه اینجاست که روی بیشتر درخت‌های جنگل شکاف وجود دارد. حال با این بهانه واهی باید تمامی درختان جنگل را قطع می کردند؟

در همین باره نیز اسماعیل کهرم به موضوع طرح تنفس جنگل ها واکنش نشان داده بود.در حالی که هنوز به درستی طرح تنفس جنگل آغاز نشده بود بسیاری از اجرای آن ابراز ناخشنودی می کردند و کهرم در همان زمان به این موضوع واکنش نشان داد ودر بخشی از یادداشتی که در روزنامه قانون نوشته بود ، به این موضوع اشاره کرد:« این روزها زمزمه هایی مبنی بر متوقف شدن طرح تنفس جنگل ها شنیده می شود اما مساله اینجاست که باید پرسید مگر طرح تنفس جنگل ها شروع شده است که بخواهد متوقف شود!هنوز در شمال کشور و در جاده ها که منتهی به بابل و در خیابان های فرعی آن شاهد پیاده کردن صدها کامیون چوب هستیم. سازمان جنگل ها معتقد است برداشت چوب از درختان جنگل پایدار است. البته درست می گوید، استراتژی جمهوری اسلامی ایران هم در همان ۲۰ سال پیش که در ارتباط با برداشت از درختان جنگل تدوین شد، همین بود. در آن زمان مقرر شد حد برداشت پایدار از درختان جنگل؛ ۳ میلیون و ۲۰۰ هزار مترمکعب باشد و امروز شاهد هستیم دقیقا دو برابر آن یعنی ۶ میلیون و ۴۰۰ هزار متر مکعب مصرف داریم. درواقع برای اینکه این مصرف را به تعادل برسانیم، طرح تنفس جنگل ها توسط سازمان جنگل‌ها تعیین شده است. این سازمان اعلام کرد ما ده سال برداشت نمی‌کنیم. این مساله باعث خوشحالی بسیاری از مردم این جامعه که دغدغه محیط زیست دارند شد. در نهایت مقرر شد چوب از خارج بیاوریم. در شرایط فعلی اتفاق دیگری افتاد و مطابق آن عمل نشد. در شرایط کنونی ۱۲ میلیون هکتار بیشتر جنگل نداریم، تازه خیلی از این مساحت هم تُنُک است. در واقع تنها راه نجات جنگل های شمال این است که طرح تنفس جنگل اجرا شود. مساله دیگری که در اجرای طرح تنفس دارای اهمیت بسیاری است مساله جنگل نشینان و دام ها است که باید دید چطور قرار است حل شود. جنگل نشین ها، در جنگل زندگی می کنند و تمام زندگی شان از جنگل تامین می شود.»

*طرح تنفس ناقص
این همه در حالی است که طرح تنفس جنگل که به طور قطعی باید در سال ۱۳۹۶ آغاز می شد، در آن سال آغاز نشد. یعنی تعیین زمان زمستان سال ۹۶، زمانی ناکام برای طرح تنفس بود و حداقل به طور قطعی همچنان در سال ۹۷ برداشت از جنگل های شمال کشور و جنگل های هیرکانی ادامه داشت و طرح تنفس که برای احیای جنگل ها بود همچنان وجه المصالحه قرار می گرفت و به آن بی توجهی می شد.
اما اکنون و با توجه به اینکه جنگل های هیرکانی به ثبت یونسکو رسیده است ، به نظر نمی رسد که بدون دادن وعده طرح تنفس و حفاظت از این جنگل های ارزشمند برای آیندگان از سوی ایران ، امکان طی روند این مراحل انجام پذیر بوده باشد. و این در حالی است که به گفته عضو شورای هماهنگی شبکه ملی تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی کشور و مطابق آمار، سالانه حداقل ۲۵ هزار هکتار از جنگل‌های هیرکانی از بین می‌رود.مسعود مولانا در گفت‌وگو با ایسنا، وضعیت جنگل‌های هیرکانی شمال کشور را وخیم توصیف کرد و هشدار داد: به دلیل تخریب بالا، قاچاق فراوان چوب و عدم نظارت، وضعیت جنگل‌های هیرکانی روز به روز بدتر و نامطلوب‌تر می‌شود. وی با بیان اینکه طرح تنفس جنگل در واقع جایگزینی یک طرح ناکامل به جای ساختارهای معیوب قبلی است، اظهار کرد: در طرح‌های قبلی با وجود عیوب مختلف اما اندک نظارتی وجود داشت اما طرح تنفس جنگل بدون زمینه اجرایی در حد تئوری اتفاق افتاد زیرا بودجه مناسب در اختیار نداشت در نتیجه آن اندک نظارت بر جنگل‌ها نیز از بین رفت. مولانا از کاهش ۵۰ درصدی حجم جنگل‌های هیرکانی شمال کشور طی ۴۰ سال گذشته خبر داد و افزود: از ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار هکتار مساحت جنگل‌های شمال کشور اکنون تنها یک میلیون و ۸۰۰ هزار هکتار آن باقی مانده که ۹۰ درصد آن نیز از حالت پایدار خارج شده است.وی همچنین می گوید که: « اگر اوضاع به همین شکل ادامه داشته باشد قسمت اعظمی از جنگل‌های هیرکانی شمال کشور با سابقه ۲ میلیون ساله که به نوعی موزه طبیعی کهن و منحصر بفردی است را از دست خواهیم داد زیرا هیچ گونه مراقبتی در این حوزه وجود ندارد.»عضو شورای هماهنگی شبکه ملی تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی کشور، دلایل نابودی جنگل‌های هیرکانی را نیز این گونه برمی شمرد:« علاوه بر وجود دام خارج از ظرفیت در جنگل‌ها اما گسترش ویلاسازی ها، تغییر کاربری اراضی جنگلی و تبدیل آن به مزارع کشاورزی، باغات و سکونت گاه‌ها و همچنین قاچاق چوب‌های جنگلی اهرم‌هایی است که به جان جنگل‌های شمال کشور افتاده است.»مولانا، زیان و خسارت ناشی از ویلا سازی و تغییر کاربری اراضی را به مراتب بیشتر از قاچاق چوب دانست و بیان کرد:«با قاچاق چوب تنها درختان قطع شده و عرصه جنگلی دست نخورده باقی می‌ماند بنابراین پس از گذشت چند ۱۰ سال عرصه قابلیت احیای جنگل را دارد اما در تغییر کاربری علاوه بر از دست رفتن درختان، عرصه جنگل نیز نابود شده و امکان احیای مجدد مقدور نخواهد بود.»

*ویلا سازی آفت دیگر به جان جنگل های شمال ایران

موضوعی که مولانا به آن اشاره می کند یکی دیگر و از مهم ترین آسیب های جدی برای جنگل های ایران و بیش از همه جنگل های هیرکانی است. چنان چه طبق آمار ۴۲ درصد تخریب جنگل های شمال کشور توسط ویلاسازی های بی رویه رخ داده است. باید به این مهم توجه کرد که جنگل های هیرکانی شمال ایران تقریبا از نادرترین نمونه های آن در جهان است که شگفتی نمایندگان یونسکو را نی برانگیخته بود. جنگل هیرکانی نوار باریکی است که تمرکز آن در خزر بوده و درختان دیر زیست حدود سه‌هزارساله با منبع غنی ژن‌های سه هزار سال گذشته را دارد و پرفسور هانس دیتر کناپ نماینده سازمان یونسکو و بنیاد سوکهو از کشور آلمان در زمان بازدید از این جنگل ها ، بابیان اینکه تاکنون در جای دیگر دنیا چنین جنگل‌های پهن‌برگ خزان کننده را ندیده‌ام از وضعیت تخریب، قطع درختان و چرای بیش‌ازحد دام در جنگل‌های شمال اظهار تأسف کرده بود.

در واقع ایران با پذیرش پیش شرط هایی موفق شده است جنگل های هیرکانی خود را به ثبت برساند. باید توجه داشت که زمین خواری به شیوه های متفاوتی بروز می کند گاه یه شکل ویلایی روی زمین های کشاورزی یا باغات و جنگل ها ظاهر می شود و گاه معدنی می شود و سر از کوه بیرون می آورد و البته که در سال های اخیر رسما عنوان جنگل خواری نیست در کتگوری جدا در کنار زمین خواری قرار گرفته است.
اگر در رشته جنگل های زاگرس به شدت با قطع بی رویه درختان مواجه ایم ، انچنان که این قطع بی رویه در طول ۴ دهه منجر به چنان فرسایش خاکی می شود که در نهایت چنان آسیبی پس از زلزله را رقم می زند ، در مورد جنگل های شمال با آسیب جدی از سوی ویلاسازی های بی رویه مواجه هستیم که آسیب های جدی تر و بیشتری می تواند در نهایت با خود به همراه داشته باشد.
حالا و پس از ثبت جنگل های هیرکانی یونسکو ، بعد از کویر لوت ایران باید منتظر ماند و دید آیا سازمان ها و نهادهای مربوطه می توانند در مقابل این جنگل خواری های گسترده از قطع درختان تا ویلاسازی ها را بگیرند یا همچنان این کشتی طوفان زده به مسیر طغیان خواهد رفت.