باران هم آمد و آیناز همچنان ناپدید است / ۷ ماه از ناپدید شدن آیناز غلامی ، کودک همدانی گذشته و همچنان راز گم شدن او در پرده ای از ابهام باقی مانده است

آیناز غلامی ، کودک خردسال همدانی ، ۷ ماه پیش در مقابل در خانه مسکونیشان ناپدید شده است و تلاش ها برای بازگرداندن و یافتن او تاکنون بی نتیجه مانده است. در هفته های گذشته باران ، دختراراکی با ممارست پلیس و نیروهای انتظامی به خانه بازگشت و حالا بسیاری چشم انتظار بازگشت آیناز به خانه هستند.

مرجان قربانی فر

آیناز آیناز گم شده یا ربوده شده است؟ این سوالی است که این روزها از همیشه بیشتر پرسیده می شود. دخترکوچولویی که زمانی که خبر ناپدید شدنش بر صد ر اخبار آمد شاید کمتر کسی تصور می کرد این ماجرا برای ماه های طولانی ادامه پیدا کند و آیناز به خانه باز نگردد. ۷ ماه از ناپدید شدن آیناز می گذرد و حالا سوالی هر روز از روز قبل پررنگ تر می شود ، آیا آیناز ربوده شده یا مفقود شده است و آیا خانواده او حقیقتا از نوع و امکان ناپدید شدن این کودک بی خبر هستند ؟ و شاید اکنون و پس از مدت ها بسیاری در پس ذهن از خود می پرسند ، آیا آیناز ، پس از گذشت ۷ ماه ، هنوز زنده است؟ سوالی ترسناک که بسیاری شاید از تکرار آن برای خود نیز هراس دارند.
هفته ای بعد از ناپدید شدن آینازغلامی بود که به گزارش رکنا ،سرهنگ رضازارعی با بیان اینکه آیناز دختر بچه ۸ ساله همدانی از روز پنجم مهر ماه سال جاری (سال ۱۳۹۷) گمشده است، گفته بود:«این دختر بچه برای بازی کردن در کوچه از منزل خارج می‌شود و دیگر برنمی‌گردد.» رئیس پلیس آگاهی استان همدان امکان ربوده شدن این دختر بچه را ضعیف دانسته و گفته بود که« با توجه به بررسی و تحقیقات عوامل آگاهی، متأسفانه تا کنون هیچ نشانه و سرنخی از این دختر پیدا نشده و عوامل پلیس آگاهی برای یافتن این گمشده تمام تلاش خود را به‌کار گرفته‌اند تا آیناز ۸ ساله را به آغوش خانواده بازگردانند. شهروندان در صورت یافتن این گمشده و یا مشاهده اش در اسرع‌وقت به عوامل نیروی انتظامی اطلاع دهند.»

با این حال و پس از گذشت ۷ ماه همچنان از آیناز خبری نیست و همچنان هیچ سرنخی نیز نشان از دزدیده شدن آیناز وجود ندارد به طوری که حدود یک ماه پس از ناپدید شدن آیناز کوچک ، «رکنا» در خبری مدعی شده بود که رئیس پلیس آگاهی همدان از پیدا شدن سرنخ‌هایی از «آیناز» خبر داده و گفته است«احتمال نمی‌رود او را دزدیده باشند.»رضا زارعی با اشاره به اینکه یک ماه از گم‌شدن آیناز دختربچه هفت ساله همدانی می‌گذرد، گفته بود :« اخیراً سرنخ‌هایی از این اتفاق به دست آمده است، اما قطعی نمی‌توان نظری داد اما در کل به نظر نمی‌رسد این کودک دزدیده شده باشد، اما همچنان تحقیقات ادامه دارد.»

همچنین پدر آیناز در گفت و گویی با رکنا به مواردی اشاره می کند که نه تنها گره ای را باز نمی کند بلکه به گره های بسیار پرونده می افزاید . پدر آیناز غلامی در بخش هایی از آن گفت و گو می گوید که «آیناز با نامادری و خواهرش در بیرون از خانه بودند که یک دفعه خواهرش قصد قضای حاجت می کند و از آنجا که کوچک بوده است همسرم که همان نامادری آیناز است او را به داخل می برد و بعد از بازگشت متوجه می شود آیناز نیست. همسرم آیناز را خیلی دوست داشت و از وقتی که این اتفاق رخ داده دائم مرا در یافتن آیناز همراهی می کند اما اینکه آیناز کجا رفته و چه کسی او را ربوده است ما خبر نداریم. بعد از گمشدن اش همه جا را گشته ایم. حتی پلیس از همسر سابقم نیز سوالاتی پرسیده است چراکه شک مان به سمت آنها نیز رفت اما از آنجایی که از بچگی من آیناز را بزرگ کرده ام و همسر سابقم حتی کوچکترین سراغی از او نگرفته است گمان نکنم آنها در این ماجرا دخالتی داشته باشند. همه سعی و تلاش خودم را تا لحظه پیدا شدن آیناز انجام می دهم اما خب این شب ها نه خواب دارم و نه قرار. نه می دانم دخترم کجاست و نه می توانم نشانه ای از او پیدا کنم در حالیکه نشسته ام تا یک خبر کوچک از او شود و از طرفی هم گاهی اوقات شایعاتی در مورد دخترم می شود که حتی خودم را هم ترغیب می کند به ماموران زنگ بزنم و از شایعاتی که می دانم دروغ هستند مطمئن شوم. یک بار می گویند مادربزرگش او را برده است یک بار می گویند نامادری اش بلایی سر آیناز آورده است و هر بار چیزی می شنوم که اصلا می مانم این حرف ها از کجا در می آید.»

* روزهایی که در بی خبری می گذرد
شاید کمتر کسی اما تصور می کرد روزشمار گم شدن آیناز غلامی به ۷ ماه برسد. بارها مصاحبه رییس پلیس همدان و جست و جو ها و تلاش های نیروهای انتظامی تاکنون بدون نتیجه مانده است اما در این میان به نظر می رسد رازهای دیگری نیز در این پرونده وجود دارد ، از آن جمله این که پدر آیناز در حالی تاکید داشته که نامادری آیناز نگران کودک بوده است که شواهد شهود محلی و همسایگان چیزی خلاف این را نشان می دهد.
پدر و مادر آیناز وقتی او خیلی کوچک بود از هم جدا شدند. آیناز با پدر و نامادری زندگی می کرد و طبق ادعای اولیه پدرش مادر بعد از طلاق به دیدن آیناز نمی آمده است. این ادعا در حالی بود که ناگهان پس از گذشت چند ماه عنوان شد که روایت نخست درست نبوده و مادر آیناز به دیدن کودکش می آمده است و البته هیچ گاه ، هیچکدام از این روایت ها تایید نشد و همچنان موضوع در پرده ای از ابهام باقی مانده است.
از سویی دیگر آیناز یک بار پیش از این نیز در دو سالگی دچار سانحه ای دلخراش شده بود و به علت آن چه ، خانواده وی «سانحه پرت شدن از پله ها » عنوان می کنند ، او دچار ضربه مغزی شده و یک چشم خود را از دست داده بود.همچنین طبق آن چه همسایگان بیان می کنند ، نامادری آیناز هرگز رفتار درستی با او نداشته است.
در همین رابطه نیز شاهین صمدپور ، خبرنگار و مستندساز و فعال اجتماعی نیز متنی را بر روی صفحه اینستاگرام خود به اشتراک گذاشت که نشان می داد ، رفتار ها در محیط خانواده با آیناز مناسب نبوده است. صمدپور در بخشی از این متن نوشته بود :« هر روزی که داره می گذره امیدها برای پیدا شدن این بچه ی زجر کشیده و معصوم داره کمرنگ تر میشه .در مورد گم شدن آیناز من هیچ پیش بینی ندارم اما چند واقعیت موجود رو عرض می کنم ،یک: آیناز در دوران بچگی وقتی با نامادری تنها بوده به طور اتفاقی از پله ها پرت میشه پایین ضربه مغزی میشه و بینایی یک چشم اش رو از دست میده.دو:همسایه ها درباره ی رفتار بد نامادری با آیناز بارها به من پیغام دادن ، در صحبت هایی که با پدرِ آیناز داشتم او هم این موضوع رو تایید کرده.و اما ماجرای گم شدن آیناز : آخرین بار در حالی که پدرِ آیناز خونه نبوده نامادری ، آیناز و بچه ی خودش رو به کوچه می بره ، نامادری ادعا می کنه که بعد از مدتی بچه ی خودش رو برای استفاده از سرویس بهداشتی به خونه برمی گردونه و آیناز دم در می مونه و وقتی بعد از چند دقیقه به کوچه برمی گرده می بینه آیناز دیگه نیست .من خیلی دوست داشتم با نامادری آیناز یه مصاحبه ای داشته باشم و کمی درباره ی ماجرای گم شدن آیناز گپ و گفت کنیم اما فعلن ایشون شرایط اش رو ندارن ، ایشالا بچه ی دوم شون که به دنیا اومد بعد برای مصاحبه خدمت شون میرسم .آیناز عزیز و دوست داشتنی بچه ی بی گناه و زجر کشیده امیدوارم قبل از اینکه دیر بشه بتونیم برات کاری کنیم .»
در واقع این بخش از متن صمدپور نشان می دهد او نیز به استناد شهادت شهود می تواند حداقل روایت کند که آیناز غلامی در محیط خانه از حداکثر امنیت برخوردار نبوده است.

*غروب حادثه ادامه دارد
غروب روز گم شدن آیناز طبق ادعای نامادریش، آیناز و فرزند دوم خانواده که متعلق به نامادری بوده است برای بازی بیرون می روند. بعد از چند دقیقه فرزندش به سرویس بهداشتی احتیاج پیدا می کند و نامادری بدون آیناز به خانه بازمی گردد.
در این بخش است که سوالاتی می تواند به وجود آید . آیناز در ۲ سالگی بینایی یک چشم خود را از دست داده بوده و مشخصا ایشان از وضعیت آیناز اطلاع داشته اما او را در خیابان رها کرده است و این در حالی است که پدر آیناز بارها بر روی ترسو بودن آیناز و وحشتش از تنهایی تاکید کرده است . از سویی دیگر ساعت اعلام شده تقریبا هوا تاریک است و چه اصراری بوده که کودک برای بازی و آن هم به تنهایی در خیابان بماند؟
طبق گزارش پرونده و اظهارات پدر و نامادری ، چند دقیقه بعد از برگشتن آثری از آیناز در کوچه نبوده است. بعد از آمدن پدرش براساس ادعای مطرح شده همان اطراف را برای یافتنش جست و جو و چاه های منطقه را نیز بررسی می کنند و سپس به پلیس اطلاع می دهند. نیروی انتظامی جست و جوی خود را آغاز می کند و در اولین مرحله از مادر آیناز بازجویی می شود اما به مورد مشکوکی برنمی خورند.
در نهایت افسر تجسس پرونده به نامادری مشکوک می شود و با مشاوره نیروی انتظامی سرانجام پدر تصمیم به شکایت از نامادری می گیرد.رفتار نامادری همیشه با آیناز نامناسب بوده و وقتی پدر تصمیمش برای شکایت از نامادری قطعی می شود ،همسردوم اعلام می کند که باردار است و به این ترتیب و با ادعای اینکه به علت بارداری وضعیت و حال او مناسب نیست از حضور در بازپرسی سرباز می زند و عملا برای ۷ ماه پرونده در مرحله تحقیقات باقی می ماند و همچنان نام آیناز غلامی ، کودکی کم توان و ضعیف ، در لیست کودکان گم شده باقی می ماند.
این در حالی است که چند ماه پیش رییس پلیس همدان طی مصاحبه ای که با خبرنگاران داشت عنوان کرده بود که آیناز گم نشده است و شواهدی وجود دارد که به زودی درباره او اطلاع رسانی خواهد شد.از تاریخ این گفت و گو حدود ۵ ماه گذشته است اما همچنان نه آینازی به خانه بازگشته و نه اطلاع رسانی در این رابطه رخ داده است .

از سویی دیگر ماجرای گم شدن آن قدر طولانی شده است که کم کم نبودن آیناز رنگ عادت به خود گرفته است.
در ماه های اخیر چندین پرونده مفقودی کودکان و یا کودک ربایی همچون پرونده «باران شیخی» باز و بسته شده است. پرونده باران شیخی ، دختر اراکی که نیروی انتظامی با تلاش شبانه روزی اش او را نجات داد و آدم ربایان را دستگیر کرد و به خانه بازگرداند و باعث خوشحالی بسیاری شد ؛ اما متاسفانه با گذشت ۷ ماه پرونده مفقودی آیناز غلامی او همچنان ناپدید است و تقریبا هیچ اطلاع خاصی از او در دست نیست.
کودکان دنیای از معصومیت و سادگی هستند. آنان برای ادامه حیات و شکوفا شدن به کمک خانواده ، والدین و جامعه نیاز دارند و آیناز غلامی با وضعیت خاصی که دارد و بینایی تنها یک چشم بیش از سایر کودکان به کمک نیاز دارد. کاش حالا و پس از گذشت ۷ ماه با توجه مسولین راز مفقود شدن این کودک پیگیری و بر همگان آشکار شود.