خواب آشفته حیوانات در باغ های بدلی / وضعیت باغ وحش های کشور و موضوع عدم رسیدگی به حیوانات واکاوی شد

در ایران که شاید بتوان وضعیت باغ وحش ها در آن را بسیار بدتر دانست، برای سال ها حیوانات هیچ حقوقی نداشتند و اساسا چیزی به نام حقوق حیوانات در قانون تعریف نشده بود

موضوع باغ وحش های ایرانی و شرایط دشوار حیوانات در آن این روزها و پس از ماجرای باغ وحش هویزه اهواز بار دیگر به صدر خبرها آمده است. پس از اخبرار ناگوار بسیار از باغ وحش های تبریز ، کاشان ، مشهد و … و همچنین گزارش های مکرر بدرفتاری با حیوانات و شرایط به شدت غیرطبیعی و بدی که حیوانات در سیرک های مختلف با آن رو به رو بوده اند به نظر می رسید شاید با نظارت های گسترده اوضاع کمی آرام تز شده باشد اما با گزارش ها و تصاویر رسیده از باغ وحش هویزه ، بار دیگر نشان داده شد که تغییر چندانی در وضعیت باغ وحش های کشور پدید نیامده است و وضعیت نگهداری حیوانات بدون نظارت رها شده و شرایط آنان ناگوار و اسفبار است.

این میل به تماشای موجودات دیگر به غیر از انسان دو پا همواره برای آدمیان جذاب بوده است ، آنقدر که برای کشف تازه ها زمانی به قاره های دیگر لشکر کشیدند و حالا راهی کرات دیگر می شود ، اما این همه تمایل و علاقه برای تماشای حیوانات از کجا آمد و آغاز شده است؟ میل به تماشای حیوانات و حتی استفاده از آنان برای سرگرمی قدمتی طولانی و شاید بیش از دو هزار سال دارد. اما نخستین باغ وحش ساخته شده را اولین بار چینی ها بنا کردند.
اولین باغ‌وحش دنیا در زمان خیلی قدیم یعنی تقریبا حدود ۱۱۵۰ قبل از میلاد مسیح، توسط یکی از امپراطوری‌های چین به‌وجود آمد؛ که در این باغ انواع مختلف گوزن، پرنده و ماهی نگهداری می‌شده‌است.ورود به این باغ وحش احتمالا برای عموم آزاد نبوده است و مخصوص سرگرمی خود امپراطور و درباریان ایجاد شده بود.
در حقیقت ساخت باغ‌وحش یا مجموعه نگهداری حیوانات در یونان، روم و ایران و کشورهای اسلامی سابقه‌ای طولانی دارد. علاقه‌ وافر ایرانیان به شکار و ارتباط آنان با حیوانات تا آن جا که حتی بعضی از حیوانات را به عنوان سمبل قرار داده‌اند را می‌توان دلیل بر وجود باغ‌وحش در ایران پیش از اسلام دانست. نگهداری حیوانات در بین مردم ایران به خصوص از سوی پادشاهان به دوران بسیار قدیمی‌تری باز می‌گردد که آن را در نقش برجسته‌های به جای مانده از دوران هخامنشیان و ساسانیان مانند نقش برجسته‌های (تخت جمشید) می‌توان مشاهده کرد.
حتی طبق متون تاریخی می‌توان گفت که در دوران‌های مختلف تاریخی از حیوانات در دربار پادشاهان برای نمایش‌های مخصوص در مراسم و مهمانی‌ها استفاده می‌شده است.با کمی تحقیق و مطالعه در این زمینه می‌توان پی برد که اعراب نیز فن تاسیس و اداره باغ‌وحش را از ایرانیان آموخته‌اند.
یکی از سرگرمی‌های خلفای عباسی نگهداری فیل و شیر و پلنگ در محلی موسوم به باغ‌وحش بوده است ، این اقدام بیشتر برای ترساندن مردم از دستگاه خلفای عباسی انجام می شده است.

SANYO DIGITAL CAMERA

برخی از پادشاهان نیز در مواقع رسمی حیوانات درنده را با زنجیر و قلاده برای مرعوب کردن حضار از باغ‌وحش به بارگاه خود می‌آوردند.
از آنجا که نگهداری از حیوانات برای باغ‌وحش خیلی خرج برمی‌داشته است بنابراین باغ‌وحش‌ها در دوران باستانی متعلق به پادشاهان و اشخاص خیلی ثروتمند بوده است.اما بالاخره سودای تماشای حیوانات برای انسان همیشه مغرور انگیزه ای شد تا به سراغ ساخت باغ وحش های عمومی برود. اولین باغ‌وحش عمومی دنیا در سال ۱۷۹۳ در پاریس به‌وجود آمد که در حقیقت یک باغ نباتات بود.بعدها باغ وحش های دیگری در ریجنت پارک لندن و باغ وحش برلین نیز ایجاد شدند که این دو بزرگ‌ترین باغ‌وحش های دنیا نیز لقب گرفتند و البته نخستین باغ‌وحش به شیوه‌ی جدید باغ‌وحش لندن است که در سال ۱۸۲۸ بازگشایی شد.

*باغ وحش های ایرانی
نخستین باغ‌وحش به سبک جدید در ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار احداث شد و جایگاه آن باغ لاله‌زار در محل خیابان لاله‌زار کنونی در تهران بوده است و بعدها این باغ به فرح‌آباد منتقل و مرکز باغ‌وحش سلطنتی به شمار آمد.
در پی سفرهای سه گانه ناصرالدین شاه به اروپا وی از تفریحگاه های آنان نیز دیدن کرده بود و به واسطه آن نیز سعی در تقلید رفتار آنان در ایران داشت، و برپا کردن باغ وحش نیز یکی از این رویاها بود. به نحوی که در این باره سیروس سعدوندیان می نویسد که قریب یکصد و پنجاه سال پیش با تعبیه قفسی جهت نگاهداری پرندگان در«باغ لاله زار»، واقع در بیرون دروازه دولت، نخستین باغ وحش، یا به تعبیر آن روزگار«مجمع الوحوش» تهران دائر شد. یکسال بعد، «علاوه بر قفسی که از برای طیور ساخته شده» بود، «قفسی دیگر، نزدیک آن، از برای بعضی از وحوش تعبیه نمودند» و «محمدحسن خان اعتماد السلطنه» را نیز به مباشرت این عمل گماردند و بدین قرار نخستین مدیر باغ وحش تهران«اعتمادالسلطنه» بود.
در واقع به جز دوربین عکاسی و فیلمبرداری و خودرو ، باغ وحش را نیز باید یکی از سوغات های فرنگ ناصرالدین شاه برای ایرانیان تصور کرد.

*نخستین قربانی باغ وحش های ایران

در یکصد و پنجاه سال پیش، ۱۲۸۱ هجری قمری، این باغ وحش نخستین قربانی خود را گرفت. یکی از دو ببر باغ وحش مستحفظ خود را کشت. «روزنامه دولت علیه ایران»، در شماره پانصد و هفتاد و دو، مورخ پنجشنبه سیزدهم محرم الحرام ۱۲۸۲ هجری قمری، در گزارشی به این موضوع پرداخت و نوشت: «کیفیت مجمع الوحوش: در روزنامه های سابق ایران تا کنون از احوالات باغ و حوشی که در حوالی تهران مقرر شده است، ننوشته ام. ولی چون این اوقات چیزی عجیب در باغ وحش رخ نمود، لازم است شمه ای از حال مجمع الوحوش از برای اطلاع مردم، خاصه طالبان علم طبیعی و عالمان علوم حیوان شناسی، این دفعه نوشته شود. در بیرون دروازه دولت باغیست مشهور به لاله زار. ابتدا قفس بزرگی درمیان آن باغ ساختند و اولا از هر جنس طیور در میان آن رها کردند و برای سیر و تماشای عموم ناس آن باغ و قفس باز است و کسی را از سیر آن منع نیست. سه سال قبل، علاوه بر قفسی که از برای طیور ساخته شده است، قفسی دیگر، نزدیک آن، از برای بعضی از وحوش تعبیه نمودند و این قفس که مسکن سباع است، هشت ذرع طول و پنج ذرع آنست و سطح آن سخت و صلب است. خود سباع نگذاشته اند که زیر آن ها را علف های خشک یا تر بریزند. حیواناتی را که در این قفس گذاسته اند، به هیچ نوع قید و زنجیری نیست، بلکه در نهایت آزادی و به اختیار خود حرکت می کنند؛ و ارتفاع این قفس هفت ذرع تا هشت ذرع می شود و بعضی روزن ها در بالای آن مقرر شده که روشنایی بدهد و گاهی به هوای روشنایی که از آن رخنه ها پدید است، سباع از زمین جسته و پنجه به سقف زده اند. غذای این وحوش گوشت خام گوسفند است که در شبانه روزی دو نوبت، دو نفر موکل مخصوص که مراقب حیواناتند و از آن ها به ایشان تاکنون آسیبی نرسیده، در قفس را باز کرده، در کمال جرات و اطمینان داخل قفس شده، طعمه هر یک از حیوانات را به اندازه خود در روی خاک به پیشش می اندازند. حیوانات نیز هر یک قسمت خود را برداشته، به گوشه ای رفته می خورند. بعد از اتمام غذا، آن دو نفر زیرپای آن ها را جاروب کرده و بیرون می آیند و هرگز صدمه ای از حیوانات به آن ها نرسیده؛ مگر سال گذشته که یک نفر مستحفظ جدید«حسن» نام، که مبتلا به مرض غش بود و عادت به احوال درندگان نداشت، روزی که در قفس را برای دادن طعمه باز کرده بودند، ببری غفلت نموده از در بیرون آمده، حسن را گرفته بر زمین انداخت و قصد جان او را کرد. سایر مستحفظین به زحمت زیاد او را از دست ببر مستخلص ساختند؛ ولی چون زخم زیاد از پنجه های ببر بدو رسیده بود، پس از بیست روز مرد.ر این قفس دو ببر است که هر یک سه سال دارند و یک شیر سه ساله و یک پلنگ سه ساله. هر دو ببر ماده و از جنس ببرهای مازندران هستند. شیر نیز ماده و از جنس شیرهای شوشتر و دزفول است. در این میان تنها یک پلنگ نر است. مستحفظین در این اواخر جفت شدن شیر و پلنگ را دیده بودند. به تدریج شیر آبستن شد و در این اوقات، که آخر بهار بود، شیر در همان قفس دو بچه زایید. پدر این بچه ها پلنگ است و مادرشان شیر است و تا حال شیر بچه ها شبیه پلنگ هستند. یعنی در جلد آن ها خال هاست.پس از زاییدن شیر، دو ببر و پلنگ را از آن قفس بیرون برده به قفس دیگر جا دادند و قفس را منحصرا به وجود شیر و بچه هایش کرده، مشغول تربیت آن ها هستند. چون وقوع این حادثه خالی از غرابت نبود، ذکر شد.»

بعد از کشته شدن ناصرالدین شاه پادشاهان دیگر قاجار همچون مظفرالدین شاه توجه خاص به باغ‌وحش و نگهداری حیوانات داشتند و حتی به تعداد حیوانات مختلف باغ‌وحش افزوده شد.اما با روی کار آمدن حکومت پهلوی و تاج‌گذاری رضاخان توجه به باغ‌وحش هم کم‌کم فراموش شده و حتی اولین باغ‌وحش تهران نیز از بین رفت.
در زمان پهلوی دوم بود که باغ‌وحشی در مقابل پارک ملت (خیابان ولیعصر) احداث شد که همسایگان به دلیل آلودگی و مزاحمت، به آن اعتراض کردند و سرانجام در سال ۱۳۶۶ منجر به تعطیلی باغ‌وحش شد.پس از تعیلی باغ وحش پاک ملت خیابان ولیعصر بود که در سال ۱۳۷۱ باغ وحش پارک ارم تاسیس شد و حیوانات باقی مانده باغ وحش پارک ولیعصر که برای ۵ سال سرگردان بودند و تعدادی نیز تلف شده بودند به این باغ وحش منتقل شدند.
امروزه براساس گزارش رییس اداره ساماندهی دفتر حفاظت و شکار و صید سازمان محیط‌زیست در ایران حدود ۷۰ باغ‌وحش و مراکز نگهداری حیوانات و باغ‌پرندگان وجود دارد، که از بین همه آن ها تنها ۱۴ باغ‌وحش مجوز سازمان محیط‌زیست را دارند.

*استانداردهایی که نیست

در سال های اخیر انجمن های بسیاری در سرتاسر جهان بر علیه باغ وحش ها و نکهداری از حیوانات به وجود آمده است. فعالین این حوزه و انجمن های مخالف با ایجاد باغ وحش ها در این سال ها موفق شده اند تا حدود زیادی استانداردهای نگهداری حیوانات را افزایش دهند و حتی در مواردی نتیجه فعالیت آنان تعطیل باغ وحش های غیراستاندارد بوده است.
این حقیقت که باغ وحش ها در همه جای جهان موظف هستند استانداردهای را رعایت کنند حالا دیگر چیز عجیبی نیست و همگان به آن اذعان دارند اما مساله این است که این استانداردها در ایران همچنان یا اصلا رعایت نمی شوند و شاید در حدی کمتر از ۲۰ درصد رعایت شده اند. آزار حیوانات ، کتک زدن آنان ، ایجاد فضایی بسیار کمتر از استاندارد لازم برای زندگی آنان و در موارد پرشماری حتی عدم شستشو و نظافت محل زندگیشان و ندادن غذا به حیوانات از جمله این آزارها در باغ وحش های ایران هستند.

در ایران که شاید بتوان وضعیت باغ وحش ها در آن را بسیار بدتر دانست، برای سال ها حیوانات هیچ حقوقی نداشتند و اساسا چیزی به نام حقوق حیوانات در قانون تعریف نشده بود. در سال های اخیز این وضعیت کمی تغییر کرد. احکامی توسط قضات دقیق برای حیوان آزاری صادر شد که البته غالبا بر اساس این معیار بود که رفتار حیوان آزار باعث تشویش اذهان عمومی شده و همچنان در قوانین ایران از بحران قوانین لازم برای این موضوع رنج می بریم .
در اکثر موارد اساسا ، حیوان از طبیعت شکار می شود و در فضایی بدون استانداردهای لازم در معرض تماشای عموم قرار می گیرد. آن هم در شرایطی که امروز این‌که جانوری را از زیستگاه طبیعی خودش بگیرند و به جایی مثل باغ‌وحش انتقال دهند در هیچ جای دنیا شیوه‌ای استاندارد و مورد قبول نیست.بلکه غالب باغ وحش های استاندارد در جهان تا حد امکان سعی می کنند حتی در باغ وحش نیز زیستگاه طبیعی آن حیوان را بازسازی کنند.حتی در بسیاری از کشورهای دیگر باغ‌وحش‌ها مراکز پژوهشی و جانورشناسی هستند که در زمان های خاص در بخش های خاص امکان بازدید برای عموم از آن ها فراهم می شود .اما متاشفانه در ایران همچنان باغ‌وحش‌های موجود فقط به پول اهمیت می‌دهند و به اسم تفریح و فرهنگ‌سازی با حیوانات بی‌زبان کاسبی می کنند.

* بازدیدهای بی حاصل
در این میان گروهی از فعالین حقوق حیوانات نیز معتقد هستند که بازدید و رفتن و تماشای این حیوانات در این باغ وحش ها می تواند منجر به آزار بیشتر حیوانات شود و بدتر اینکه این حیوانات در گذر سال ها عملا امکان زیست بدون وابستگی را از دست می دهند و در کوتاه زمانی بعد دچار بحران های جدی افسردگی نیز می شوند.
و سوال اینجاست که این که حیوانی توانایی ذاتی خود و غرایزش را از دست بدهد مساله مهمی نیست ؟مساله دیگر نیز در این میان عدم سود کافی برای صاحبان باغ وحش ها و در نتیجه عدم رسیدگی به حیوانات هر باغ وحش دانست. آمارهای تکان دهنده از میزان تلفات حیوانات از گرسنگی و مسمومیت حالا دیگر مساله چندان کوچکی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت و به علت عملکرد‌های ناآگاهانه ، سلامت روانی اکثر این حیوانات در معرض خطر است. به نظر می رسد آدمی با ترکیب وازه باغ وحش و تفریح و گردش ، ترکیبی فاجعه بار برای حیوانات ساخته است.
زندگی حیوانات باغ‌وحش‌های ایران نیز این روزها بسیار اسفناک است. به حدی که آن‌ها را دچار وضعیتی می‌کند که بیماری ZOO CHOSIS نام دارد.وضعیتی که حیوان از فرط ملال و کلافگی رفتارهای عجیبی از خود نشان می‌دهد و به خودش آسیب می‌رساند. و این در حالی است که به تازگی رقابت‌های ناسالمی بین باغ‌وحش‌های ایران شدت گرفته که و همگی دنبال واردات گونه‌های در حال انقراض برای جذب مشتری و مخاطب بیشتر هستند.خطراتی که با توجه به نبود استانداردهای لازم برای حیوانات باغ وحش ها هر روز جدی تر می شود.
در روزهای اخیر اما خبر تاسیس باغ‌وحشی در صفادشت کرج بسیار بحث‌برانگیز شده است.باغ‌وحشی که تعدادی از هنرمندان و سلبریتی‌ها نیز به آن‌جا رفتند و در فضای مجازی خود تبلیغ این مجموعه را کرده‌اند.
به همین بهانه تصمیم گرفتیم سری به باغ وحش مذکور بزنیم و درباره ان پرس و جو کنیم .باغ‌وحشی که به گفته‌ی خودشان خصوصی است و مالکش شخصی به نام علیرضا شرفی است و زیر نظر شهرداری اداره می‌شود.این باغ‌وحش پنج هکتار مساحت دارد و قرار است بر اساس گفته مسولانش به زودی به ده هکتار نیز برسد.این مجموعه علاوه بر باغ‌وحش شامل رستوران، کافی‌شاپ، فضای ماهیگیری و سوارکاری برای کودکان نیز هست.
باغ‌وحش صفادشت که در حال حاضر ۸۰۰ جانور از ۱۰۰ گونه حیوانی مختلف مانند: شیر آفریقایی، ببربنگال، مار آناکوندا، مار پیتون، اسب فلابلا ،کوسه‌ماهی و زرافه‌ آفریقایی و … را دارد و این مجموعه به بازدیدکنندگان اجازه می‌دهد که در ازای پرداخت پول با حیوانات عکس یادگاری بگیرند.
درباره سرمایه ساخت این باغ وحش و چنین مجموعه ای و همچنین نحوه نقل و انتقال این حیوانات اطلاعات دقیقی در دسترس نیست.
در این مجموعه موفق شدیم با یکی از کارکنان باغ وحش نیز صحبت کنیم و او در توضیح به ما گفت :«مثلا شما این پلنگ را ببینید غریزه‌ی این حیوان مثل پلنگ است اما نه آن چیزی که شما در فیلم‌ها می‌بینید.ژنش را دارد اما کنشش را ندارد. محبت و ارتباط خوب ما با آن‌ها باعث شده که بعضی از این حیوانات را حتی بدونه بیهوشی واکسن بزنیم.»

او در توضیح وضعیت این باغ وحش نیز گفت :«هرروز صدها آدم برای بازدید از باغ‌وحش به این‌جا می‌آیند.مثلا از ما می‌پرسند چرا شیر خواب است، یا پلنگ خواب است خب گربه‌سانان در کل روز دو ساعت فعالیت دارند و بیشتر در استراحت و خواب به سر می برند.اگر این‌طور خلق نمی‌شدند و تمام طول روز فعالیت داشتند باعث می‌شد مدام گشنه شوند و تمام حیوانات را بخورند . این‌گونه فقط پشه و مگس از دستشان جان سالم به در می‌بردند.متاسفانه آگاه‌سازی نشده مردم فقط دوست دارند بیایند حیوان را با سنگ بزنند تا بلند شود و بتوانند ببینند و با حیوان عکس یادگاری بگیرند. و وقتی هنوز اکثر مردم فرق بین ببر و پلنگ را نمیدانند چه انتظاری می‌توان از آن‌ها داشت.»
او در ادامه گفت: «کسی که این‌مجموعه را درست کرده است اصلا به دنبال مسائل اقتصادی نبوده است و بیشتر بحث نجات حیوانات را داشته است.تاسیس این باغ‌وحش هم به همین نیت بوده است.در این مجموعه چه بازدیدکننده بیاید چه نیاید ، این‌جا هزینه‌ی خودش را دارد ولی در واقع اگر بیاید کمکی می‌شود به غذا دادن به حیوانات و اینکه باغ‌وحش بهتر بچرخد.اگر غروب‌ها اینجا باشید و یخچال‌هایی که پر از گوشت به این‌جا می‌آیند را ببینید تعجب می‌کنید .می‌گویید همه را این حیوانات میخورند .اما شرایط این است. ما به خورد و خوراک این حیوانات بسیار رسیدگی می‌کنیم .مثلن این حیوانات حدودا روزی هفت تا سیزده کیلو گوشت میخورند.»

او در ادامه نیز می گوید :«همین خرس که نامش (رشید خان) است را ببینید .نمی‌تواند غذا بخورد‌. شکارچی او را زده و ما از او نگهداری می‌کنیم. اگر شرایط برگشت به طبیعت را داشته باشد که ندارد حتما بازپروری و رهاسازی می‌کنیم.اگر پیج خود صفادشت را در اینستاگرام ببینید ما چند روز پیش چند قلاده روباه را رها کردیم.تمام حیواناتی که به این‌جا می‌آیند اگر شرایطش باشد ما رهایشان می‌کنیم.»
البته در روزهای بعد و پس از چند روز تماس توانستیم گفت و گویی نیز با آقای شرفی به عنوان مسول باغ وحش بگیریم. او به ما گفت :«بیشترین و اولین هدف ما نگهداری از حیوانات آسیب دیده و حیواناتی است که از سیرک آمده‌اند ، مشکل دارند و به اصطلاح از چرخه‌ی طبیعت خارج شده‌اند .حیواناتی را که ما از خارج از کشور وارد کرده‌ایم سای‌کیست داشته‌اند که یک قانون بین‌المللی هست که تحت پوشش قوانین بین‌المللی بوده و حیوانات قانونا با مجوز سازمان محیط‌زیست و مجوز سازمان دامپزشکی وارد کشور شده‌اند.»
شرفی همچنین در خصوص تلف شدن یکی از سه زرافه‌ای که سال پیش برای اولین بار وارد ایران و باغ‌وحش صفادشت شد گفت: «حیوانات تلف می‌شوند. این نوع زرافه‌ای که ما داریم غیرسای‌کیست هست. و نه تنها در حال انقراض نیست بلکه این زرافه مجوز شکار و صیدش را هم در آفریقای جنوبی می‌دهند. به خاطر قحطی و خشکسالی و به خاطر این‌که آب حیوانات دیگر را میخورند و محیط طبیعی مثل درخت‌ها را نابود می‌کنند.»
او درباره‌ی گرفتن عکس با حیواناتی از قبیل جگوار، مار، اسب و… که از نظر خیلی از حامیان حیوانات اشتباه است و هم می تواند به انسان‌ها و هم به حیوانات آسیب بزند و در حیوان ایجاد استرس کند جواب داد: «حیوانات هرچقدر به مردم نزدیک باشند بهتر است. هرچه از مردم دورتر باشند حالت وحشی آن‌ها بیشتر حفظ می‌شود و اسارت برایشان سخت‌تر م شود.اما ما با حیواناتمان نزدیک و دوست هستیم و ارتباط صمیمانه‌ای داریم.»

هر چند به نظر می رسد باغ وحش صفادشت فعلا از استانداردهای بهتری نسبت به سایر باغ وحش های کشور برخوردار است اما مشکل اصلی همچنان این مساله است که نهاد نظارتی درستی برای نظارت بر روند باغ وحش های کشور وجود ندارد. مثلا از باغ وحش صفادشت تاکنون بارها گزارش هایی از بدرفتاری با حیوانات و حتی کتک زدن آنان گزارش شده است اما تاکنون هیچ خبری کاملی منتشر نشده است یا پیگیری از نهادهای مربوط رخ نداده است.
مشخصا آن چه نمی توان آن را ازیاد برد این است که هیچ باغ وحش یا مرکزی در ایران نبوده است که بر اساس سیستم نظارتی تعطیل شود بلکه در تمام معدود مواردی که منجر به برخورد یا تعطیلی شده است این نظارت مردمی و یا پخش فیلمی از وضعیت این باغ وحش ها بوده است.

آخرین خبر تاسف بار در این باره نیز مربوط به باغ وحش اهواز بوده است.

تصاویر منتشر شده از باغ وحش هویزه نشان از وضعیت ناگوار این حیوانات داشته است .حیوانات بدون توجه به شرایط خاص هر کدام زیر آفتاب جنوب ایران رها شده اند و قفس های زنگار بسته، و حیواناتی که در بوی مشمئز کننده و متعفنی که از پاکیزه نکردن محیط آنها نشات میگیرد، میوه و سبزیجات گندیده و پلاسیده ای که دور ریختنی های بازار هستند کفِ قفسهاشان را پوشانده است تصاویری است که در این باغ وحش دیده می شود.
حتی یکی از کارکنان آنجا به صراحت می گفت مردم بیایند و به این حیوانات کمک کنند چون گرسنه اند.

در باغ وحش هویزه یکی از تلخ ترین چشمهای منتظر جهان را در پشت قفسهای خود پنهان شده است و شهرداری نیز نه تنها به فکر این حیواناتِ در بند نیست، بلکه آنجا را به امان خدا رها کرده است. میمون هایی که موی تنشان کاملا ریخته بود و پوستشان ترک خورده و گرگهایی که سوءتغذیه دارند و از لاغری آنها می توان استخوان دنده هاشان را شمرد. شیرهایی که با دهان کف کرده له له میزنند و از جمله تصاویر در این باغ وحش هستند. حیوانات در باغ وحش هویزه مرگِ تلخ و دردناکی را تجربه می کنند. به نظر می رسد بحران در این باغ وحش اکنون جدی است و باید شهرداری برای آن فکری کند و مسولان امر در کشور و سازمان حفاظت از محیط زیست برای تمام باغ وحش های کشور چاره ای بیاندیشند.

خبرنگار : تبسم کشاورز
دبیر : میرا قربانی فر