تصادف مرگبار پورشه در خیابان کارگر اصفهان از نگاه چند راوی بررسی شد / کورس با مرگ

خیابان کارگر اصفهان در شب حادثه، تنها فریاد مرگبار برخورد چند خودرو به هم را نشنید که از آن فریاد،ناله ها منعکس شد!صدای اضمحلال شرف و اخلاق،عربده وقاحت،جولان روان پریشی و ناله های مادری که جوان ۲۱ ساله اش را ارزان از دست داد،۲۲ برابر ارزان تر از قیمت آن آهن پاره قاتل!

بیتا محسنی

سناریو غم انگیز سانحه تصادف نیمه شب پنجشنبه،۲۶ اردیبهشت ماه سال جاری در اصفهان،تنها یک سوژه نیست که دستمایه قلم چند روزنامه نگار شود،چند سطر نوشته و در نهایت به بایگانی تاریخ سپرده شود که اگر به همین بایگانی تاریخ سری می زدیم،می توانستیم این فرهنگ منحط را دست کم از جایی سر ببریم!در حافظه آنچه بر این مرز و بوم گذشته،کدام مدیر ارشد و مسئول ذی ربط،از سردمداران پیشین تا رئیس جمهور و وزاری حال حاضر را سراغ دارید که هنگام قصور و آسیب رساندن به قشر عادی،اظهار شرمندگی و جبران مافات در حد بضاعت این کشور که کم هم نیست کرده باشند؟!
راه دوری نیست،به سه سال پیش باز می گردیم!در آذر سال ۱۳۹۵، «قطار مرگ» سرتیتر بسیاری از اخبار شد؛سانحه برخورد قطار مسافربری سمنان- مشهد به شماره ۳۲۴ با قطار مسافربری تبریز -مشهد به شماره ۴۸۰ در ایستگاه هفت خان سمنان که به دنبال آن،۴۵ مسافر در آتش سوختند!
پاسخ به این قصور، بسیار شبیه به جمله «کشتم که کشتم،دیه اش رو می دهم» است که چند روزیست در فضای مجازی دست به دست شده و اذهان عمومی را مکدر کرده است!
پاسخ خونسردانه ای که نه تنها مرهم به قلب داغ دیدگان این حادثه نگذاشت که آتش این داغ را نیز تندتر کرد:«چه آنهایی که کشته شده‌اند و چه آنهایی که مجروح هستند، زیرپوشش بیمه قرار دارند و از این جهت نگرانی خاصی وجود ندارد»!
مسئولان در شانه خالی کردن از تقصیر،ید طولایی دارند اما اشاره به موارد بیشتر در این گفتار نمی گنجد.تنها می توان اشاره کرد که سرریزی این روحیات،از مقامات رسمی است که به نوکیسگان نیز مجال به رخ کشیدن انسانیت نداشته شان را با پوسته خونسردی مالی می دهد!
خیابان کارگر اصفهان در شب حادثه، تنها فریاد مرگبار برخورد چند خودرو به هم را نشنید که از آن فریاد،ناله ها منعکس شد!صدای اضمحلال شرف و اخلاق،عربده وقاحت،جولان روان پریشی و ناله های مادری که جوان ۲۱ ساله اش را ارزان از دست داد،۲۲ برابر ارزان تر از قیمت آن آهن پاره قاتل!

*شرح ماجرا؛نیمه شب اتفاق افتاد!

بعد از ظهر پنجشنبه،۲۶ اردیبهشت ماه سال جاری بود که به دنبال انتشار یک رشته توییت،ماجرای تصادفی مرگبار در خیابان کارگر اصفهان همراه با فیلم ها و چند عکس از صحنه تصادف،در فضای مجازی قوت گرفت!این اخبار حکایت از آن داشت که در بامداد پنجشنبه،یک پورشه سیاه رنگ که با سرعتی غیر مجاز در خیابان کارگر اصفهان در حرکت بود،در تصادفی مرگبار با چند خودرو دیگر برخورد کرده که در اثر آن راننده یکی از خودروها که یک پراید سفید رنگ بود کشته شده و راننده پورشه نیز از صحنه فرار کرده است!این در حالی است که رسانه ملی و برخی خبرگزاری ها،دو روز بعد از حادثه یعنی در روز شنبه از این واقعه صحبت می کنند!

*روایت اول؛آقازاده ها در کورس !

این سانحه،توسط برخی رسانه‌ها به این صورت روایت شده است:در هنگام کورس «دو» خودروی پورشه یکی از پورشه‌ها با انحراف از مسیر اصلی با یک دستگاه پراید برخورد می‌کند که به مرگ راننده آن منجر می‌شود.پورشه اما متوقف نشده و در ادامه با یک دستگاه پژو ۲۰۶ هم برخورد می کند!
گویا راننده‌ یکی از پورشه ها دختر جوانی بود که با پسری که راننده‌ پورشه دیگر بوده رابطه‌ نزدیکی داشت.اما پای «آقازاده ها» زمانی به ماجرا باز می شود که یکی از کاربران توییتر،با اشاره به کلیپ منتشر شده از صحنه تصادف،به نکته جالبی اشاره می کند؛این ویدئو نشان می‌دهد که پلیس در محل حضور دارد و عده زیادی از مردم نیز جمع شده اند. در فیلم صدای فریاد نامفهوم زنی می‌آید.این کاربر مدعی است صدای خواهر راننده پورشه است که گفته است:«‌کشتیم که کشتیم، دیه اش را می‌دهیم»!
اما تنها جمله‌ای که در فیلم قابل تشخیص است این است: «آقا میفهمین؟ این ماشین کلی پولشه کجا میخواین ببرینش!»

راوی ادعا کرده است گویا راننده «آقازاده» است چرا که متعاقب همین ادعا،‌پلیس پیگیری نکرده و تنها خطاب به خسارت دیدگان که ظاهرا علاوه بر پراید،دو خودرو دیگر هم هستند،می گوید که بهتر است به جای شکایت با خانواده راننده خاطی توافق کنند!هرچند سرهنگ ابوالقاسم چلمقانی، رئیس پلیس راهور اصفهان بعدا این ادعا را رد کرد و گفت که این تصادف ارتباطی به هیچ یک از مسئولان نداشته و راننده آن آقازاده نبوده است! از طرفی دیگر تاخیر پلیس و رسانه ها در انتشار گزارش رسمی از این اتفاق، تاخیر در شناسایی قربانی حادثه حتی برای خانواده اش،برای برخی از مردم،حساسیت ایجاد کرده است!روایت اول منهای ماجرای آقازاده ها،همان روایتی است که رسانه ملی و برخی از مطبوعات از شب حادثه نقل کرده اند،یعنی تصادفی که نتیجه کورس شبانه چند فرد از قشر مرفه جامعه بود!

*روایت دوم؛در تعقیب با چراغ گردون!

اما ماجرا تنها به روایت اول ختم نشد،چرا که علاوه بر مامورین پلیس،مردم زیادی نیز در صحنه حاضر و خود سانحه نیز یک شاهد داشت که صورت ضارب را دیده بود!از طرفی با تاخیر پلیس در اعلام رسمی آنچه گذشت،بسیاری از کاربران فضای مجازی و خبرنگاران به صورت مستقل،به گره گشایی ماجرا پرداختند.

حسین یزدی، خبرنگار اصفهانی و مدیر کانال تلگرامی «‌ایران‌تایمز»، درباره جزئیات این حادثه به نکات تازه ای اشاره می کند،وی همان خبرنگاری است که با تنها شاهد سانحه تصادف مصاحبه کرده است:
«‌‏ساعت ۲۳:۳۰ یک پورشه و یک ۲۰۶ در حال فرار بودند و یک تویوتا دو کابین با چراغ گردان دنبال آن‌ها بود!‏بلافاصله بعد از اصابت پورشه به پراید و مرگ راننده،تویوتا دو کابین دور زده و صحنه را ترک کرد».
شاهد ادامه می دهد:«‌راننده ماشین را رها کرده و فرار می کند.گویا بعد از فرار با خواهرش تماس می گیرد.خواهر ضارب به همراه دوستش با یک دستگاه لکسوس،از راه می رسند.ایشان همان خانومی است که صدای فریادش در کلیپ به گوش می رسد.گویا تعدادی از مردم مرتب سر ماشین می‌رفتند و برخی وسایل درون ماشین را بر می‌داشتند!‏خواهر داد و فریاد می‌کند که برای چی سر ماشین می‌روید؟می‌دانید قیمت این ماشین چند است؟! و حتی کار به زد و خورد هم کشیده می شود!‏پس از مدتی پدر ضارب با پورشه دیگری به سر صحنه می‌رسد».

‏پلیس از شاهد می‌پرسد شما تنها کسی هستید که راننده را دیدید اگر ما شما را احضار کردیم حاضر به شهادت هستید؟! شاهد می‌گوید بله!
گویا ‏شاهد در مصاحبه با یزدی ادعا می کند،از آن شب تا حالا هنوز توسط پلیس احضار نشده است!

یزدی در تکمیل این جزئیات،خود ادامه می دهد:«‌خانواده پسری که سوار پورشه بوده، از خانواده های نسبتا متمول اصفهانی هستند. پدرش نمایشگاه ماشین دارد و دلالی ماشین می‌کند اما خانه‌شان در خیابان دشت بهشت است که منطقه‌ای متوسط محسوب می‌شود!ماشینی که
ضارب سوارش بوده، متعلق به پدرش است.ضارب با ماشینش به یک پراید و یک پژو ۲۰۶ اصابت می‌کند و منجر به کشته‌شدن یک جوان می‌شود؛طبق آخرین خبرها او گواهینامه هم نداشته و خود را تسلیم پلیس کرده است».

اما نکته قابل توجه در صحبت های این خبرنگار اشاره به دخالت پلیس است،با توجه به ادعای تنها شاهد ماجرا که یک تویوتا دو کابین در تعقیب این پورشه بوده،یزدی مدعی شده است که :«‌پلیس بدون دستور دادستانی،به دلیل سرعت زیاد این دو ماشین،دست به تعقیب و گریز زده در حالی که این حق را ندارد. پلیس در تعقیب و گریز دنبال یک پورشه و ۲۰۶ می‌رود و اینجا بودن یک پورشه دیگر دروغ است»!
این در حالیست که طبق ادعای رسانه های دیگر که در روایت اول مطرح شد،دو پورشه با سرعت در حرکت بودند و یکی از آنها از مسیر منحرف شده و با یک پراید و یک پژو تصادف می کند،این همان ادعایی است که در گزارش پلیس هم منتشر شده است!
*روایت سوم؛مالک همان ضارب نیست!

با بالا گرفتن ماجرا،کاربران شبکه های مجازی با دست به دست کردن تصویری،سعی در شفاف سازی هویت ضارب کردند،این در حالی است که تصویر مربوط به مالک اصلی خودرو بود و نه ضارب!
مالک پورشه،در گفتگویی با روزنامه «هفت صبح» در این خصوص اظهار کرد:«من این خودرو را حدود پنج ماه پیش به شخص دیگری به طور قسطی فروختم. آن شخص، پدرِ راننده بوده که ابتدا فرار کرده و حالا دستگیر شده است. من هیچ ارتباطی با آن‌ها ندارم و از آن‌ها نیز دست خط دارم که خودرو به صورت اجاره به تملیک نزد آن‌ها است تا قسط‌هایشان را به صورت کامل پرداخت کنند. به همین دلیل خودرو هنوز به نام من است اما در رهن فرد دیگری بوده. تا آنجا که من خبر دارم، پدر راننده خبر نداشته که پسرش پورشه‌ی او را بیرون برده. آنگونه که ما شنیدیم وقتی که او خواب بوده، پسرش به طور مخفیانه پورشه‌ او را بیرون می‌برد و تصادف می‌کند. آن پسر از ترس پدرش و فاجعه‌ای که رخ داده فرار می‌کند. پدرش صبح که از خواب پا می‌شود و از هیچ جا خبر نداشته؛ زمانی که به پارکینگ می‌رود، می‌بیند ماشین‌اش نیست و فکر می‌کند آن را دزد برده. با پلیس تماس می‌گیرد تا گزارش سرقت دهد که متوجه می‌شود خودروی‌اش به دلیل تصادف، توقیف شده است…»

*روایت چهارم؛تصمیم به تسلیم!

سرانجام روز دوشنبه،۳۰ اردیبهشت،محمدرضا خدادوست فرمانده انتظامی شهرستان اصفهان خبر داد که راننده خاطی تسلیم و روانه زندان شده است.پسر ضارب در یک گزارش تلویزیونی محلی اصفهان به صورت اجمالی از شب حادثه گفت:«چون گواهینامه نداشتم، ترسیده بودم. حال خودم هم بد بود. سرم خورده بود به شیشه ماشین.منگ بودم و چیزی نمی فهمیدم. فرار کردم، زنگ زدم به خواهرم که به آمبولانس خبر بدهد».

خدادوست نیز در گفتگویی اظهار کرد: «مأموران پلیس در اجرای قانون تفاوتی بین افراد قائل نیستند و با هر کسی در هر جایگاه و مقامی باشد در صورتی که قانون و حقوق شهروندی را زیر پا بگذارد، قاطعانه برخورد می‌کنند»!

*روایت آخر؛جوانی که به مقصد نرسید!

«سرعت یکی از پورشه ها، به حدی بالا بود که باعث انحراف از مسیر و برخوردش با یک خودرو پراید شد.پراید روی سقفش به داخل پیاده‌رو هدایت و چند دور چرخید.به فاصله چند ثانیه،خودرو سالم به یک لاشه مچاله تبدیل شد،مردم فریاد می زدند:یا قمر بنی هاشم،جوان مردم تلف شد!به بیمارستان نکشید،شنیدم در راه جان داد…»
در میان قشون کشی برخی رسانه ها به قشر اشراف و سرمایه دار،یک نام جز در توضیحی چند خطی جاماند.تنها قربانی پنجشنبه مرگبار؛«فرهاد طاهریان»!
تازه وارد بیست و یک سالگی شده،ورزشکار بود و دانشجوی سال دوم رشته کامپیوتر.شب حادثه در راه رفتن به خانه تصمیم می گیرد به نزدیک ترین پمپ بنزین رفته و بنزین بزند،اما هیچ گاه به خانه نمی رسد!

ضجه های مادرش هنوز در گوشم می پیچد،در همان کلیپی که چند روز است در فضای مجازی دست به دست می شود!او پیشتر در مصاحبه ای با روزنامه «هفت‌صبح» گفت:«از چهارشنبه شب که پسرم به خانه برنگشته تا روز جمعه از هیچ چیز خبر نداشتم. به اورژانس زنگ زدم اما گفتند چنین موردی ثبت نشده، به پلیس زنگ زدم آن ها هم همین جواب را دادند.در آخر خودم تصمیم گرفتم به بیمارستان‌ها سر بزنم تا شاید اثری از فرهاد پیدا کنم.تا اینکه در بیمارستان «شریعتی» اصفهان گفتند یک نفر با مشخصات پسرم ثبت شده و باید به «سردخانه» بروم برای شناسایی.خودش بود؛فرهادم!»
مادر فرهاد ادامه داد: «چطور دو روز جسد او در بیمارستان بوده اما کسی خبر نداشته؟ چرا در هیچ جا مشخصاتش ثبت نشده بوده؟ به ما گفتند چون گوشی‌اش قفل داشته نتوانستند ما را پیدا کنند. این جواب یعنی چی؟ مگر فقط با گوشی پیدا می‌کنند؟ کارت‌های عابر بانک‌اش بوده، مشخصاتش بوده. چرا دو روز ما باید دنبال پسرمان باشیم و در آخر خودمان بفهمیم که در تصادف جانش را از دست داده؟به ما گفتن دیه‌اش را می‌دهند.اما من فقط قصاص می‌خواهم و رضایت نمی‌دهم.»

در پایان این گفتار تنها به یک نکته اکتفا می کنم.همه ما در برهه ای از زمان و در نقطه ای از مکان گرفتار شده ایم که تنها یک قاعده بر آن حکمفرماست؛سخت زندگی کن و در نیمه شبی نزدیک،آسان بمیر!